تازه‌ترين اخبار و عكس‌ها از فيلم سينمايی «پرتقال خوني»

تازه‌ترين اخبار و عكس‌ها از فيلم سينمايي «پرتقال خوني»«پرتقال خوني» با حامد بهداد،فريبرز عرب‌نيا و نيوشا ضيغمي به جشنواره فیلم فجر میرود
تازه‌ترين اخبار و عكس‌ها از فيلم سينمايي «پرتقال خوني»

خلاصه مطلب : فيلم سينمايي «پرتقال خوني» به كارگرداني سيروس الوند در مرحله تدوين قرار دارد تا براي حضور در جشنواره فيلم فجر آماده شود.

فيلم سينمايي «پرتقال خوني» به كارگرداني سيروس الوند در مرحله تدوين قرار دارد تا براي حضور در جشنواره فيلم فجر آماده شود.

فيلم سينمايي «پرتقال خوني» اين روزها زير نظر سيروس الوند و توسط «بهروز داوري» در حال تدوين است و به زودي صداگذار آن مشخص مي‌شود.

براساس اين گزارش، گروه سازنده، اين فيلم را براي اولين نمايش آن در جشنواره فيلم فجر آماده مي‌كنند.

فريبرز عرب‌نيا، نيوشا ضيغمي، حامد بهداد، زيبا بروفه، آهو خردمند و ويشكا آسايش در تازه‌ترين فيلم سيروس الوند ايفاي نقش كرده‌اند.

فيلم سينمايي «پرتقال خوني» روايت داستان مهندس ميانسالي به نام والا است كه در آستانه جدايي از همسرش است. در اين بين دختر جواني به نام ترمه براي طراحي دكور دفتر كارش مي‌آيد و رفته رفته اين آشنايي به شكل‌گيري رابطه‌اي عاطفي مي‌انجامد. والا كه زخم خورده از زندگي مشترك است با احتياط و كمي بدبينانه در اين رابطه پيش مي‌رود تا اينكه شخصي به نام سياوش قدم در زندگي ترمه مي‌گذارد و...

عوامل اين فيلم عبارتند از: كارگردان: سيروس الوند، تهيه‌كننده: محمد نشاط، فيلمنامه: پيمان عباسي، سرمايه‌گذاران: آرش پولادخان و نيوشا ضيغمي، فيلمبردار: محمود كلاري، صدابردار: حسن زاهدي، گريم: ايمان اميدواري، طراح صحنه و لباس: نازي پرتوزاده، تدوين: بهروز داوري زير نظر سيروس الوند، عكس: علي نيك‌رفتار، روابط عمومي: سهيل سليماني.
 










 



منبع: فارس


تغيير چهره سینماها با نمايش فيلم‌های جدید

تغيير چهره سینماها با نمايش فيلم‌هاي جدید«هر چه خدا بخواهد»، «لطفاً مزاحم نشوید»، «.... و آسمان آبی» و «دردسر بزرگ»
تغيير چهره سینماها با نمايش فيلم‌هاي جدید
خلاصه مطلب : با نمایش عمومی چهار فیلم «هر چه خدا بخواهد»، «لطفاً مزاحم نشوید»، «.... و آسمان آبی» و «دردسر بزرگ» از صبح فردا در سینماهای تهران، اکران سینماها تغییر چهره می‌دهد.

با نمایش عمومی چهار فیلم «هر چه خدا بخواهد»، «لطفاً مزاحم نشوید»، «.... و آسمان آبی» و «دردسر بزرگ» از صبح فردا در سینماهای تهران، اکران سینماها تغییر چهره می‌دهد.

«هر چه خدا بخواهد» اثري كمدي است كه به كارگرداني نويد ميهن‌دوست و تهيه‌كنندگي پرويز شهبازي روي پرده مي‌آيد.

«لطفاً مزاحم نشويد» نيز اولين تجربه مستقل محسن عبدالوهاب است كه پيش از اين به صورت مشترك فيلم‌هاي «گيلانه» و «خون بازي» را به همراه رخشان بني‌اعتماد كارگرداني كرده بود. نمايش اين فيلم در جشنواره فجر با استقبال منتقدان را درپي داشت. «لطفاً مزاحم نشويد» اثري اجتماعي به شمار مي‌آيد.

«.... و آسمان آبي» نيز اثري مستند است كه در آن زندگي عزت‌ا... انتظامي به تصوير كشيده شده است. «دردسر بزرگ» هم يك كمدي سينماي بدنه است.

علي سرتيپي سخنگوي شوراي صنفي نمايش ديروز در گفت‌وگو با ايسنا گفت: «هرچه خدا بخواهد» به كارگرداني نويد ميهن‌دوست جايگزين فيلم «يك جيب پرپول» در سينما «قدس» مي‌شود، «لطفا مزاحم نشويد» ساخته محسن عبدالوهاب به جاي «فاصله» در گروه «آزادي» اكران مي‌شود و دو فيلم «دردسر بزرگ» به كارگرداني مهدي گلستانه و «... و آسمان آبي» به كارگرداني غزاله سلطاني‌شيرازي در سينماهاي آزاد اكران خواهد شد.

وي افزود: هم‌چنين قرار داد اكران فيلم «شبانه‌روز» به كارگرداني كيوان علي‌محمدي و اميد بنكدار ثبت شد كه بعد از «حوالي اتوبان» در گروه آزادي اكران مي‌شود.

سرتيپي ادامه داد: در اين جلسه تذكري به دفاتر پخش داده و اعلام شد دفاتري كه نسبت به ارائه‌ آمار فروش اطلاعات غيرواقعي دهند، برخورد مي‌شود.

«هرچه خدا بخواهد» اولين ساخته بلندسينمايي نويد ميهن‌دوست و به تهيه كنندگي پرويز شهبازي درباره مردي است که در جزيره کيش ناپديد شده و حالا بازماندگان او براي پيدا کردن و بردن‌اش به کيش آمده‌اند.

در اين فيلم که فيلم‌برداري آن تماما در کيش انجام شده است، ترانه عليدوستي، رضا عطاران، حامد کميلي، فرهاد اصلاني، سعيد آقاخاني، ارژنگ امير فضلي، بهاره رهنما، بهنوش بختياري، تينا آخوندتبار و پوريا پورسرخ نقش‌هاي اصلي را بازي مي‌کنند.

«لطفا مزاحم نشويد» هم، فيلمي اپيزوديک است که در آن به ترتيب بازيگراني چون باران کوثري، افشين هاشمي، مزدک‌ميرعابديني، شمسي صادقي، ارغوان آقايي، فوژان قباديان، هدايت هاشمي، ليلي فرهادپور، حميد جوکار، هادي عامل هاشمي، مرتضي اکبري، شيرين زنگنه، شيرين يزدانبخش، محسن کاظمي و حامد بهداد حضور دارند.

«دردسر بزرگ» ماجراي جوان ساده دل روستايي را روايت مي‌كند كه دچار يك سري سوء استفاده‌هايي مي‌شود كه در نهايت اين سوءاستفاده‌ها به نفع اوست...

در اين فيلم حامد كميلي، فتحعلي اويسي، ليلا اوتادي، از جمله بازيگران اين فيلم هستند.

مستند بلند «... و آسمان آبي» به تهيه‌كنندگي «قاسم‌قلي‌پور» كه به طريقه‌ي 35ميليمتري و در مدت زمان 75 دقيقه تهيه شده، كندوكاوي مصور از زندگي و آثار استاد «عزت‌ا... انتظامي» در طول بيش از هفتاد سال فعاليت تئاتري، سينمايي، فرهنگي و اجتماعي وي است.


کیارستمی: دوست دارم در ايران فيلم بسازم

کیارستمی: دوست دارم در ايران فيلم بسازمفیلم «كپي برابر اصل» در جشنواره فيلم ابوظبي به نمایش درآمد
کیارستمی: دوست دارم در ايران فيلم بسازم
خلاصه مطلب : فیلم «كپي برابر اصل» Certified Copy به كارگرداني عباس كيارستمي با حضور این کارگردان ایرانی در بخش ويترين چهارمين دوره جشنواره بين‌المللي فيلم ابوظبي در سالن بزرگ و مجلل قصر امارات در شهر ابوظبي در كشور امارات متحده عربي به نمایش درآمد و با استقبال خوب تماشاگران حاضر در جشنواره قرار گرفت.

به گزارش هیج، به نقل از روابط عمومی جشنواره بين‌المللي فيلم ابوظبي، فیلم «كپي برابر اصل» Certified Copy به كارگرداني عباس كيارستمي با حضور این کارگردان ایرانی در بخش ويترين چهارمين دوره جشنواره بين‌المللي فيلم ابوظبي در سالن بزرگ و مجلل قصر امارات در شهر ابوظبي در كشور امارات متحده عربي به نمایش درآمد و با استقبال خوب تماشاگران حاضر در جشنواره قرار گرفت.


در پایان نمایش این فیلم، «پیتر اسکارلیت» مدیر اجرایی چهارمين دوره جشنواره بين‌المللي فيلم ابوظبي از عباس کیارستمی دعوت کرد تا روی صحنه برود و به سؤالات تماشاگران پاسخ دهد.

عباس کیارستمی در ابتدای سخنانش در جواب سؤالی درمورد ساخت فيلم كپي برابر اصل در کشوری غیر از ایران، گفت: همیشه و با کمال میل دوست دارم که در کشورم ایران فیلم بسازم ولی در این چند ساله این امکان برایم کمتر فراهم بوده است، این فیلم را در ایتالیا ساختم و فیلم جدیدم را نیز به احتمال زیاد در ژاپن می‌سازم.

وی در ادامه در پاسخ به سؤال دیگری درباره دسترسی فیلمساز به واقعیت گفت: به تصور من دستیابی به واقعیت کار سختی است، به هر حال هرکسی روایت واقعیت و حقیقت را همان طوری که خودش می‌داند انجام می‌دهد.

کارگردان كپي برابر اصل درباره تأثیر عکاسی روی فیلم‌هایش گفت: نزدیک 20 سال است که عکاسی می‌کنم و بدون شک این عکاسی تأثیر مثبتی روی همین فیلم گذاشته است. عکاسی یک تمرین دائمی است. ما فیلم را هر دو سال یکبار می‌سازیم اما عکاسی را هفته‌ای نیست که انجام ندهیم. نمی‌توانیم که منکر تأثیر این هنر روی کارمان باشیم. عکاسی روی سینما یا سینما روی عکاسی.

کیارستمی درباره تجربه کار با بازیگری همچون ژولیت بینوش نيز گفت: در این کار ژولیت از من راضی بود و من هم از وی راضی بودم. در طول کار هر دو از همدیگر راضی بودیم. فکر می‌کنم که این شانس برای هر دوی ما بود برای اینکه او با کسی کار می‌کرد که قبلاً با نابازیگر کار کرده بود و من برای اولین بار با یک بازیگر حرفه‌ای کار می‌کردم. ما همدیگر را پیدا کردیم و نتیجه‌اش هم پلان سکانس‌های طولانی بود که در فیلم دیدید.

عباس كيارستمي در ادامه اظهار داشت: بازیگر نقش مرد برای بار اول بود که جلو دوربین می‌رفت و طبیعتاً می‌توانست خیلی نگران‌کننده باشد ولی از روز اول اینقدر به نقشی که داشت مسلط بود کار را به خوبی پیش برد. ژولیت هم با تمام احساسش بازی می‌کرد. خودش بعداز این فیلم گفته بود که نفش‌های دیگر من را فراموش کنید. به نظرم این نزدیکترین نقش به خود ژولیت است. برای همین فکر می‌کنم که با قلبش بازی می‌کرد یعنی با تمام عواطفش. به عنوان یک کارگردان کارم خیلی خیلی ساده بود، نگاهشان می‌کردم و لذت می‌بردم از اینکه اینقدر اینها در نقش خودشان خوب فرورفته‌اند و اینقدر مسؤلیت‌های من را کم کرده‌اند.

