یک تئاتری اصیل..........

این روزها میبینیم که بازیگر مشهدی خانه سینمای تهران گل کاشته و داره شیوه ی جدیدی از بازیگری و نگرش به این پروسه را به همه ارائه میده.این هنرمند در اصل تئاتری معتقد است که تئاتر در مقايسه با سينما اتفاق هنريتري است.حال با هم ببینیم او در نشست خبری تئاترش به نام سگ سکوت چه کرده
اين بازيگر كه از 15 تير ماه با نمايش «سگ سكوت» در تماشاخانه ايرانشهر به صحنه رفت.در نشست خبري اين نمايش با بيان اين مطلب ادامه داد: تئاتر براي يك بازيگر پروسه شارژ بسيار عالي محسوب ميشود. به ويژه براي بازيگران سينما كه فرصت چنداني براي شارژ فكر، بيان و ... پيدا نميكنند، اما تئاتر به دليل مبادلاتاش اتفاق هنريتري در قياس با سينماست.
او ادامه داد: در سينما به دليل مرحله پيشتوليد سريع آن، چيزي براي ديالوگكردن وجود ندارد به همين دليل ممكن است يك اثر سينمايي به ورطه ابتذال بيفتد.بهداد درباره حضورش در اين اثر نمايشي توضيح داد: تئاتر براي من كه تحصيلاتام تئاتري است، موضوع شگفتانگيزي نيست. چراكه در دوره دانشجويي تجربه كاركردن در بسياري از آثار را داشتهام. شگفتي تئاتر براي من در روزمرگي و رشد كُند آن است. از آنجا كه اين رشد كُند اصالت و حقيقت دارد، موجب شگفتي من ميشود. البته من از تئاتر خيلي ميترسيدم چون از سالهاي دانشجوييام بسيار فاصله گرفته بودم و صحنه را در حد رفع تكليف

دانشگاه تجربه كرده بودم. اما حضور بازيگري مانند پانتهآ بهرام كمك بسياري به من كرد و معتقدم حضور او در اين نمايش كاملا جادويي است.به گزارش ايسنا، در ادامه اين نشست كه در خانه هنرمندان ايران برگزار شد، طلا معتضدي نويسنده و دراماتورژ نمايش «سگ سكوت» با اشاره به همكارياش با آروند دشتآراي و سارا ريحاني از سه سال پيش درباره اين تجربه جديد توضيح داد: اصولا ما كارمان را با يك متريال اوليه آغاز ميكنيم و هر سه درباره آن نظر ميدهيم و در طول زمان و با توجه به قابليتهاي بازيگران و ديگر اعضاي گروه، نمايش شكل ميگيرد.
او همچنين با اشاره به وجود عنصر روايت در اين نمايش يادآور شد: ايده اوليه اين متن بازگشت است مردي بعد از مدتها به خانه پدرياش بازميگردد و اتفاقاتي ميان همسر او و خواهرش شكل ميگيرد، نمايش چيزي بين زمان ذهني و واقعي است و به معناي ديگر برداشتن مرز بين خواب و زندگي واقعي است.
معتضدي كه پيش از اين دو تجربه همكاري مشترك با گروه هنرهاي اجرايي ويرگول داشته است، تصريح كرد: بعد از نمايش «راهشو پيدا كن» تصميم گرفتيم به زباني سادهتر برسيم كه تماشاگر بتواند با ما همراه شود و نمايش جديد ما نقطه شروعي است براي روايت يك قصه در تئاتر تجربي، چراكه همواره اين چالش وجود داشته كه آيا تئاتر تجربي ميتواند قصهاي هم روايت كند و ما اميدواريم كه بتوانيم در اين زمينه موفق شويم، البته داستان نمايش ما خطي نيست.در بخش ديگري از اين نشست آروند دشتآراي كارگردان اين نمايش به تشريح ويژگيهاي اين اثر نمايشي پرداخت و گفت: اين نخستين تئاتري است كه تهيهكننده خصوصي دارد و از همان آغاز با بازيگران قراردادهاي مرسوم بسته شده است. از سوي ديگر استفاده از بازيگران سينمايي در يك تئاتر تجربي ديگر ويژگي نمايش ماست، چراكه معمولا اين بازيگران در تئاترهاي غيرتجربي حضور دارند و اين نخستينبار است كه از بازيگران سينما در تئاتر تجربي استفاده ميكنيم، حضور بازيگران سينما در تئاتر قبلا تجربه شده است، اما اين بازيگران به تئاتر تجربي راه نيافتهاند. چون اصولا بايد در اين شيوه نمايشي ديده نشوند و در خدمت كار باشند و اين نيازمند فرهنگي است كه در سينماي امروز ما وجود ندارد.
به اعتقاد او؛ پروسه پردازش و مهندسي يك ايده، يكي از مهمترين نكات در مورد توليد آثار تجربي است.
دشتآراي در اين زمينه متذكر شد: رابطه ما با تمام اعضاي گروه كاملا متفاوت است و پروسهاي كاملا كاربردي و آزمايشي است. اين نوع تئاتر بسيار خطرناك، دشوار و پر از تاريكي است. اصالت، زماني رخ ميدهد كه تكتك عناصر پروسه را به طور آزمايشگاهي و با تغييرات صددرصدي بپذيريم.
سپس سارا ريحاني طراح حركات و يكي از بازيگران اين نمايش هم در سخناني مهمترين عنصر موجود در پروسه كاري اين گروه نمايشي را اطمينان دانست و يادآور شد: در فضاي بداههپردازي تا زماني كه نتوانيم خود را رها كنيم توليدي اتفاق نميافتد. در اين نمايش طراحي حركت معاصر انجام داديم و تمرينات و حركتمان همه بر مبناي آزادشدن همه اعضاي گروه بود.
او ادامه داد: آنچه براي ما اهميت بسياري دارد انتظاري است كه از تماشاگر داريم كه بدون پيشزمينه و پيشفرض به ما اجازه بدهد كه او را رها كنيم.
همچنين آروند دشتآراي با ارايه توضيحاتي در مورد ديگر تجربيات مشتركاش با سارا ريحاني و طلا معتضدي اضافه كرد: در گروه ما نخستينبار است كه نوعي روايت را تجربه ميكنيم و اين چالشي است ميان فضاسازي و قصهسازي اين متن به ما اجازه داد كه در كنار روايت قصه نوع چينش كلمات به گونهاي باشد كه اجازه فضاسازي را بدهد.
او سپس درباره اجراي اين نمايش در تماشاخانه ايرانشهر افزود: در پروسه تمرين رايزنيهايي را با مكانهايي مانند فرهنگسراها، كاروانسراها و ... انجام داديم، اما ميخواستيم سالن استانداردي در خور نمايشمان داشته باشيم كه به لحاظ نورپردازي و امكانات حرفهاي و همينطور دسترسي مخاطبان كاملا مناسب باشد. بر همين اساس در بازديد از تماشاخانه ايرانشهر اين سالن را بهترين و ايدهآلترين مكان براي اجراي نمايشمان ديديم.
امیدوارم که او پله های ترقی را یک به یک بالا رود تا به کمال برسد.
مرتبت با وبلاگ نمایشی دکتر ونگاس
www.vangas.blogfa.com