مسعود فراستی: به‌خاطرهیچ‌كدام از حرف‌هایم پشیمان نیستم!

مسعود فراستی: به‌خاطرهیچ‌كدام از حرف‌هایم پشیمان نیستم!
شاید مسعود فراستی به عنوان یك منتقد تا قبل از برنامه هفت بیشتر برای علاقه مندان به سینما شناخته شده بود تا مردم عادی اما اتفاقاتی كه در این چند ماهه اخیر در برنامه هفت افتاده است نام او را خیلی بیشتر از گذشته بر سر زبان‌ها انداخته است. او زبان تند و تیزی دارد. رك‌وروراست است. چه حرف‌هایش درست باشد و چه غلط معمولا حرف خود را می‌زند. با این پیش زمینه به سراغ او رفتیم تا مصاحبه‌ای رك‌و‌روراست در مورد هر آن چه تا به حال در چند ماه اخیر در موردش گفته شده صحبت كنیم. البته او قبل از آغاز مصاحبه گفت من دفاعی در مورد حرف‌هایی كه تا به حال زدم ندارم چون هیچ كدام را اشتباه نمی‌دانم. به هر حال مصاحبه ما با او خیلی صریح‌تر از آن چیزی شد كه فكر می‌كردیم هر چند به دلیل بعضی ملاحظات كه از سوی خود فراستی صورت پذیرفت و ما هم به آن احترام می‌گذاریم بعضی از صحبت‌ها تعدیل شد. متن كامل این گفت‌وگو را در ادامه بخوانید. حالا قبل از اینكه فردا شب پای برنامه دیگری از سری مجموعه‌های هفت بنشینید گفت‌وگویی كه به قول خودش اصلا محافظه كارانه نبود.
خیلی‌ها شما را متهم می‌كنند كه به جای یك نقد صریح و تند گاهی اوقات به بی‌ادبی متوسل می‌شوید. چه تفاوتی بین بی‌ادبی و نقد تند در نظر شما وجود دارد؟
به نظر من نقد تند و كند نداریم. نقد، نقد است. نسیه نیست. نقد یعنی نظر یك منتقد نسبت به اثری كه دیده است. قطعا هر نقدی كه می‌كنم سلیقه شخصی‌ام است و سلیقه هم جزئی از نقد است. لحنی هم كه به كار می‌برم بخشی از نقد من است و علاقه‌ای هم ندارم كه آن را تغییر دهم. بی‌ادبی و با ادبی به این معنی كه بعضی از دوستان می‌گویند را نمی‌فهمم. بعضی از واژه‌ها كه به نظر بعضی‌ها كه ادعای ادب می‌كنند ولی یك ادب قلابی و كاذب دارند را هم قبول ندارم. افرادی كه روی بعضی حرف‌های من برچسب بی‌ادبی می‌زنند خودشان بدترین بی‌ادبی‌ها را در كارهایشان به كار می‌برند. مثلا در همین فیلم جرم كه حرف من در موردش جنجال بی‌مورد درست كرد، بدترین الفاظ و فحش كوچه بازاری به كار گرفته شده و هیچ كس هم صدایش در نیامد. این بی‌ادبی نبود. فقط شاید استفاده از این واژه در تلویزیون و از یك برنامه زنده مناسب نبود.
پس شما قبول دارید كه به كار بردن این لفظ در تلویزیون و در برابر مردمی كه در عرف آن‌ها این كلمه كاملا مفهوم بدی دارد اشتباه بوده است؟
نه بحث اشتباه بودن نیست. چون این كلمه ممكن است در تلویزیون ما و از زبان وعاظ گوناگونی بیان شود و به هیچ كس هم بر نخورد، چون بحث فقهی قضیه را مطرح می‌كنند. من با به كار بردن این لفظ قصد توهین نداشتم و جالب است كسانی شروع به جنجال‌سازی كردند كه از قبل هم با من و با نقد مسئله داشتند.
خیلی وقت‌ها احساس می‌شود كه شما قبل از اینكه برنامه هفت شروع شود با قصد تخریب یك فیلم و كارگردان آن وارد برنامه می‌شوید و اصلا دوست دارید كه به هر قیمتی مخالف باشید.
قطعا من با فیلم بد مخالفت می‌كنم و به هیچ عنوان شوخی هم ندارم. فیلم بد از قبل خودش را تخریب كرده و من وظیفه دارم این تخریب را كامل كنم. وقتی فیلمی بد ساخته شده و توهین به شعور و سلیقه و زیبایی شناسی مخاطب است چرا من باید به آن لبخند بزنم؟ باید به شدت فیلم‌های مستهجن تخریب شوند تا شاید كمتر شاهد ساخته شدن این گونه فیلم‌ها در سینما باشیم.
ولی گاهی مشاهده می‌شود كه موضع شما نسبت به بعضی فیلم‌ها تبعیض آمیز است. یعنی در برابر بعضی فیلم‌ها با كارگردان‌هایی خاص خیلی نرم‌تر برخورد می‌كنید. به همین دلیل نقدها گاهی بوی شخصی شدن می‌گیرد.
من در سینمای ایران همیشه به فیلم كار دارم نه به صاحب فیلم. هنوز ما به سینمایی نرسیدیم كه بتوان از آثار به صاحبان اثر برسیم. در این مورد هم كه شما می‌گویید به سه موردی كه می‌دانم منظور شماست اشاره می‌كنم. در مورد اخراجی‌ها 3 و مسعود ده نمكی هر آن چیزی كه لازم بود بگویم را در برنامه هفت عنوان كردم با اینكه لحنم لحن همیشگی مسعود فراستی نبود. به نظرم اخراجی‌ها 3 فیلم خوبی نیست. ده نمكی قبل از این فیلم دو فیلم قابل تحمل دارد ولی این فیلم اصلا در حد و اندازه‌های اخراجی‌ها 1و 2 نبود. این دقیقا همان نظری است كه در مورد مجید مجیدی دارم. معتقدم كه بچه‌های آسمان فیلم بسیار خوبی است و این فیلم‌های آخر فیلم‌های خیلی بدی هستند. خوبی و بدی اثر است كه لحن من را مشخص می‌كند و...
--