کیارستمی همچنین گفت: سه شب پیش فیلم را در جشنواره پوسان در کره نشان دادند و ژولیت کنار من نشسته بود. هر جایی که در فیلم گریه می‌کرد از بغل که نگاهش می‌کردم اشکش درمی‌آمد. برای من خیلی عجیب بود که یک بازیگری حتی موقع تماشای خودش هم اینقدر نقش را باور کند و نزدیک به خودش بداند. وقتی که در جشنواره کن فیلم را نشان دادند برای اولین بار آمدیم بیرون از سالن، با نگرانی به من گفت: احساس می‌کنم اینقدر خودم بودم که فکر می‌کنم لو رفته‌ام. اینها را گفتم تا بدانید چقدر چیزهایی که با همدیگر مچ می‌شود کار را خوب پیش می‌برد.

وی همچنین گفت: این فیلم خیلی با فیلم‌های دیگرم تفاوت داشت. خیلی خیلی سادهتر از فیلم‌هایی بود که در ایران کار می‌کردم. فیلمی که درهشت هفته برنامه‌ریزی شده بود و قرار بود فیلمبرداری آن تمام شود؛ در شش هفته و 25 جلسه تمام شد. برای اینکه ذهن من کاملاً آزاد بود و همکاران به بهترین شکل کارشان را انجام می‌دادند. مهمتر از همه همین زن و شوهری بود که در فیلم دیدید و با مسئولیتی که احساس می‌کردند اینقدر کار را خوب جلو می‌بردند که من نقشم به حداقل رسیده بود.

عباس كيارستمي در پایان نشست با تماشاگران فیلمش درمورد تأثیر گرفتن از واقعیت در فیلم‌هایش گفت: من همیشه در تمام فیلم‌هایم همه چیز را از واقعیت گرفتم و سراغ رمان نرفتم. چیزی را که اگر عمیقاً تجربه نکرده باشم سراغش نمی‌روم، بنابراین اگر سراغ واقعیت‌ها با مدیوم سینما می‌رویم طبیعتاً تبدیل می‌شود به چیزی شبیه واقعیت و داستان.

چهارمين دوره جشنواره بين‌المللي فيلم ابوظبي با حضور 172 فيلم از كارگردانان ايراني و غیرایرانی از 43 كشور جهان در بخش‌هاي رقابتي و غيررقابتي ازجمله؛ بخش مسابقه اصلي، بخش مسابقه فيلم‌هاي مستند بلند، بخش افق جديد، بخش مسابقه فيلم‌هاي كوتاه، بخش مسابقه امارات، بخش سینمای کلاسیک، بخش چه چيزي به اين جهان ما اضافه شده است؟، بخش ويترين و بخش نمايش ويژه در روزهاي 22 مهرماه تا 1 آبان ماه(14 تا 23 اكتبر) در سالن‌هاي قصر امارات، سالن‌هاي ابوظبي تئاتر و در سالن‌هاي مركز سينمايي «مارينا مال» شهر ابوظبي پايتخت امارات متحده عربي برگزار مي‌شود.



یک دستنوشته

خواهر و برادرانم چنان مرا می نگریستند که سرمای نگاهشان اشک را در چشمانم منجمد و فریادم را همچون آواز گنجشکی در همهمه آوار بهمن محو می کرد.

پدرم را هرگز ندیدم. روزهای کودکیم در آغوش گرم مادرم سپری شد و شبهایم در بستر تنهاییم. کاش لحظه های زندگیم را به دلخواه خود انتخاب می کردم. تمامی شبهایم را به دیگران می بخشیدم ، به مادر همسایه که نمی خوابید تا با آواز لالایی اش گهواره کودکش را برقصاند. به پدری که سنگینی هزینه های خانواده اش را بر گردن جاروی کهنسالش آویخته بود و ضرباهنگ خش خش حرکتش مونس شبهای من شده بود.

 اگر پاهایم راه رفتن را تجربه می کرد ، لحظه هایم در حسرت دیدار او سپری نمی شد. می ایستادم و آنسوی پنجره را نگاه می کردم و سیمای کسی که کار درست را برای خود معنا کرده بود ،در ذهنم حک می کردم.

من مولودی بی گناه بودم که به خواست خانواده با دو پای معلول و بی حرکت وارد دنیا شده بود. رابطه من و آنها بی شباهت با همزیستی گروهی از موجودات که در زمان مرگ یکی روزی دیگری می شود نبود، اما  من از بدو حیات همچون جسمی بی جان مایه ارتزاق خانواده بودم. سالها گذشت تا که فهمیدم چرا آنها روزها مرا عزیز می دارند و شبها هیچ می انگارند. گمان می کردم که خستگی روز دلیل کمرنگ شدن توجهشان است  ، نمی دانستم که چون در خانه کاربردی ندارم به گوشه ای سپرده می شوم.

شبی که قلبم از تپش باز ایستاد کابوسی را در بیداری به چشم دیدم ،مادربزرگم که خود را نزدیک مرگ می دید و افکار بشر دوستانه در وجودش بیدار شده بود، شماره 110 را گرفت و از مادرم که در تدارک یک طفیلی دیگر بود شکایت کرد. جملاتی که در خلال صحبتهایش شنیدم اینگونه بود :

این دختر کسی است کسی که با مصرف دارو عمداً نوزادان معلول به دنیا می آورد و آنها را معامله یا وسیله تأمین هزینه هایش می کند.

هنوز هم قلبم می زند ولی برای هیچ نمی تپد.

نظر سنجی

با دیدن کدام فیلم در سال های اخیر به شعور شما توهین شد ؟ لطفا دلیل خود را هم ذکر کنید ؟
1- اخراجی ها
2-شیر و عسل
3_پوپک و مش ماشالله
4- افراطی ها
5 - همه ی موارد

نامزدهای فيپرشی آكادمی فيلم اروپا

آكادمي فيلم اروپا فهرست پنج فيلم را به‌عنوان نامزدهاي جايزه ديسكاوري، جايزه بزرگ فيپرشي سال 2010 اعلام كرد که در این بین نماينده سينماي آلمان در جوايز اسكار 2011 و برنده شير طلاي ونيز به چشم می‎خورد.


 

در ميان آثار معرفي شده، فيلم وقتي ما برويم به كارگرداني فئو آدالاگ يكي از سرشناس‌ترين نامزدها است. اين فيلم كه براي اولين‌بار در بخش پانوراما جشنواره امسال فيلم برلين اكران شد، تاكنون به 35 جشنواره جهاني فيلم دعوت شده است و در جوايز فيلم آلمان در ماه آوريل جايزه بهترين فيلم و بهترين بازيگر زن (سيبل ككيلي) را كسب كرد.

 

وقتي ما برويم همچنين يكي از سه نامزد نهايي جايزه فيلم «لوكس» پارلمان اروپا است كه برنده آن روز 24 نوامبر اعلام خواهد شد. به گزارش ورايتي، فيلم «اگر بخواهم سوت بزنم، مي‌زنم» از روماني به كارگرداني «فلورين سربان» ديگر اثر سرشناس اين فهرست است. اين فيلم كه نامزد سينماي روماني در هشتادوسومين دوره جوايز اسكار است، سال گذشته در جشنواره برلين جايزه بزرگ هيات داوران را كسب كرد.

فيلم لبنان از رژيم صهيونيستي ساخته ساموئل موآذ برنده جايزه شير طلاي جشنواره ونيز به‌همراه هيچ‌چيز غيرشخصي ساخته اورسزولا آنتونياك،‌ برنده جايزه بهترين فيلم اول، جايزه فيپرشي و يوزپلنگ نقره‌اي جشنواره لوكارنو ديگر نامزدهاي اين جايزه هستند.

230 عضو آكادمي فيلم اروپا اثر برتر اين بخش را با اكثريت آرا در روز چهارم دسامبر، هم‌زمان با برگزاري مراسم سالانه اعطاي جوايز اين آكادمي در شهر تالين استوني انتخاب خواهند كرد.

امسال قرار است «برونو گانز»، بازيگر سرشناس سوئيسي جايزه‌ ويژه‌ آكادمي فيلم اروپا را به‌پاس يك عمر دستاورد سينمايي دريافت ‌كند. اين بازيگر 69 ساله در سال 1987 در فيلم بال‌هاي آرزو ساخته‌ ويم وندرس كارگردان سرشناس آلماني نقش‌آفريني داشت و در دهه‌هاي 70 و 80 با كارگردانان شناخته شده سينماي آلمان از جمله ورنر هرتزوگ و هم‌چنين كارگردان سرشناس فرانسوي «اريك رومر» و نيز استفان دالدري، فيلم‌ساز انگليسي همكاري داشت.

گانز كه در سال 2010 به عنوان رييس آكادمي فيلم آلمان انتخاب شد، در فيلم‌هايي از فرانسيس فورد كاپولا و تئو آنجلوپولوس نيز نقش‌آفريني داشته است.

 

براساس اعلام قبلي آكادمي فيلم اروپا، فيلم روح‌نگار ساخته‌ رومن پولانسكي كه در جشنواره‌ برلين موفق به كسب جايزه‌ خرس نقره‌اي بهترين كارگرداني و در جشنواره سن‌سباستين جايزه فيپرشي را كسب كرد، به‌همراه فيلم‌هاي باريا ساخته‌ جوزپه تورناتوره و روح آشپزخانه ساخته‌ فاتح آكين -برنده جايزه ويژه هيات داوران ونيز 2009- نامزد بهترين فيلم سال 2010 از نگاه تماشاگران هستند.

منبع : آکادمی هنر

مولفه های سینمای فارسی !

سینمای ایران به دلیل پدید آمدن در عصر شاهان و حاکمیت آنان نمی توانسته علیه مناسبات اجتماعی تولیدی افشاگرانه داشته باشد؛ در شرایطی که دولت برای آن آیین نامه های سخت و دشواری تنظیم کرده بود که از حدود خواسته شده عدول نکند. این مقررات سخت و دشوار در عصر پهلوی دوم به اوج خود رسید.

● شناخت تاریخی

سینما به دلیل وارداتی بودنش، حکم تقلید از سازندگان را داشت و به طبع از واردکنندگان رونویسی می کرد. این روند با پیدایش سینمای ایران و از اولین تولید در سال ۱۳۰۸ تا ۱۳۱۶ تداوم یافت. این سال ها سینمای ما چند داستان را به تصویر کشید و نمی توان به دنبال مناسبات تصویری، حدود معنا و فضاهای دراماتیک رفت. سینمایی که بعدها به سینمای فیلمفارسی تعبیر شد، در این سال ها حضور و وجود ندارد.

● بنای فیلمفارسی

در دوره ی دوم فیلمسازی، «اسماعیل کوشان» (۱۳۶۲ - ۱۲۹۶) در استودیو میترافیلم «توفان زندگی» (علی دریابیگی) و «زندان امیر» (اسماعیل کوشان) را ساخت و با این دو فیلم سنگ بنای سینمای عامه پسند که بعدها تغییراتش فیلمفارسی شد را گذاشت.

از ۱۳۱۵ تا ۱۳۲۶ فیلمی در ایران تهیه نشد. یکی از دلایل این امر بی ثباتی زمان جنگ و عدم سوددهی و تأمین سرمایه بود.

از سال ۱۳۲۷ تا ۱۳۴۱ که نقطه ی عطفی در سینمای فارسی است، حدود ۱۹۰ فیلم ساخته شد که روند صعودی فیلمسازی و صدالبته فیلمفارسی را مشخص می کنند. درونمایه ی هر دو مقطع یعنی از ۱۳۲۷ تا ۱۳۳۲ و از ۱۳۳۲ تا ۱۳۵۷، خوش خیالی و رؤیاپردازی است که درس به اصطلاح الکی خوش بودن را می دهد.

● ساختار ذهنی فیلمفارسی

از این منظر سینمای رؤیاپرداز معلول شرایط ویژه ی سیاسی و اجتماعی و قوانینی است که استبداد ایجاد کرده بود تا سینما نتواند حرف اصلی خود را با منابع تصویری اش بیان کند.

نظام قهرمان پروری یا ستاره سازی، اولین بار از طریق سینمای هالیوود به جهان معرفی شد و می توان آن را روش الگودهی اجتماعی از نوع آمریکایی (!) دانست. البته در کل تأثیر سینما از طریق هم ذات پنداری مخاطب با هنرپیشه و یا بهتر بگوییم شخصیتی است که هنرپیشه نقش اش را ایفا می کند.

با تولیدات فراوان سینمای کشور در اواخر دهه ی سی خورشیدی و تمام دهه ی چهل خورشیدی، منتقدان سینمایی عموماً در نشریات خود اهمیتی به این سینما نمی دادند و نقد آن را جدی نمی گرفتند و حتی از کنار این سینما می گذشتند و در نشریات خود به سینمای اروپا و آمریکا توجه نشان می دادند؛ برای مثال در میانه ی دهه ی چهل خورشیدی که فیلم «گنج قارون» به پرفروش ترین فیلم تبدیل شد در نشریات توجهی به آن نشد و مورد نقد و بررسی قرار نگرفت، تنها در نشریات غیرسینمایی اشاراتی آن هم مثبت به آن شد. اما منتقدی سرسخت - که اولین کسی بود که دکترای سینما اخذ کرده بود - پا به میدان گذاشت و با اصولی که از سینما خوانده بود به یک باره سینمای کشور را سینمای «فیلمفارسی» خواند. این منتقد دکتر «امیرهوشنگ کاووسی» بود که خود نشریه یی با نام «هنر و سینما» داشت که به سینمای غرب می پرداخت.

● ترکیب فیلمفارسی

واژه ی فیلمفارسی از دو کلمه ی فیلم و فارسی ترکیب شده و معنایش این است که، فیلم فقط فارسی تکلم می کند و چیزی از سینمای ایران در آن نمی توان سراغ گرفت. بعدها این واژه ی ترکیبی مورد نظر قرار گرفت و شاخصه های آن شناخته شد. هوشنگ کاووسی تکلیف هر فیلمی از سینمای ایران را با زدن مهر فیلمفارسی روی آن روشن می کرد. سرسختی او تا آن جا بود که این تفکر را تا سینمای انقلاب هم با خود آورد و فیلم های پس از انقلاب را نیز تحویل نگرفت؛ حتی در برنامه یی تلویزیونی فیلم «باشو غریبه ی کوچک» (بهرام بیضایی) را مورد انتقاد شدید قرار داده و آن را در ادامه ی روند سینمایی کم مایه دانسته بود.

ویژگی هایی که برای این سینما در نظر گرفته اند چند پایه ی استوار دارد: شتاب در داستان پردازی، قهرمان سازی از توده های حاشیه یی، رقص و آواز بدون سببیت با داستان، اتکا به حادثه پردازی، عدم تحقق اصل نسبیت در روایت فیلم، نداشتن اصول علت و معلول روایت، پایان های خوش و بدون دلیل، تحمیق مخاطب به این موضوع که فقر خوب است و در فقر می توان زندگی کرد، مذمت ثروتمندان به این موضوع که آنان احساسات و عواطف ندارند، عشق های عجیب و غریب، دلبستگی به یک دختر نابینا، عشق پسر فقیر به دختر ثروتمند و عکس آن، یکه بزن بودن قهرمان اصلی فیلم که در هیچ شرایطی شکست نمی پذیرد، ایجاد شوق و ذوق و الکی خوشی در جامعه با قهرمانانی چون علی بی غم، تحول یک شخصیت شوخ و شنگ و نوچه در کنار قهرمان اصلی که حرف های او را تأیید کند، نشان دادن تضادهای احساسی بین سفره های رنگین بالاشهری ها و سفره های کوچک پایین شهری ها، تضاد بین مبلمان خانه های شیک و قالی و زیلو و متکاهای گرد و پهن، سخن پراکنی قهرمان اصلی درباره ی مذمت ثروت و غصه نخور روزگار می گذرد و ...

● شتاب در ساخت فیلم های فارسی

ماجرا درباره ی شتاب در ساخت فیلمفارسی هرچند به شوخی می ماند، اما از نظر تاریخی واقعیت دارد. در جریان ساخت فیلم «دالاهو» (سیامک یاسمی، ۱۳۴۶) کارگردان و تهیه کننده تصمیم گرفتند که صحنه ها را گسترش داده و با یک داستان دیگر از اضافی فیلم دالاهو فیلم دیگری بسازند و کمبودش را در تهران فیلمبرداری کنند و این تصمیم فیلم جدیدی را به نام «آبشار طلا» رقم زد که از نظر لوکیشن شباهت های انکارناپذیری با دالاهو داشت. این فیلم با توجه به نوبت اکران و دریافت پروانه ی نمایش در سال ۱۳۵۱ به اکران عمومی درآمد. شاید علت تأخیر آن شباهت زیادش به دالاهو بود.

فیلمسازی که بازیگری هم می کرد و جزو اولین های سینمای ایران بود، پس از انقلاب در روزنامه ی «آیندگان» اعتراف کرد که در سال ۱۳۵۰، از داستان یک فیلم هندی ۱۲ فیلمنامه نوشته و ۱۲ فیلم ساخته است. این روند ساخت و پرداخت، سینمای ایران را از اندیشه های فیلمفارسی حتی حقیرانه پایین انداخته بود و یا بازیگری که جزو سوپراستارهای دهه ها ی چهل و پنجاه بود در سال ۱۳۵۲، در ۱۳ فیلم به بازی پرداخت! این واقعه ی ظاهراً باورنکردنی بدین صورت بود که هر گروه تولیدی که زودتر این آقای بازیگر را شکار می کرد چند ساعتی او را در اختیار داشت و گروه دیگر پشت صحنه آمده بودند که او را بربایند (!) تا در صحنه یی از فیلمشان به بازی بپردازد (!) و یا کارگردانی که هنوز هم زنده است و کتاب خاطراتش را سه سال پیش منتشر کرده هر سال سه و یا چهار فیلم می ساخت، او در واقع رکورد ساخت فیلم را شکسته بود و هر سال دستِ کم سه فیلم از ایشان به اکران عمومی درمی آمد.

لازم به ذکر است که طبق تحقیقات و پژوهش های سینمایی در پس از انقلاب از هر صد فیلم فیلمفارسی ۸۰ درصد کپی از ملودرام های هندی و ترکی و حتی هالیوودی بود. (نگارنده در نشریه یی سینمایی فهرستی توأمان با مقاله یی کل فیلم های کپی و تقلیدی سینمای ایران از سال ۱۳۰۸ تا ۱۳۵۷ را به چاپ رسانده است).

● موسیقی، آواز، ترانه و کاباره

فیلمفارسی تنها قصه ی عشق پسر فقیر به دختر پولدار نیست، رقص، آواز و کافه از مؤلفه های دیگر آن است. به تعبیری دیگر فیلمفارسی را می توان از درون مناسبات رقص و آواز و کاباره دید و آن را ادامه ی اختناق و استبداد رژیم گذشته دانست که عوام را، رؤیاگرا ساخته بود. کاباره و آوازِ درون آن که در انتها به زد و خورد قهرمان داستان می انجامید - و البته پیروز می شد - از ستون های اصلی هر فیلمنامه بود. در کل فیلمفارسی بدون آواز و کاباره، نمی توانست به حیات خود ادامه دهد.

کافه و کاباره یکی از عوامل ملودرامی بود که از غرب عاریه گرفته شده بود. فرم داستانگویی که فیلمفارسی در اواخر دهه ی بیست در ارتباط با مخاطب پیدا کرد، در کلیت خود با تعاریف ملودرام دوره ی ویکتوریایی انگلستان در اختلاط نظر بود. شکل ملودرام دهه های بیست و سی شباهت زیادی به آشفتگی قواعد این نوع سینما در تولیدات سینمای مصر داشت که به وفور در آن دهه اکران می شد و مملو از آواز و رقص بود. آشفتگی فرهنگی و فکری اقشار مختلف آن دوره که محصول جامعه ی سرگردان و سردرگم بین سنت و مدرنیته بود، در فیلمفارسی انعکاس یافته بود. انعکاس این آشفتگی در سینمای ایران فرم داستانگویی فیلمفارسی را آشفته کرد و قواعد ملودرام را دستِ کم در جزییات به هم ریخت و نوع جدیدی از ملودرام که کل فیلمفارسی را احاطه کرد از این گونه بود. سرانجام سرِ هم نویسی فیلم و فارسی، بیرون آمد و می توانست معنای ثالث و تعریف تازه یی از سینمای ایران ارایه دهد.

● روایت های فیلمفارسی

یکی از داستان های فیلمی از اوایل دهه ی سی خورشیدی این گونه است: «داستان با آواز زن اول فیلم آغاز می شود که در میان درختان راه می رود و می خواند! در ادامه و پس از معرفی دختر و پسر ماجرا، پسر مالک که خوب نشان داده می شود به شهر می رود و از فساد درون شهر ناراحت شده و برمی گردد و با دختری که اول فیلم با سوز آواز می خواند ازدواج می کند». همین نگرش تضاد و یا تقابل شهر و روستا و دختر شهری و پسر روستایی، موضوع اصلی روایت فیلم ها می شود و جایشان در فیلم تعویض می شود؛ یا دختر خوب است یا پسر و عکس آن.

ساختار روایتی فیلمفارسی پس از استعفای سپهبد زاهدی در آغاز سال ۱۳۳۴ و آزادی نسبی در جامعه، همراه شتاب تغییرات فرهنگی و سیاسی شکل جدیدی به خود گرفت و جسارت بیش تری یافت که شهر و شهرنشینی را مذمت کند و بگوید که باید به روستا رفت.

عدم انسجام در روایت و سر هم بندی داستان با آخری خوب و خوش، پس از سال ۱۳۴۱ گسترش بیش تری یافت و در واقع داستانی نبود که روایت شود.

● بحران تاریخی فیلمفارسی

حقیقت این است که فیلمفارسی در کل دوران خود، همواره دچار بحران تماشاگر بود. هرچند فیلم ها فروش می کرد اما آن قدر که می بایست استقبال شود، نمی شد، چون فیلم های وارداتی و ممیزی دولتی و عوارض سنگین و مجموعه های تلویزیونی همواره حضور قدرتمند فیلمفارسی را تهدید می کردند. بنابراین فیلمفارسی تصمیم گرفت برای جلب مشتری و گذر از بحران، از فیلم اخلاق گرایانه ی دهه ی چهل صرف نظر کرده و یک باره به دامن هرزگی بغلتد. این ابتذال طی ۱۷ سال، از ۱۳۴۰ تا ۱۳۵۷، ادامه داشت، در شرایطی که سینمای ایران در دهه های سی و چهل با وجود نارسایی های بسیار فرهنگی و هنری هنوز به دامن فرهنگ لمپنی نرفته و هنوز مدعی بود که سینما در خدمت آمال و آرزوهای طبقات محروم و پایین شهری جامعه بود.

فیلمفارسی به عنوان منحط ترین پدیده ی فرهنگی ایران آن دوره، در درجه ی نخست بانیان و متولیانِ خود را به قهقرا برد و آنان را به راه دیگری کشاند و اضمحلال فیلمفارسی و فیلمفارسی ساز را رقم زد

 

داستان کوتاه

"رهایی کبوترها "

منو به زور سوار ماشین کردن و دارن همراه خودشون میبرن

نمیدونم پایان راه کجاست ، فقط اینکه تنها نیستم و دوستم همراهمه یه کم دلگرمم می کنه . بخاطر اینکه هیکل خیلی درشتی دارم توجه سرنشینهای ماشینهای کناری بهم جلب میشه.

دختر بچه کوچولویی برام بوسه میفرسته.