ادامه نوشته

یادداشت حامد بهداد در پاسخ به اهانت فریبرز عرب نیا


یادداشت حامد بهداد در پاسخ  به اهانت فریبرز عرب نیا

حامد بهداد هنرپیشه مطرح سینمای کشورمان طی یادداشتی که در اختیار سینمانگار قرار داده است، نسبت به صحبت های فریبرز عرب نیا در برنامه «هفت» واکنش نشان داد.



متن یادداشت حامد بهداد به شرح زیر است:

شنیده ام در برنامه ی «هفت» در جهت تغییر مسیر فرهنگی سینمای جهان، یک مشت افاضات ایراد کرده اید و پای از گلیم ادب فراتر نهاده، به قصد اهانت، تلویحا مرا بازیگری مجنون و بدور از اصول اخلاق حرفه ای که به فکر سرنوشت مردم نیست، خوانده اید. گویا نامی هم از مارلون براندو برده بودید. از صنعت ایهام استفاده کردید یا دغدغه ی ادب داشتید؛ نمی دانم. اما شما که با بدعنقی و تفرعن پوک، فضای کاری را عصبی و زشت می کنید، دم از اخلاق حرفه ای نزنید! فضای فرهنگی به شدت با سانسور مواجه است. متولی رسانه نمی داند به جای فرصت دادن به لودگی فکری، باید فضایی برای تنفس فکری تدارک ببیند وگرنه تلویزیون جای عقده گشایی شخصی نیست که اجازه ی اهانت به دیگران را به امثال شما بدهد.

اینها، همه از عدم تمرین صحیح آزادی بیان است. اما شما هم گویا گرفتار توهم سختی شده اید. اینکه مردم به تماشای سریال «مختار» می نشینند، ربطی به توانایی محدود شما در بازیگری و ایفای نقش مختار ندارد. کرور کرور پول نفت از بیت المال هزینه ی ساخت سریال های تلوزیونی می شود تا مردم با تماشای اعتقاداتشان به وجد بیایند. شاید هر بازیگر دیگری هم جای شما بود از این همه مواجهه با لبخند عمومی دچار توهم می شد. والا شما قبل از «مختار» کجا بودید و بعد از آن کجا هستید؟ شکلات داغ؟! مدهوش آن یال و کوپال و اسب و درشکه ی آراسته به صنعت گریم و طراحی نشوید. غره به دوبله ی سریال در چند کشور عربی نیز نباشید و وهم جهانی ورتان ندارد. شما خیلی کمتر از آن هستید که بخواهید از موضع یک مدعی العموم درباره سرنوشت مردم اظهار نگرانی کنید. مگر شما متولی امور فرهنگی هستید؟ مگر نماینده اخلاق جامعه اید؟ مگر سینمای ایران به شما نمایندگی داده است؟چه کرده اید؟ چه کسی به شما این اجازه را داده که در قالب اظهار نظر به تخریب دیگران بپردازید ؟ مگر شما یک هنرپیشه بیشتر هستید؟ آنهم با مدرکی دون و سوادی نازل در حوزه ی بازیگری و مطالعاتی مقدماتی و عمومی در حد کارلوس کاستاندا و دون خوان. نکند توهم فرهنگی بودن و روشن بینی دارید؟! پس تکلیف فلاسفه و جامعه شناسان و انسان شناسان و زبان شناسان و محققان چه می شود؟ کسانی که سینمای ایران و جهان را به صورتی جدی دنبال می کنند ،هیچ جایگاهی برای امثال من و شما قائل نیستند و اگر من درباره ی براندو زیاد می گویم ، به دلیل آنست که الگوی صحیح بازیگری را معرفی کرده باشم تا دانشجویان و علاقمندان بازیگری به واسطه هنرپیشه ای چون شما در جزیره ای کوچک محدود و گرفتار نشوند.