زل می زنم به دخترک و در افکارم غوطه ور میشم. به پسر شیرخوارم فکر میکنم ، یاد شیطونیاش می افتم، خیلی وقته از اون و همسرم دور شدم. دلم براشون تنگ شده ، اشک تو چشمم حلقه میزنه، آرزو میکنم وقتی پسرم بزرگ شد بتونه کنار خانوادش زندگی کنه و مثل من اسیر دست این و اون نشه.

با صدای بوق ماشین به خودم میام، صدای راننده رو میشنوم که از یه عابر آدرس میپرسه، نگاهم به نگاه عابر گره می خوره. نیشخندی گوشه لب مرد ظاهر میشه و به راننده میگه : ایول به معرفتتون آقا، منم خودمو می رسونم. راننده دستی تکون میده و از مرد دور میشیم.

 

بالاخره ماشین توقف میکنه و به مقصد میرسیم. یه معبر بزرگه، تعداد زیادی از مردم اونجا جمع شدن. لباسهای مشکی به تن دارن و چند نفریشون به استقبال ما میان.

دوستمو از ماشین پیاده می کنن. یکی از راننده میپرسه : این جوونتره نه؟

راننده سرش رو به علامت تأیید تکون میده.

چند لحظه می گذره . با شنیدن صدای فریادهای دوستم تنم مثل بید میلرزه، چند نفر دارن به سمتم میان تا منو هم از ماشین پیاده کنن.

یکی داد میزنه : اگه میشه چند لحظه صبر کنین، دوستامو واسه امشب خبر کردم ، تا شما یه شربت بخورین از راه میرسن.

یه سایه محو می بینم ، همون دختر بچه ای که امروز با دیدن من شاد شده بود داره از اینجا رد میشه. اینبار وقتی چشم دخترک به ساتور قصابی می افته لبخند نمیزنه، گریه میکنه و به پدرش میگه : بابا بیا مثل کبوترای مشهد آزادش کنیم.

یکی صدای بچه رو می شنوه و میگه : عمو جون پرنده باید پرواز کنه ، گاو و گوسفند باید قربانی بشن.

پدر دختر با نگاهی تأسف بار به مرد جواب میده : حرفتون درست آقا، ولی اینا دارن حیوون زبون بسته رو زجرکش میکنن. اگه می خواین قربانی کنین برین کشتارگاه، اینجا بیشتر شبیه تئاتر شهر شده.

 

مرد میگه : آقا اگه از این حیوون هم بپرسین میگه آزادی من، در قربانی شدنم هست.

این صداها تو گوشم می پیچه و حسرت می خورم که ای کاش می تونستم با آدمها حرف بزنم.

چند نفر به سمت من میان، چهره های مهربونی ندارن، یکیشون میگه این عجب گردن کلفتیه، سعی می کنن که منو  کشون کشون ببرن به سمت مرد قصاب.

با فریاد از خواب می پرم.

هم سلولیم بیدار میشه :

-چته عمو؟

 

صدای هق هق گریه من تو فضا می پیچه: خدایا بزرگیت شکر، اگه تو اون دنیا می مردم می گفتم به هر حال شاید تقدیر من اینه که سرمو  ببرن.

نه تو اون عالم جرمی مرتکب شده بودم، نه الان کاری کردم که مستحق مرگ باشم، تو اون لحظه ها آرزو کردم که ای کاش می تونستم به زبون آدمها حرف بزنم ولی حالا که می تونم چی بگم.

 

-زندانبان میاد که ببرتم سمت چوبه دار،

- ما - ما ... 

 

پ.ن: من ، معصومه خلیلو، به تازگی به عضویت گروه هنری هیچ در اومدم.

رشته تحصیلی من در مقطع کارشناسی ارشد صنایع و رشته هنری مورد علاقه خودم نویسندگی هست.

جمله ای که شعار من شده:

اگر زندگی آن جشنی نیست که انتظارش را داشتی ، حالا که دعوت شده ای تا می توانی زیبا برقص.

عکسی متفاوت از مرضیه !

خواننده زن ایرانی

جایزه  جشنواره فیلم "دیدار" در دوشنبه به سینماگران قرقیز رسید

کامران شیردل

آقای شیردل جایزه اول جشنواره را به سینماگران قرقیز سپرد

جایزه اصلی جشنواره فیلم بین‌المللی “دیدار-2010” در تاجیکستان به سینیماگران قرقیز اعطا شد.

جایزه بهترین کارگردان در جشنواره را مجید برزگر، فیلم ساز ایرانی، به خود اختصاص داد. و در بخش فیلمهای کوتاه بصیر سنگی، کارگردان سینمای افغانستان، پیروز‌ شد.

کلیک آلبوم عکس را اینجا ببینید

جایزه اول

شام روز شنبه 16 اکتبر گردانندگان محفل سپردن جوایز در کاخ زیب النسای شهر دوشنبه از کامران شیردل، کارگردان ایرانی و رئیس هیئت داوران جشنواره، دعوت کردند، تا روی صحنه آید و فیلم برنده جایزة اول جشوناره “دیدار-2010” را اعلام کند.

و آقای شیردل سینماگران قرقیز را پیروز‌ این جشنواره اعلام کرد.

خانم تالاموشوا

خانم تالاموشوا می‌گوید که حتماً جایزه را به آکتان آریم کوبات خواهد رساند

فیلم “سویت- اکه‌” از کارگردان آکتان آریم کوبات که برنده جایزه اصلی شد، از سرنوشت یک استای برق در دیهه دوردستی حکایت می‌کند که همدیهگانش او را برای فعالیتهای خوبش مهربانانه "سویت-اکه‌" (چراغ-آقا) می‌نامند.

مشکلات دسترسی به برق در کشورهای آسیای میانه‌، بویژه در تاجیکستان و قرقیزستان که کشورهای کوهستانی هستند، از مشکلات داغی محسوب می‌شود.

بازتاب این مشکلات و این که روشنایی برای ساکنان یک دیهه دوردست چه قدر ارزش دارد، در محور داستان این فیلم قرقیزی قرار دارد.

هرچند خود آکتان آریم کوبات در جشنواره شرکت نداشت، ولی جایزه را از جانب وی گلبره تالاموشوا، نماینده سینماگران از قرقیزستان، گرفت و به جای کارگردان سخنرانی کوتاهی نیز انجام داد.

جایزه فیلم کوتاه

در بخش بهترین فیلم کوتاه جایزه جشنواره برای فیلم "راه بی‌بازگشت" از افغانستان به جوانترین کارگردان این جشواره بصیر سنگی سپرده شد.

سنگی

آقای سنگی گفت که برای پیروز‌ی‌اش از پدرش سپاسگزار است

علی‌ همرایف، کارگردان مشهور سینمای ازبک در دوران شوروی، هنگامی که جایزه را به آقای سنگی اعطا می‌کرد، گفت که این جایزه به خاطر بازتاب مسائل افراط گرايی مذهبی و عواقب ناگوار آن به بصیر سپرده شده است.

سوژه این فیلم از آن حکایت می‌کند که چه طور جوانان سفیدپوست ماهرانه و به آسانی جوانان فقیر سیاه پوست را برای انجام عملیات تروریستی آماده می‌کنند.

جایزه بهترین کارگردان

داوران این جشنواره فیلم "فصل بارانهای موسمی" از کارگردان ایرانی مجید برزگر را به جایزه بهترین کارگردان سزاوار دانستند.

فیلم مجید برزگر از زندگی نوجوانی حکایت می‌کند که با جامعه و پیوندانش درگیر است.

مجید برزگر

آقای برزگر به هیئت داوران و تیمی که در تهیه فیلمش سهم داشتند، تشکر گفت

سینا، یک نوجوان 16 ساله، بعد از آن که والدانش از همدیگر جدا می‌شوند، با زندگی و روزگار دیگری روبرو می‌شود و در میان دو نفر از پیوندانش سرگردان می‌شود.

جشنواره سوم "دیدار" سال 2008 در دوشنبه برگزار شده بود و جایزه اصلی آن به فیلم "سیبی از بهشت"، ساخته کارگردان افغان همایون مروت و فیلم "راه به ناکجا" ساخته کارگردان قرقیز مینتمیر بیکنظر اعطا شده بود.

جشنواره “دیدار” اولین بار در سال 2004 به عنوان سینمابزم کشورهای فارسی‌زبان دایر شد و در آن زمان سه کشور اصلی شرکت‌کننده در آن ایران، افغانستان و تاجیکستان بودند و سینماگران کشورهای دیگر منطقه در این جشنواره به عنوان مهمان شرکت داشتند.

در جشنواره‌های بعدی سینماگران از کشورهای آسیای میانه‌ و روسیه نیز به آنها پیوستند و امسال در این جشنواره نمایندگان 12 کشور حضور داشتند.

در مراسم سپردن جوایز سینمابزم “دیدار-2010” مسئولان گفتند که از فردا آمادگی برای برگزاری جشنواره پنجم "دیدار" آغاز خواهد شد.

نگاهی گذرا به رنه مگریت

( از آثار نقاشی رنه مگریت )

................................

تا امروز شاید به هیچ نقاشی به اندازه رنه مگریت علاقه  پیدا نکرده باشم . برای  درک جنبه هایی  از آثار مگریت کتاب "این یک چپق نیست "فوکو ترجمه" مانی حقیقی"را پیشنهاد میکنم  که نام یکی از آثار معروف رنه نیز هست . رنه درباره آثارش گفته است :

«نقاشی های من تصاويرمرئی هستند که هيچ چيزی را پنهان نمی کنند. آن ها به
نظر اسرارآميز می رسند. وقتی کسی آثار مرا می بيند يک سئوال ساده می پرسد:
معنی اين چيست؟ آنها هيچ معنايی ندارد زيرا رمزالودگی هم فارغ از معناست.
غيرقابل درک است.»

یکی از معروفترین آثار این نقاش سورئالیست " پسر انسان" است . تفسیر ها و تاویل های بسیاری از این نقاشی کرده اند ( و بی شک همه درست هستند !) . اما نکته مهم به گمان من قابلیت بالای تاویل پذیری آثار این هنرمند است و  بینش های عمیق فلسفی که آثار وی در ذهن مخاطب می رویانند   . یکی از برداشت هایی که از این اثر کرده اند ( و من میپسندم)  چنین است : هرگاه به چیزی در جهان نگاه کنید باعث میشود که چیز دیگری را در جهان نبینید ... چشم آن مرد چرا میخواهد از کنار سیب مخاطب را تماشا کند ؟ آن دیوار کوتاه چیست؟  چرا مگریت این اثر را پرتره شخصی خود دانسته است ؟ چرا آسمان  اثر ابری ست ؟ چه ارتباطی میان سیب و "پسر انسان " است ؟ چرا سیب معلق در هواست ؟ آیا این صورت پوشیده ربطی به خودکشی مادر مگریت دارد ؟ ...

یکی از غم انگیز ترین تراژدیها  برای بشر همین است که رمزآلودگی هم فاقد معنا باشد .  دنیای آثار مگریت بسیار وسیع و عجیب است و نوشتن درباره آثار او بیحاصل  . هنگامیکه وی زیر یک تصویر ساده ی یک پیپ مینویسد " این یک پیپ نیست " چگونه میتوان انقدر راحت به آثار او معنا داد ؟ آیا وی به راستی در پی کشف ارتباط میان واژه ها و خود آبژه ها ست ؟ اگر واژه ها همانند نظر دوسوسور تمثیلی باشند از چیز ها نه حقیقتی برآمده از دل آنها یا نام آواها پس حداقل بخش بزرگی از زبان تمثیل است پس آیا  میتوان جای واژه ها را عوض کرد ؟ آیا زبان نماد و سمبل چیزهاست ؟ آیا  بر مبنای نظریات فوکو زبان در هر دوره ی تاریخی بر مبنای صورت بندی ها و قالب هایی که مثلا قدرت و دانش  بر آن تحمیل میکنند معنا نمی یابد ؟  ...

 

فیلمبرداری فیلم «یه حبه قند» در تهران به پایان رسید

فیلمبرداری فیلم «یه حبه قند» در تهران به پایان رسیدبه کارگردانی رضا میرکریمی و بازی رضا کیانیان، پریوش نظریه و نگار جواهریان
فیلمبرداری فیلم «یه حبه قند» در تهران به پایان رسید
خلاصه مطلب : فیلمبرداری فیلم سینمایی «یه حبه قند» جدیدترین ساخته رضا میرکریمی در تهران به پایان رسید. فیلمبرداری این فیلم ظهر امروز در منطقه شهران به پایان رسید و چند سکانس باقی مانده این فیلم پس از برطرف شدن مشکلات مالی طی هفته های آینده در شهرستان میبد فیلمبرداری خواهد شد.

به گزارش هیچ ، فیلمبرداری فیلم سینمایی «یه حبه قند» جدیدترین ساخته رضا میرکریمی در تهران به پایان رسید. فیلمبرداری این فیلم ظهر امروز در منطقه شهران به پایان رسید و چند سکانس باقی مانده این فیلم پس از برطرف شدن مشکلات مالی طی هفته های آینده در شهرستان میبد فیلمبرداری خواهد شد. 

تدوین فیلم توسط حسن حسندوست انجام می شود و محمدرضا علیقلی به طور همزمان کار ساخت موسیقی را برعهده دارد.

رضا کیانیان، پریوش نظریه، نگار جواهریان، نگار عابدی، اصغر همت، هدایت هاشمی، شمسی فضل‌الهی، ریما رامین‌فر، پونه عبدالکریم‌زاده، امیرحسین آرمان و سعید پورصمیمی، سهیلا رضوی در این فیلم نقش آفرینی می‌کنند.

فیلمنامه «یک حبه قند» توسط محمدرضا گوهری براساس طرحی از رضا میرکریمی و شادمهر راستین نوشته شده است و در خلاصه داستان آن آمده است: سکوت خانه باغ قدیمی و سرسبز با ورود مهمانانی در هم می‌شکند. چهار دختر این خانه همراه همسر و فرزندانشان برای عروسی خواهر کوچکترشان پسندیده به یاری مادر شتافتند. این اقامت برای خواهران و باجناق‌ها شاید دردسر باشد ولی برای بچه‌ها یک آرزوی بزرگ است تا این که ...

عوامل تولید این فیلم عبارتند از:

مدیر فیلمبرداری: حمید خضوعی‌ابیانه، مدیر طراحی: محسن شاه‌ابراهیمی، طراح چهره‌پردازی: عبدالله اسکندری، صدابردار: بهمن اردلان، برنامه‌ریز و دستیار اول کارگردان: محسن قرایی، مشاور انتخاب بازیگر: افشین هاشمی، عکاس: علی نیک‌رفتار، تهیه‌کننده: رضا میرکریمی، محصول حوزه هنری.


افخمی وسط لوکیشن رختخواب پهن می‌کرد و می‌خوابید!

افخمی وسط لوکیشن رختخواب پهن می‌کرد و می‌خوابید!حمید اعتباریان:
افخمی وسط لوکیشن رختخواب پهن می‌کرد و می‌خوابید!
خلاصه مطلب : حمید اعتباریان تهیه‌کننده معروف سینما که هم اکنون فیلم «سن پطرزبورگ» را روی پرده دارد، در یکی از تازه‌ترین گفتگوهایش به صراحت درباره مشکلات پیش‌روی تعدد صنوف تهیه‌کنندگان، مصائب برآمده از همکاری با افخمی در مسیر ساخت «سن پطرزبورگ» و همچنین دلایل نیمه تمام ماندن پروژه «لبه پرتگاه» به کارگردانی بهرام بیضایی سخن گفته‌است.

حمید اعتباریان تهیه‌کننده معروف سینما که هم اکنون فیلم «سن پطرزبورگ» را روی پرده دارد، در یکی از تازه‌ترین گفتگوهایش به صراحت درباره مشکلات پیش‌روی تعدد صنوف تهیه‌کنندگان، مصائب برآمده از همکاری با افخمی در مسیر ساخت «سن پطرزبورگ» و همچنین دلایل نیمه تمام ماندن پروژه «لبه پرتگاه» به کارگردانی بهرام بیضایی سخن گفته‌است. بخشهایی از گفته‌های اعتباریان را در زیر می‌خوانید:

 

تاسف از اختلافات میان تهیه‌کنندگان

من از شرایطی که در جمع تهیه‌کنندگان وجود دارد و اختلافات داخلی که در حال حاضر شاهدش هستیم متاسف و نگران هستم. ما تهیه‌کنندگان درحال حاضر چهار تشکل داریم. تهیه‌کنندگان مستقل، اتحادیه تهیه‌کنندگان، کانون تهیه‌کنندگان و شورای عالی تهیه‌کنندگان. خانه سینما هم همه چهار تشکل را به‌رسمیت شمرده ولی آیا این درست است؟ من یکی از دلایل رکود سینما را همین تعدد صنوف می‌دانم. یک تهیه‌کننده مشکلات خودش را باید به کدامیک از این تشکل‌ها بگوید؟ آیا اینها قدرت اجرایی دارند که از اعضا حمایت لازم را بکنند؟

همه تهیه‌کننده شده‌اند

 سال گذشته قبل از اینکه این اختلافات علنی بشود، تهیه‌کنندگان به اتفاق نیروی انتظامی و وزارت ارشاد برای مبارزه با قاچاق فیلم برنامه‌ریزی کردند و این باعث شد 70درصد قاچاق‌ها از بازار جمع بشود. در عین حال فروش سی‌دی‌های غیراخلاقی و تقلبی متوقف شد. یکدست بودن تهیه‌کننده‌ها در آن زمان درآمد فیلم‌ها را بالا برد. الان دوباره این درآمد پایین آمده است. رسانه‌های تصویری خودشان به طور مستقل فیلم می‌سازند. این باعث می‌شود خرید فیلم‌ها پایین بیاید. بالطبع آن کسی که در رسانه‌ها فیلم‌می‌سازد، دخالت در تهیه‌کنندگی می‌کند و در عمل هرکسی می‌تواند تهیه‌کننده بشود.

پسر افخمی فقط راش ها را سرهم‌بندی کرد

 فیلمبرداری «سن پطرزبورگ» تقریبا تمام شده بود که افخمی می‌خواست به کانادا برود اما عجله زیادی که داشت باعث شده بود به کل گروه استرس وارد بشود. ایشان فیلم را برای تدوین به پسرش داده بود و او هم فقط فیلم را پشت هم کرد! درصورتی که خودش می‌گفت من نوار ویدیو هم دست پسرم نمی‌دهم ولی این فیلم را به او داده بود که مثلا مونتاژ کند پسرش هم همه را پشت هم و سرهم بندی کرده بود.این عجله زیاد او باعث شده بود که ما در پایان بندی فیلم دچار مشکل بشویم. به خاطر همین ما پایان فیلم را به این صورت گذاشتیم که امین حتما حضور داشته باشد. چون من می‌خواهم «سن‌پطرزبورگ-2» را بسازم. من می‌خواهم با این فیلم به هالیوود بروم. متاسفانه الان همه فیلم‌ها یک جور کپی از فیلم‌های داخلی و خارجی دیگر شده. ما می‌خواهیم با «سن‌پطرزبورگ-2» در درجه اول با استفاده از یک داستان خوب، بیننده را به سینما بکشانیم.

افخمی وسط لوکیشن رختخواب پهن می‌کرد و می‌خوابید!

جالب است بدانید من همان زمان هم که افخمی را برای ساخت این فیلم انتخاب کردم خیلی‌ها گفتند: «چرا افخمی؟» اما من تصمیم خودم را گرفته بودم و می‌دانستم که برای این سوژه باید یک کارگردان قابل قبول آن را کارگردانی کند. ما در ابتدا دو برابر دستمزد عادی آن موقع که چیزی حدود 60 میلیون بود برای فیلمی که برآوردش 300 میلیون بود به ایشان دادیم و قرارداد بستیم که در مدت زمان 50 روز فیلم را بسازند. ایشان تعهد کرد که این فیلم را در این زمان بسازد و 30 میلیون نقد بگیرد و 30 میلیون هم شریک شود. اما این 50 روز تبدیل به شش‌ماه شد! وقتی ایشان بیاید وسط لوکیشن رختخواب پهن کند و بخوابد، اوضاع همین می‌شود! طولانی شدن پروژه به دلایل کاملا غیرمنطقی و از سر تنبلی ایشان بود. همه به من می‌گفتند پس چرا چیزی به بهروز نمی‌گویی؟ ولی من می‌دانستم که او آدم لجبازی‌است و نمی‌خواستم زیاد در کارش دخالت کنم.

افخمی دوست داشت همسرش را هم بازیگر کند!

ما در فیلم یک کاراکتر زن روسی داشتیم که مامور بود به ایران بیاید تا از کریم مراقبت کند و ماموریت داشت کریم را بکشد که این کار را نمی‌کند و... این موضوعات درام فیلم را بیشتر می‌کرد و طبیعتا مخاطب هم خوشش می‌آمد. چون قصه فیلم پررنگ و لعاب می‌شد. حتی اگر شما فیلم‌های هالیوودی را هم ببینید همیشه یک زنی در مقابل مرد داستان وجود دارد. اما این کاراکتر هم با وجود 15روز فیلمبرداری و حضور ماه‌چهره خلیلی با بهانه‌های واهی افخمی حذف شد. ایشان دوست داشتند که این نقش را همسرشان (مرجان شیرمحمدی) بازی کند اما چون ایشان طراح صحنه و لباس فیلم هم بودند من نپذیرفتم که بازیگری کنند و افخمی در نهایت کل این کاراکتر را حذف کرد و 50 میلیون به من ضرر زد.

بیضایی، پلیس را بد تصویر کرده بود

درباره مشکلات پیرامون «لبه پرتگاه» ما در یک مقطعی به این نتیجه رسیدیم که باید سه‌ماه دیگر به فیلمبرداری اضافه شود چون اغلب صحنه‌‌های این فیلم در شب و تاریکی می‌گذشت. وقتی برای این موضوع به توافق رسیدیم به مشکل با نیروی‌انتظامی برخوردیم چون بیضایی در فیلمنامه‌اش پلیس را خیلی بد تصویر کرده بود. پلیس اعتقاد داشت که نمایش این فیلم تصویر آنها را برای مخاطب مخدوش می‌کند، مثلا بیضایی نقش پلیس زن را به خانم ثریا قاسمی داده بود. آخر چطور یک پلیس زن، 60 ساله است؟! به خاطر همین از این لحاظ ما به مشکل برخوردیم. پلیس به ما گفت که شما بیایید پلیس‌‌های ما را ببینید بعد واقعیت‌ها را بسازید. همه این‌ها گذشت. ما آمدیم دورخوانی‌را تایم گرفتیم دیدیم سه ساعت شد. ایشان هم حاضر نبودند حتی یک سکانس را کم کنند. کدام سینما را سراغ دارید که بیننده‌اش 3 ساعت و 10 دقیقه در سالن بنشیند و فیلم تماشا کند آن هم یک فیلم سنگین که فهمش واقعا سخت بود. کاری نداریم که حالا شاید ایشان استاد باشد و بتواند فیلم را دربیاورد. اما از کجا معلوم تماشاگر با این فیلم ارتباط برقرار کند؟ من می‌دانستم که او در همین اثنا مشغول برنامه‌ریزی برای فیلم بعدی‌اش بود کما اینکه با نقشه قبلی از من فیلم گرفت و مجید مظفری را با شمایل من در فیلمش نشان داد و وجهه مرا خراب کرد. بگذریم. گلزار قرار بود نقش کسی را بازی کند که سواد ندارد و بازیگری بلد نیست. به خاطر همین ناراحت شده بود و به من می‌گفت: « من برای چه باید نقش یک آدم بی‌سواد را بازی کنم. من مهندس این مملکتم!» بیضایی بعد از رفتن گلزار خواست که مهران مدیری هم بدون هیچ دلیلی برود و فرد دیگری جایگزین او شود.