اتفاقا بر این عقیده ام که نقطه ضعف سریال «مختار» شیوه ی بازی شخص خود شماست. از این رو دستمزدی که به شما پرداخت شده از سرتان هم زیاد است و به گمانم آن مبلغ، حق بازیگرانی مثل فرهاد اصلانی و اکبر زنجانپور بوده است. از طرفی آن چنان دم از اخلاق حرفه ای می زنید که انگار همین دیروز از هالیوود به تهران آمده اید. یادم نمی رود روزی را که سر صحنه ی «پرتقال خونی» به خاطر اینکه سیروس الوند پیشنهاد متفاوتی داشت و به مذاقتان خوش نمی آمد، بر سرش نعره می کشیدید و بی ادبانه در حضور مردم وعوامل او را "تو" تو" می خواندید و احترام عدد سنش را نگاه نمی داشتید و با عربده کشی "منم" "منم" می زدید که " هرچه من می گویم." از عوامل پروژه ی «مختار» شنیدم به خاطر اخلاق خوشتان، سه روز به جایتان "بدل" گذاشته و شما را سر صحنه نخواسته و بی شما به فیلمبرداری ادامه داده بودند. در منزل خانم علیزاده، سام درخشانی به شما اظهار لطف کرد و گفت که از بچگی شما را دوست داشته ،اما شما با نهایت بی رحمی وقساوت در جواب گفتید: "شما هنوز هم بچه اید!" درجمع دیگری از دوستان به رامبد جوان اهانت کردید و او با فروتنی شما را پیشکسوت خود خواند. سر صحنه ی فیلم «جرم» احترام آقای کیمیایی را نگاه نداشتید و در حضور جمع به من که بازیگر آن فیلم و آماده ی برداشت پلان بودم، متلک گفتید، طوری که تمرکزم بهم ریخت و دیالوگهایم را فراموش کردم. شما اخلاق حرفه ای دارید؟ حیف آنهمه زحمت که اقای کیمیایی برای شما کشید. وگرنه شما قبل از ایشان هنرور فیلم مسافران بودید. شما یک روز کاری پروژه ی سینمایی «جرم» را از فرط تنگ نظری به گند کشیدید، چرا که از توفیق دیگران رنج می برید. سرصحنه ی «مختار» کسوت آقای زنجانپور را ندید گرفته و ایشان را که آنطرفتر ایستاده بوده، صدا زده و گفته اید " آقای زنجانپور یک دقیقه بیایید کارتان دارم" ...خاطر ایشان که صدها شاگرد تحویل جامعه ی هنری این مملکت داده، به شدت از شما مکدر است. حرمت رسانه را نگه داريد، سینما یا تلویزیون مقدس است شما نبايد از آن به عنوان وسیله ای در جهت خودکامگی و جاه طلبی خودتان استفاده کنید. سیروس الوند بر این عقیده است که عاطفه در فریبرز عرب نیا تعطیل است. گفته اید که فلانی مجنون است، من افتخار می کنم که بازیگری مجنون هستم، چون اصل جنون است و عشق است، نه آن مشخصات من درآوردی که برای بازیگر کامل شدن در برنامه ی «هفت» بر شمردید؛ از جمله "قدرت و اراده "، "پایمردی و شجاعت" و "آنکه در فضای تنگ نگنجد "وغیره .اینها که مشخصات "خلیل عقاب" است! اتفاقا بدانید که بازیگری اگر به هنر می رسد، محصول پردازش درونی ضعف ها و ترس ها و اضطراب هاست.