مدیری گفت: مردم فکر می‌کنند من بازی بلد نبوده‌ام که بیضایی مرا کنار گذاشته

100درصد گروه بازیگران را خودِ بیضایی انتخاب کرد و طبیعتا انتخاب این دو نفر یعنی محمدرضا گلزار و مهران مدیری هم توسط خودشان صورت گرفت اما نمی‌دانم به چه دلیلی دیگر نخواست که با این‌ها ادامه همکاری بدهد. بعد می‌خواست رحیم نوروزی و مهرداد ضیایی را جایگزین این دو کند. مدیری که اتفاقا برای این پروژه سفید امضا کرده بود خیلی ناراحت شد به من می‌گفت:«من به رسانه‌ها و مردم چه بگویم؟ مردم فکر می‌کنند من بازی بلد نیستم که بیضایی من را کنار گذاشته! » بعد از بیضایی خواستم که لااقل از بهرام رادان به جای مدیری یا گلزار استفاده کند که بازهم بهانه‌ای آورد و گفت : «رادان باید سه‌ماه روی صدایش کار کند تا بتواند در این فیلم بازی کند!» ایشان در آن زمان اعتقاد داشت که هرکسی علیه او حرف بزند رشوه گرفته که علیه او حرف بزند. آن وقت من نمی‌دانم چطور هم وام کلان دریافت کرد، هم فیلمش (وقتی همه خوابیم) را در بهترین زمان ممکن اکران کرد. ایشان در آن زمان به واسطه آقای علی سرتیپی تقاضای ملاقات با من کرد و در جلسه‌‌ای که در دفتر من برگزار کردیم صحبت‌هایی شد که در نهایت ما قراردادی تنظیم کردیم که طی آن قرارداد، ایشان و من توافق کردیم که ساخت فیلم «لبه پرتگاه» به وقت دیگری موکول شود و در عوض ایشان در پروژه جدیدش از عوامل آن کار استفاده کند. اماگویا ایشان این قرارداد را فراموش کرد و چند روز بعد از اکران فیلم آخرش مصاحبه و از من عذرخواهی کرد.

قسمت دوم «سن پطرزبورگ» را سه‌بُعدی می‌سازم

من می‌خواهم قسمت دوم «سن پطرزبورگ» را سه‌بعدی بسازم. چون همه تجهیزاتش را دارم. تهیه‌کننده باید به صورت کمپانی باشد نه فقط یک دفتر داشته باشد و یک منشی. من تجهیزات کامل فیلمسازی دارم و هر زمان که بخواهم می‌توانم پیشرفته‌ترین فیلم ایران را بسازم.


منبع: شبکه ایران


تمجيد خسرو معتضد كارشناس تاريخ از سريال «قهوه تلخ»




تمجيد خسرو معتضد كارشناس تاريخ از سريال «قهوه تلخ»
با وجود نقطه ضعف‌هاي تاريخي این سریال، مهران مدیری مردی هنرمند و مورد احترام من است

سینمای ما- خسرو معتضد كارشناس شناخته شده تاريخ به تازگي در گفت وگويي از سريال قهوه تلخ تمجيد كرده است . معتضد كه از علاقه مندان مديري است دوسال پيش نيز از علاقه خود به مديري سخن گفته بود. خسرو معتضد تاریخ نگار نام آشنای ایرانی در این گفت و گوعنوان كرده بود: مهران مدیری من کارهای مهران مدیری را دوست دارم. البته باید بگویم هیچ کس برایم لورل و هاردی نمی شود.

/انتقاد از سريال حضرت يوسف/

معتضد همچنين در آن مصاحبه از سريال حضرت يوسف انتقادات تندي را مطرح كرده بود.

/مديري دشمن ماهواره ها/

اما معتضد كه مجري-كارشناس برنامه «پلي به گذشته» است درباره «قهوه تلخ» مهران مديري گفته است: راه مبارزه با ماهواره این نیست که آنتن‌ها کنده شود، برنامه هنرمندی مثل مهران مدیری، به راحتی می‌تواند میلیون‌ها نفر را از ماهواره‌ها به تلویزیون جلب کند.

خسرو معتضد،كه نویسنده بیش از پنجاه کتاب تاریخی است در گفت‌وگو باخبرگزاري اصولگراي برنا درباره سريال «قهوه تلخ» گفت: متاسفانه ضمن خرج بسیاری که برای این سریال شده است افسوس می‌خورم که چرا آن را از تلویزیون پخش نکرده‌اند ای کاش تلویزیون با مهران مدیری کنار می‌آمد و این سریال پخش می‌شد.

/سريال مديري مردم را به تاريخ علاقه مند مي كند/

وي در ادامه اظهار داشت: براي قهوه تلخ زحمت بسياري کشیده شده است. تعداد زیادی هنرپیشه اصلی350 و نفر سیاهی لشکر ايفاي نقش كرده‌اند. لباس‌ها زحمت زیادی برده و در مجموع سریال خوبی از آب در آمده است و مردم را به تاریخ علاقمند می‌کند اما زمان مشخص شده در فيلم، با واقعيت تطابق ندارد. قهوه تلخ مردم را به تاريخ علاقمند مي‌كند.

/نظري نامساعد درباره رعايت كردن قواعد تاريخي/

اين كارشناس و نويسنده وقايع تاريخي با بيان اين مطلب كه دوست داشته همه چيز در قهوه تلخ در جاي خودش قرار گرفته باشد، افزود: گارد قاجار وارد صحنه مي‌شوند اما لباس زمان فتحعلی شاه و عباس میرزا را به تن دارند يا پلیس ها و ژاندارم ها برای زمان مشروطه هستند. در فانتزي نيز بايد قواعدي رعايت شود. با اين كه از نظر تاريخي نظرم نسبت به «قوه تلخ» مساعد نيست، اين كار ابتکار زیبایی داشته و مردم را به تاريخ علاقمند کرده است. وی ادامه داد: استاد تاريخ مثل فیلم «سفری دیگر» وقتي قهوه تلخ را مي‌نوشد به گذشته و سال1201 مي‌رود كه در اصل زمان آقامحمدخان است نه زمان قاجار.

زمان لباس‌هاي افراد در «قهوه تلخ» مشخص نیست و از نظر تاريخي مغشوش است. صحنه‌هايي كه در فيلم نمايش داده مي‌شود و اتاق‌هايي كه در آن‌ها ميز وجود دارد نيز زمان مظفرالدين شاه و دربار قاجار را يادآوري مي‌كند. معتضد با بیان این مطلب که مدیری قصد داشته فیلم جنبه فانتزی داشته باشد، خاطرنشان كرد: در فانتزی نیز باید مسائلی مورد توجه قرار گرفته و رعایت شوند. به عنوان مثال لباس‌ها در این فیلم مغشوش است مثلا لباس افسران ژاندارمری در دوران مشروطه که باعث افتخار ایران بودند، به عنوان لباس زمان ناصرالدین شاه به کار رفته است. مجري-كارشناس برنامه «پلي به گذشته» ادامه داد: در «قهوه تلخ» شخصیت مجعولی به نام جهانگیر شاه وجود دارد که تقریبا با مظفرالدین شاه تطابق می‌کند. سازندگان اين سريال خواسته‌اند كسي را نرنجانند اما اشتباه کرده‌اند. مدیری می‌توانست اسامی بسیار جالبی که در تاریخ ایران وجود دارد و هزاران لقب را با نگاهی به کتاب سعید نفیسی پیدا کند. اما نویسنده در نگارش متن عجله کرده است. لورل و هاردي هم زمان و مكان را رعايت مي‌كردند معتضد که از میان شخصیت‌های سینمایی به لورل و هاردی علاقمند است، گفت: حتی در فيلم‌هاي لورل و هاردی زمان و مکان رعایت می‌شده است با اين حال با وجود نقطه ضعف‌هاي تاريخي این سریال، مهران مدیری مردی هنرمند و مورد احترام من است که زحمت زیادی کشیده و میلیون‌ها خرج کرده است. وی با طرح دوباره اين پرسش كه چرا تلویزیون با مديري به تعامل نرسيده‌است، تصريح كرد: چرا نبايد «قهوه تلخ» از تلویزیونی که میلیاردها خرج سریال‌های دیگر کرده است پخش شود؟ مديري کار خوبی انجام داده است و با سريالش مي‌تواند عده بسياري را سرگرم كند. راه مبارزه با ماهواره، كندن آنتن‌ها نيست اين استاد تاريخ افزود: او حتي هداياي بسياري براي جلوگيري از كپي كارش قرار داده است. دلم سوخت که برنامه هنرمندی مثل مهران مدیری که به راحتی می‌تواند میلیون‌ها نفر را از ماهواره‌ها به تلویزیون جلب کند، به شکل سی دی بيرون مي‌آيد. وی خاطرنشان كرد: ای کاش برای جلب توجه مردم این کار از تلويزيون پخش می‌شد. راه مبارزه با ماهواره این نیست که آنتن‌ها کنده شوند این است که آنقدر برنامه جالب تولید کنیم تا مردم تلويزيون را به ماهواره ترجيح دهند.

معتضد درادامه گفته :مهران مدیری براي همه قابل احترام است و من هم سريالش را خريداري كردم. فارسي‌وان پر از بنجل‌هاي كره‌اي و آمريكايي است معتضد با اشاره به فيلم‌هاي فارسي‌وان اظهار داشت: سريال‌هاي اين شبكه کودکانه و حقیرانه است و بنجل‌هاي کره‌ای و آمریکایی را به خورد مردم مي‌دهد. وي گفت: مهران مدیری انسان باذوقی است کاش تلويزيون با او كنار مي‌آمد. من نگران ماهواره هستم. با اشاعه ماهواره ارتباط دولت با مردم کم می‌شود.


منبع : پارس توریسم

گفت‌وگوی مشروح با نویسنده «قهوه تلخ»

گفت‌وگوی مشروح با نویسنده «قهوه تلخ»نویسنده‌ها بعد از صافکارها بدقول ترین قشر جامعه هستند
گفت‌وگوی مشروح با نویسنده «قهوه تلخ»
خلاصه مطلب : امیر مهدی ژوله مجموعه طنز«قهوه تلخ» را اثری شریف و ماندنی توصیف کرد و گفت: «قهوه تلخ» طنز فاخر، معنادار و پخته‌ای است و حرف‌های زیادی برای گفتن دارد، مجرای خنداندن نیست و تنها آن‌هایی که حوصله فکر کردن دارند با این اثر ارتباط برقرار می‌کنند.

«امیرمهدی ژوله» یکی نویسندگان جوان عرصه طنز ایران محسوب می‌شود، وی که چند سالی است به یکی از نویسندگان ثابت کارهای مهران مدیری تبدیل شده، هم‌اکنون مشغول نگارش «قهوه تلخ» آخرین اثر مدیری است. با حضور در لوکیشن این اثر، بهانه‌ای دست داد تا به گپ وگفتی با او بنشینیم.

همکاری شما با مهران مدیری از چه زمانی آغاز شد؟

همکاری بنده با مهران مدیری از مجموعه طنز «شب‌های برره» آغاز شد و از این مجموعه به بعد یکی از نویسندگان ثابت کارهای مهران مدیری شدم که به همراه خشایار الوند در خدمت گروه تولید بودیم.

تعامل و همفکری شما با مدیری و الوند چگونه شکل می گیرد؟

در جلسات طولانی با مدیری و الوند، پیش از آغاز کار به طرح و شخصیت‌ها و کلیت کار می‌رسیم و سپس با راهنمایی مدیری نگارش مجموعه را آغاز می‌کنیم.

و درمورد «قهوه تلخ»؟

برای پروژه «قهوه تلخ» نیز همین روال طی شد. جلساتی با مهران مدیری داشتیم. آقای مدیری نمی‌خواستند کار ساده و آپارتمانی ارائه دهند و علاقه‌مند به ارائه کاری تاریخی بودند تا بتوانند قاب‌های خوب و پلان‌های زیبایی داشته باشند.

پیشهاد اولیه این بود که سیامک انصاری یک معلم فرانسوی باشد که به پسر شاه درس می‌دهند اما از آنجایی که یکی از شاخصه‌های های کارهای آقای مدیری وجود فانتزی در آثار اوست، تصمیم گرفتیم برای حفظ فضای فانتزی اثر ، از شکست زمانی استفاده کنیم. از این رو سیامک انصاری (نیما زند کریمی) را از زمان حال وارد دوره تاریخی مورد نظر خود کردیم.

آیا روند داستان بر اساس بازخورد‌ها مخاطب تغییر می کند؟

خیر مسلما این گونه نخواهد بود، متاسفانه  چند باور غلط درباره کارهای آقای مدیری در اذهان شکل گرفته است. اول اینکه تصور می‌شود که داستان پس از تحقیق بازخوردها تغییر می‌کند، در صورتی که هیچ‌گاه این اتفاق نمی‌افتد. ما به عنوان عوامل و نویسندگان کار، جزئی از مردم هستیم  با این تفاوت که ما جزو عوامل بوده و نقاط ضعف و قوت کار را به سرعت می‌فهمیم، اشکالات کار را برطرف و نقاط قوتش را تقویت می‌کنیم.

از طرفی باور غلط دیگری که وجود دارد این است که برخی می‌گویند کارهای مدیری برای باز کردن جای خود میان مخاطبان به فرصت نیازمند است تا کارکترها به درستی شکل گرفته و مورد توجه مردم قرار گیرد. در صورتی که این امر نیز صحت ندارد به عنوان مثال «در شب‌های برره» و «باغ مظفر» ریتم ابتدایی کار تا آخر حفظ شد و در «مرد هزار چهره» و «دو هزار چهره» تکلیف داستان از ابتدا معلوم بود چون ابتدا ساختیم و بعد پخش کردیم، اگر مردم از قسمت 15-10 به بعد بیشتر ارتباط برقرار می‌کنند، به خاطر این است که  که مردم رفته رفته با شخصیت ها و فضای کار آشنا می‌شوند و به شخصیت‌ها و نوع شوخی‌های آنها عادت می‌کنند.

این موضوع درباره «قهوه تلخ» هم صادق است؟

در «قهوه تلخ» بیشتر ارتباط ما با متن بود اگر بعضا فرصتی پیش آمد تک سکانس ها‌یی را دیدم و به طور کلی امکان آزمون خطای ما کمتر بود و فرصت اصلاح کار را نداشتیم. انگار در یک اتاق تاریک مجسمه ای ساخته‌ایم  و حالا چراغ را روشن کرده تا با بینندگان حاصل کار خود را ببینیم و انشاالله که اتفاق خوبی افتاده باشد.

نظرات مدیری چقدر بر روند فیلمنامه و شخصیت‌پردازی‌ها تاثیر داشت؟

بعد از سال‌ها کار کردن هم ما می‌دانیم که مهران مدیری چه سبکی را دوست دارد و هم وی  می‌داند که ما چگونه مي‌نویسیم و در صورتیکه اختلاف سلیقه‌ای وجود داشته باشد مشورت می کنیم و ایده‌ها، مسیر داستان و نحوه شخصیت پردازی ‌ها را با هم چک می‌کنیم.

تقسیم بندی شما در  بحث نگارش متن با آقای الوند چگونه است؟

تا چند قسمت من و خشایار الوند هر کدام جداجدا برخی قسمت ها را نوشته بودیم ولی از یک جا به بعد تصمیم گرفتیم تمام قسمت ها را مشترک بنویسیم. خلاصه سکانس ها را تقسیم کردیم و آن قسمت را به طور مشترک می نویسیم.

متن همزمان با تصویربرداری پیش می‌رود؟

در پاره‌ای از اوقات دو- سه قست از ضبط جلوتر بودیم  و گاهی نزدیک به ضبط هستیم. به نظرم نویسنده‌ها بعد از صافکار‌ها بدقول‌ترین قشر جامعه هستند ولی تمام تلاش خود را برای رساندن به موقع متن به گروه انجام می‌دهیم و سعی می‌کنیم بیشتر اوقات در لوکیشین و اتاق نویسیده‌ها حضور داشته ‌باشیم تاسکانس‌ها را ببنیم و تعاملمان با گروه حفظ شود.

آیا به بازیگران فرصت بداهه گویی داده می‌شود یا ممکن است بخشی از دیالوگ‌ها زمان تصویربرداری تغییر کند؟

مدیری و گروهش یکی از متعهد‌ترین گروه‌ها به متن هستند و در آثار این کارگردان بالای نود درصد وفاداری به متن وجوددارد. در «قهوه تلخ» بیش از 95‌درصد متن اجرا می‌شود اما ممکن است گاهی نحوه اجرا و لحن تغییر کند. اما چنانچه برخی شوخی‌ها و رابطه ها بهتر شده باشد آن را تقویت می‌کنیم.

«قهوه تلخ» دوره‌ای تاریخی را به تصویر می‌کشد به همین دلیل دیالوگ‌های این مجموعه نسبت به سایر آثار مهران مدیری ثقیل‌تر و دارای ضرب آهنگی خاص است. آیا این امر نویسندگان و بازیگران را تحت فشار قرار نمی‌دهد؟

دیالوگ‌ها را در ابتدا خیلی علی‌حاتمی‌وار شروع کردیم اما رفته رفته متوجه شدیم با این شیوه هم به خودمان و هم به بازیگران سخت می‌گذرد و هم ممکن است که در این زبان فاخر، کمدی کمتر امکان بروز پیدا کند. از این رو  رفته رفته میزان استفاده از  کلمات ثقیل را کاهش دادیم، اما بازیگران همچنان ادبی حرف می‌زنند.

نویسندگی آثار بسیاری را بر عهده داشته‌اید، جایگاه «قهوه تلخ» در کارنامه هنری شما کجاست؟

«قهوه تلخ» وزن و  وقاری دارد که نمی توانیم هر نوع شوخی را در آن بکار بریم و جنس خاصی از شوخی و کمدی را می‌طلبد همچنین فضای تاریخی، فاخر بودن،تعدد شخصیت‌‌ها و شخصیت‌پردازی‌ها همگی عواملی هستند که این اثر را با سایر آثاری که تاکنون کار کرده‌ام متفاوت می‌کند،این اثر سخت‌ترین کاری است که تاکنون نوشته‌ام.

گویش بکار برده‌شده در «قهوه تلخ»  چقدر منطبق بر گویش واقعی آن دوره تاریخی ایران است که به تصویر کشیده شده است؟

پیش از آغاز نگارش مجموعه برخی متون، کتابها و نامه‌های آن زمان را مطالعه کردیم. دوره تاریخی انتخاب شده نزدیک دوره قاجار است. تصوری که از زبان قاجاری وجود دارد زبانی است که در کارها مرحوم حاتمی استفاده می‌شد در صورتی که آن زبان، زبان علی حاتمی بود، گویشی که واژه‌های ثقیل و سنگین را آهنگین و موزون ادا می کرد، اما در تحقیقاتی که داشتیم این نوع گویش  در متون و نامه‌نگاری‌های آنها(قاجار وقبل از آن) نبود ما زبان تملق‌گویانه‌ای را یافتیم که بار ادبی چندانی نداشت.

انتخاب این دوره تارخی چطور اتفاق افتاد؟

به خاطر اینکه درگیر اتفاقات مستند تاریخی و وقایع تاریخ نشویم و دستمان برای پیشبرد کمدی باز باشد، دوره ای تخیلی را انتخاب کردیم، ابتدا می‌خواستیم اتفاقات میان دوره زمانی دو پادشان قاجار رخ دهد و پادشاهی را به تصویر بکشیم که تاریخ قاجار به دلیل اشتباهات فراوانش او را حذف کرده است. تلویزیون با این طرح مخالفت کرد.ازاین رو تصمیم گرفتیم دوره‌ای را انتخاب کنیم که قاجار نباشد اما بتوانیم از همان زبان‌،فضاها و لباس ها استفاده کنیم و زمانی نزدیک به این دوره را انتخاب کردیم.

برای اینکه داستان دچار یکنواختی و تکرار  نشود و مخاطبان خود راتا پایان حفظ کند فکری کرده‌اید؟

فکر نمی‌کنم، کار افت کند چون سوگلی دربار به تازگی وارد شده و ماجراهایی اتفاق می‌افتد که احتمالا طیفی از مخاطبان را راضی می‌کند بعد از چند قسمت نیز ورود شخصیتی جدید ماجرایی را رقم می‌زند که سیامک انصاری(نیما زندکریمی) درگیر  آن می‌شود. همچنین ورود مهران مدیری به قصه، از اوج های این اثر برای بیننده محسوب می‌شود.

نقشی که مدیری بازی می‌کند‌ وجه تمایزی با سایر کاراکتر‌هایی که تاکنون از وی دیده‌ایم دارد؟

کاراکتری که مهران مدیری ایفای نقش آن را برعهده دارد تیپ خاص و شخصیت شیرینی است و  این هنرمند تاکنون این‌طور تیپ بازی نکرده ‌بود.

باتوجه به جنس کمدی که «قهوه تلخ» دارد فکر می کنید چه قشری ازمخاطبان را بیشتر جذب کند؟

«قهوه تلخ» طنز فاخر، معنادار و پخته‌ای است و حرف‌های زیادی برای گفتن دارد، مجرای خنداندن نیست و تنها آن‌هایی که حوصله فکر کردن دارند با این اثر ارتباط برقرار می کنند.

مردم از «قهوه تلخ» استقبال خوبی کرده‌اند و برای اولین بار در کشور کمترین میزان کپی را شاهد بوده‌ایم و  فرصت مناسبی برای فرهنگسازی دراین زمینه به وجود آمده است.چگونه از این فرصت بهره می برید؟

توجه مردم و حمایت مردم از این اثر قابل تقدیر است. به نظر بنده «قهوه تلخ» یک اتفاق بزرگ در حوزه رسانه‌ و سریال‌سازی خصوصی است و سبب بازشدن بابی تازه و ایجاد یک بازار رقابتی برای سایر همکاران ما در عرصه هنر می‌شود که از فضای ایجاد شده استفاده کنند. در چنین شرایطی مردم می‌توانند از رقابت به وجود آمده بهره برند و شاهد آثار بهتری باشند.

معتقدم کپی آثار هنری یک عقب ماندگی فرهنگی است و خیلی با ساز و کار قانون نمی توان جلوی آن را گرفت. این امر به نوع برخورد تک تک ما بستگی دارد باید کمی بزرگتر شویم، آگاهی، شعور و معرفتمان را بالاتر رود، تا متوجه شویم کپی این آثار نوعی دزدی محسوب می‌شود. خوشبختانه درباره «قهوه تلخ» بسیاری از هموطنانمان از این کار خودداری کردند که جای تشکر دارد از این بابت بسیار خوشحالم و امیدورام به زودی در بخش عظیمی از جامعه شاهد این اتفاق باشیم.


منبع: پارس توریسم


نیکی کریمی بجای هدیه تهرانی به «خیابان‌های آرام» می‌رود

نیکی کریمی بجای هدیه تهرانی به «خیابان‌های آرام» می‌رودبا انصراف تهرانی؛
نیکی کریمی بجای هدیه تهرانی به «خیابان‌های آرام» می‌رود
خلاصه مطلب : به دنبال ممنوع الخروج شدن هدیه تهرانی و انصراف وی از همکاری با کمال تبریزی، نیکی کریمی جایگزین وی در فیلم سینمایی «خیابان‌های آرام» به کارگردانی کمال تبریزی شد.