جناب آقای متوسط! نزاکت داشته باشید و عقیده ی خود را در قالب ادب بیان کنید و دیگر به خاطر یک حرف پیش پا افتاده از مارلون براندو درباره ی انعکاس نور مهتاب روی برکه ی منزلش، از خود بی خود نشوید. اگر دمل پشت گردن ندارید، سر بالا آورید و به خود ماه بنگرید یا اگر شوق عارفانه دارید کمی تذکره الاولیاء بخوانید.گرچه از آنجا که شما را خوب میشناسم بر این نظرم که درون و بیرونتان یکی نیست. شما بهتر است نگران سرنوشت خودتان و فرزندتان باشید.


 

نگاهی به کتاب تاريخ سينما(تاريخ نگاري و پژوهش)

فرهاد ریاضی


تاريخ سينما(تاريخ نگاري و پژوهش)


نويسنده: ديويد بوردول –كريستين تامسون
مترجم: روبرت صافاريان
مشخصات كتاب: نشر مركز/ چاپ اول-1383 / چاپ دوم،1400 نسخه/ 1006 صفحه/ 33000 تومان


درباره كتاب: بي شك اصلي ترين مرجع آشنايي با سينما. خواندن آن براي يك علاقه مند به سينما همچون نان شب واجب است. بوردول در كتاب جامع و مفصل خود، تاريخ سينما را به تفصيل و همراه با نكات آموزشي بسيار زياد معرفي كرده است.

پنج بخش اصلي كتاب عبارت اند از:

  • نخستين سال هاي سينما
  • آخرين دوره ي سينماي صامت( 1929 –1919)
  • توسعه ي سينماي ناطق( 1945 –1926)
  • دوره ي پس از جنگ(1946 تا دهه ي 1960)
  • سينماي معاصر از سال 1960 تا كنون

 
شايد تنها نقيصه  كتاب، كم بودن و ناقص بودن در سينماي معاصر، به ويژه در دهه ي 90 به بعد مي باشد كه در ويرايش هاي جديدتر كتاب برطرف خواهد شد. ترجمه بي نقص و كم نظير روبرت صافاريان هم بي شك يكي از مهم ترين عناصر محبوبيت اين كتاب در بين سينما دوستان ايراني مي باشد.
 
درباره نويسنده: "دیوید بوردول"(David Bordwell)(زادهٔ۲۳ جولای ۱۹۴۷) نظریه پرداز فیلم و تاریخ‌نگار آمریکایی است. او استاد بازنشستهٔ فیلم از دانشگاه واشنگتون- مدیسون است. همسر سابق او، "کریستین تامسون" نیز از جمله نظریه‌پردازان و تاریخ‌نگاران سرشناس آمریکایی است.


این دو به اتفاق هم کتاب‌های هنر سینما و تاریخ سینما را نگاشته‌اند. هم‌اکنون کتاب هنر سینما در ایالات متحده به‌عنوان اصلی کتاب مقدماتی برای ورود به عالم سینما محسوب می‌شود. "دیوید بوردول" به همراه "کریستین تامسون" از نظریه‌پردازان "نئوفرمالیسم" در سینما محسوب می‌شوند. این‌ها با اتکاء به فرمالیسم روس و احیای آن در یک ساختار جدید به نظریه نئوفرمالیسم شکل دادند. هدف آن‌ها بررسی فیلم به عنوان یک فرم یا ساختاری است که تمامی عناصر و اجزاء آن از قاعده‌های مشخصی تبعیت می‌کند. این قواعد همگی به این منظور به‌کار رفته‌اند که تم و معنای نهایی فیلم را به بیننده القاء کنند. در دیدگاه نئوفرمالیست‌ها مفهوم فرمالیستی آشنایی‌زدایی نیز از اهمیت اساسی برخوردار است. آن‌ها این مقوله را در تفسیر و توجیه برخی شگردهای سینمایی به کار می‌برند.

درباره مترجم:  روبرت صافاريان متولد 1333 در تهران. او فارغ‌التحصیل رشته کارگردانی از مدرسه عالی تلویزیون و سینما در سال 1353 مي باشد. از  ديگر آثار مهم او در زمينه ي ترجمه مي توان به "اومانيسم در نقد فيلم" (رابيين وود) اشاره كرد.
 

بخش هايي از كتاب:


(صفحه ي 563-  زندگي ميگل آنجلو آنتونيوني)

دراماتيزاسيون خاموش شخصيت هاي سطحي و فلج در كارهاي آنتونيوني، در دوراني كه اگزيستانسياليسم هم با اقبال روبرو شده بود، بازتاب همدلانه اي يافت. او شايد بيش از هر كارگردان ديگري فيلمسازان را ترغيب كرد در زمينه روايت هاي مبتني بر حذف و با پايان هاي باز تجربه كنند. خوان باردم، ميكلاش يانچو و تئو آنجلوپولوس از سبك متمايز او، نكته ها آموختند.