به دنبال ممنوع الخروج شدن هدیه تهرانی و انصراف وی از همکاری با کمال تبریزی، نیکی کریمی جایگزین وی در فیلم سینمایی «خیابان‌های آرام» به کارگردانی کمال تبریزی شد.


فیلمبرداری این فیلم هم اکنون درارمنستان ادامه دارد و شنیده می‌شود نیکی کریمی اواخر هفته به گروه اضافه می‌شود. پیش از این قرار بود هدیه تهرانی در این فیلم بازی کند که وی به دلیل مشکلات مالیاتی ممنوع الخروج است و نتوانسته گروه را همراهی کند.

داستان«خیابان‌های آرام» درباره اتفاقات عجیب وغریبی است که در یک شهر رخ می‌دهد و یک خبرنگار درگیر آن می‌شود. تهیه‌کنندگی «خیابان‌های آرام» برعهده سید محمود رضوی است که پیش‌ترفیلم «درباره الی» را تهیه کرده بود.

فیلم «پاداش» کار قبلی تبریزی  تاکنون مجوز نمایش نگرفته و «گنجینه شرق» وی نیز در جشنواره فیلم فجر امسال به نمایش در می‌آید.



منبع: مهر

مگان فاکس به پروژه ی «دوستان با بچه ها» پیوست

مگان فاکس به پروژه ی «دوستان با بچه ها» پیوستدر فیلمی به کارگردانی جنیفر وست فیلت؛
مگان فاکس به پروژه ی «دوستان با بچه ها» پیوست

خلاصه مطلب : مگان فاکس به فیلم کمدی «دوستان با بچه ها» که توسط جنیفر وست فیلت بازیگر هالیوودی کارگردانی خواهد شد پیوست.

به گزارش هیچ، به نقل از هاللیوود ریپورتر، مگان فاکس به فیلم کمدی «دوستان با بچه ها» که توسط جنیفر وست فیلت بازیگر هالیوودی کارگردانی خواهد شد پیوست.

داستان این فیلم حول و حوش دوستهایی که سی ساله هستند می گردد. آنها ابزاری را مشاهده می کنند که بچه ها آن را روی زوجهایی  که میشناسند امتحان می کنند و توسط آن ابزار آنها می توانند از استرسی که بچه دار شدن و بزرگ شدن آنها و قرار گذاشتن هایشان به آنها می دهد راه فرعی باز کنند.

وست فیلت کارگردانی این فیلم را که فیلمنامه اش نیز خود نوشته است برعهده دارد، و آدام اسکات نقش اصلی یکی از این زوجها را بازی می کند. مگان فاکس نیز که قبلا با فیلمهای «جنازه ی جنیفر» و «جونان هیکس» صدر باکس آفیس را در اختیار داشته، نقش دختری را ایفا می کند که شروع به قرار گذاشتن با اسکات میکند.

زوج بعدی توسط جان هام بازی می شود که ستاره ی سریال «مرد دیوانه» است و نقش زن وی را کریستین وییگ برعهده دارد. هنوز بازیگران سومین زوج این فیلم مشخص نشده است.

این فیلم قرار است در آوریل 2011 اکران شود.


"هان جی های" بازیگر فیلم جدید علی عطشانی

"سوسانو" فرشته نجات فیلم جدید کارگردان «دموکراسی تو روز روشن» !
"هان جی های" بازیگر فیلم جدید علی عطشانی
مجموعه پرمخاطب «افسانه جومونگ» برای بازی در سومین تجربه کارگردانی علی عطشانی به تهران می‌آید.


حال این سوال پیش می آید که آیا وجود ستاره ها باعث شده که فیلم ها گیشه داشته باشند ؟

یعنی واقعا در ایران کسی پیدا نمی شه که نقش سوسانو رو بازی کنه !


بنده از همین وبلاگ به آقای عطشانی می گم که واقعا جای خجالت داره که به خاطر گیشه دست به چه

کارهای که نمی زنید !

اون از اون دموکراسی که تو روز روشن که باید اسمش بذارید گلزار تو روز روشن نه اون !

آقای عطشانی سریع تر راهتون پیدا کنید .



بازیگر نقش سوسانو در مجموعه پرمخاطب «افسانه جومونگ» برای بازی در سومین تجربه کارگردانی علی عطشانی به تهران می‌آید.

کم‌کم «افسانه جومونگ» و "یانگوم" دارد به یکی از عناصر محصولات نمایشی کشورمان تبدیل می‌شود. دیگر عادت کرده‌ایم رد پای این چشم بادامى‌ها را در آثار نمایشی سینما و تلویزیون تماشا کنیم، از تیتراژ فیلم‌های فاخر در حال اکران گرفته تا سریال‌های تاریخی و فاخر تلویزیونی. پس از آن‌که وسط خیابان‌های رنگارنگ تهران، یکباره جمال پزشک مخصوص سلطنتی تاریخ کره، روی کیف بچه‌های مدرسه‌ای ظاهر شد فهمیدیم که گویا قدرت نفوذ فرهنگی کره‌ای‌ها به تاریخ هم رسوخ کرده و به قول مجری دوست داشتنی سیما با علقه‌های تاریخی هم "زلف گره زده است".

شاهد این مدعا اعتراف و ابراز تمایل فیلمساز تاریخ‌گرای کشورمان برای به خدمت گرفتن پزشک و جنگاور زن کره‌ای در آخرین ساخته سینمایی‌اش بوده است. هرچند رقم‌ پیشنهادی یانگوم و سوسانو مانع نجات این اثر سینمایی از رکود فروش شد اما حداقل یک حسن برای انجمن نجوم ستارگان سینمای کشورمان داشت و نشان داد که چقدر سقف گوی آسمانشان کوتاه است و از صد میلیون تومان بالا نمی‌زند.

اما پس از آن‌که حسن فتحی از تمایل خود برای حضور بانو "سوسانو" و "یانگوم" جهت ایفای نقش شخصیت دختر ژاپنی «کیفر» پرده برداشت، این بارعلی عطشانی اراده کرده تا با این برند فروش فیلم‌ تازه‌اش را تضمین کند.

علی عطشانی که با اولین تجربه کارگردانی‌اش نشان داد که شناخت خوبی از مسیر فتح گیشه دارد، این بار از بازیگر شناخته شده سینمای کره جنوبی برای بازی در یکی از نقش‌های اصلی تازه‌ترین فیلم خود دعوت کرده است.

طبق اخبار، عوامل تولید این پروژه سینمایی در حال رایزنی با "هان جی های" بازیگر نقش سوسانو در مجموعه پرمخاطب «افسانه جومونگ» هستند و بر اساس گزارش مهر، این بازیگر کره‌ای بزودی برای بازی در فیلم سینمایی «شش نفر زیر باران» به ایران خواهد آمد.

«شش نفر زیر باران» دومین ساخته بلند سینمایی علی عطشانی است که نیمه آبان‌ماه به تهیه‌کنندگی محسن طباطبایی‌پور در تهران کلید می‌خورد. این فیلم اثری پر بازیگری است که در کنار هان جی های، ستارگانی از سینمای ایران در آن به ایفای نقش می‌پردازند.

حال باید دید بعد از گلزارهای وطنی، ستارگان اساطیر کره‌ای هم می‌توانند در نقش فرشته نجات دومین ساخته علی‌عطشانی در گیشه سینما ظاهر شوند.


ر ضا کیانیان و حاتمی کیا ! بعد از 12 سال

رضا كيانيان در فيلم جديد ابراهيم حاتمي‌كيا بازي مي‌كندبعد از «روبان قرمز» و «آژانس شيشه‌اي»
رضا كيانيان در فيلم جديد ابراهيم حاتمي‌كيا بازي مي‌كند

خلاصه مطلب : رضا كيانيان كه سال 77 در فيلم «روبان قرمز» ابراهيم حاتمي‌كيا به ايفاي نقش پرداخت، بعد از 12 سال دوباره با اين كارگردان همكاري مي‌كند.

رضا كيانيان كه سال 77 در فيلم «روبان قرمز» ابراهيم حاتمي‌كيا به ايفاي نقش پرداخت، بعد از 12 سال دوباره با اين كارگردان همكاري مي‌كند. اين بازيگر تئاتر و سينما بعد از بازي در دو فيلم «آژانس شيشه‌اي» و «روبان قرمز» براي سومين‌بار در فيلم جديد ابراهيم حاتمي‌كيا، «بانوي شهر ما» مقابل دوربين مي‌رود. رضا كيانيان اخيرا در فيلم «يه‌حبه قند» براي اولين بار با رضا ميركريمي همكاري داشت و چند ماه قبل‌تر در نمايش «پروفسور بوبوس» آتيلا پسياني به روي صحنه رفت. فیلم سینمایی «بانوی شهر ما» به کارگردانی ابراهیم حاتمی کیا و با حضور رویا تیموریان، سیامک صفری، مریلا زارعی، طناز طباطبایی و بهروز شعیبی از روز پنجشنبه 15 مهرماه در جنوب شهر تهران کلید خورد.

جيم كری همبازي‌هايش را در «پنگوئن‌های آقاي باير»

جيم كري همبازي‌هايش را در «پنگوئن‌هاي آقاي باير» شناختبا اضافه شدن "جیمز تاپر" و "کلارک گریج"؛
جيم كري همبازي‌هايش را در «پنگوئن‌هاي آقاي باير» شناخت

خلاصه مطلب : "جیمز تاپر" بازیگر فیلم «مردان روی درختها» و "کلارک گریج" بازیگر فیلم «مرد آهنی» دو بازیگر جدیدی هستند که در کنار جیم کری در فیلم «پنگوئن های آقای بایر» بازی خواهند کرد.

به گزارش هیچ، به نقل از هالیوود ریپورتر، "جیمز تاپر" بازیگر فیلم «مردان روی درختها» و "کلارک گریج" بازیگر فیلم «مرد آهنی» دو بازیگر جدیدی هستند که در کنار جیم کری در فیلم «پنگوئن های آقای بایر» بازی خواهند کرد.

این بازیگران به پروژه ی کمدی خانواده گی كمپاني فاكس قرن بيستم، به نام «پنگوئن های آقای بایر» که ستارگانی چون جیم کری و کارلا گوجینو نیز در آن به ایفای نقش می پردازند پیوستند. کارگردان این فیلم مارک واترز می باشد که قبلا از وی فیلم «دختران بدجنس» با بازی لیندسی لوهان را دیده بودیم.

این فیلم براساس کتاب "پنگوئن ها" نوشته ریچارد و فلورنس آتواتر ساخته خواهد شد و داستان مرد تاجر و پرقدرتي به نام باير (جیم کری) را بازگو می کند که شش پنگوئن به وی ارث می رسد. با نگهداری این پنگوئن ها که بسیار برای این تاجر مشکل ساز است وی بتدریج در خانه و محل کارش دچار دردسرهای زیادی می شود، اما این پنگوئن ها باعث می شوند که وی ارزش خانواده، دوستی و زندگی را خوب درک کند.

"تاپر" در این فیلم در نقش ریک، دوست متعصب زن سابق پوپر، آماندا(گوجینو) بازی خواهد کرد و "گریج" هم نقش نات جونز، شخصی که در باغ وحش نیویورک کار می کند را ایفا می کند.

این پروژه سینمایی در حال حاضر در نیویورک فیلمبرداری می شود و در دوازدهم آگوست توسط کمپانی فاکس اکران خواهد شد.

«بله قربان گو» آخرین فیلم جیم کری در سال گذشته بوده است که وی در همان سال نشان هنر و ادبیات فرانسه را نیز دریافت کرد. همچنین  "تاپر" در سریال کانال (ان بی سی) به نام «برکت» در حال نقش آفرینی است. وی قبلا در «گریز آناتومی» و «سامانتا کیه؟» نیز ایفای نقش کرده بود. از گریج نیز به تازگی فیلم «مرد آهنی» و «500 روز از تابستان» را دیده ایم.