ونیز با سس تارانتینو


سرمقاله این ماه را به قدیمی‎ترین و به زعم برخی منتقدین مهمترین فستیوال بین‎المللی ونیز اختصاص می‎دهم. فستیوالی که در سال 2000 ما هم با فیلم دایره ساخته جعفر پناهی توانستیم شیرطلایی (جایزه اول ونیز) را کسب کنیم. 

 

تارانتینو

 

ونیز یکی از شهرهای زیبای دنیاست که هر ساله اوایل ماه سپتامبر (شهریور) برگزار کننده مهمترین رویداد هنری جهان می‎باشد. از این حیث گفتم مهمترین رویداد هنری که اغلب رشته‎های هنری را پوشش می‎دهد. مثلا در رقص مهمترین فستیوال محسوب می‎شود و بالرین‎های زیادی را از سراسر جهان به شهر آبی ایتالیا می‎کشاند. امسال دوباره دارن آرنفسکی کارگردان خوش ذوق آمریکایی با فیلمی دیگر (قوی سیاه The Black Swan) بازگشته است. او در سال 2008 به زعم بنده بهترین فیلم سال یعنی کشتیگیر The Wrestler را ساخت و جوایز شصت و پنجمین دوره ونیز را به شایستگی درو کرد. این بار فیلمش در مورد بالرین‎ها است. ونیز هم که خواستگاه این هنر به شمار می‎رود و در نتیجه فیلم قوی سیاه به عنوان افتتاح کننده بخش اصلی این دوره انتخاب شده است.

 

از نکات جالب شصت و هفتمین دوره ونیز، حضور کوئنتین تارانتینو نابغه فیلمسازی به عنوان ریاست هیئت داوران کن است. هر جا که او حضور دارد باید شاهد انتخاب‎های متفاوت و هیجانات بیشتر باشیم. فستیوالی که او و رابرت رودریگز در آستین تگزاس به راه انداختند یکی از مهیج‎ترین جشنواره‎هاست که برای علاقه‎مندان از نیمه‎شب فیلم‎هایی را روی پرده نمایش می‎دهند که رنگ پرده را یا ندیده‎اند یا به صورت محدود بر پرده نقره‎ای دیده شده‎اند.

 

شخصا از سال 2007 که تریلر ساطور Machete در ابتدای دوفیلم با یک بلیط Grindhouse اکران شد منتظر فیلمی بودم که رودریگز نوید آن را داده بود. خبرها حاکی از این بود که رودریگز فیلمش را به جشنواره فیلم کن خواهد برد اما تدوین فیلمش آماده نبود یا شاید اصلا قصد این را نداشته که فیلم را به کن ببرد. رودریگز و تارانتینو استاد کارهای غیرمنتظره هستند. رودریگز فیلمش را به فستیوال Comic-Con برد اما وقتی همگان آماده دیدن فیلمش در سالن بودند تنها چند پیام بازرگانی به همراه هشت دقیقه از فیلمش را تماشا کردند. منتقدی از «فیلم کامنت» نوشت همین هشت دقیقه هم ما را بسیار هیجان زده کرده بود و آماده نمایش عمومی آن هستیم. پس از کن تنها جشنواره‎ای که در حد نام او می‎بود فستیوال ونیز است. اما پس از اینکه تارانتینو به عنوان ریاست هیئت داوران انتخاب شد همه معادلات به هم خورد! تارانتینو خود تهیه کننده فیلم می‎باشد، پس فیلم نمی‎تواند در بخش رقابتی شرکت کند.

 

تارانتینو از بدو انتخابش به عنوان ریاست هیئت داوران طعم خود را به این جشنواره فیلم بین‎المللی تزریق کرد. در این دوره از دستاوردهای یک عمر تلاش جان وو فیلمسازی که تارانتینو همیشه فیلم‎ها و سبکش را تحسین کرده تقدیر می‎شود. در بخش انتخاب هم قرار بر این شد فیلم ساطور ساخته رابرت رودریگز افتتاح کننده بخش غیررقابتی ونیز باشد. پس نخستین کسانی که تا ساعاتی دیگر قدم بر فرش قرمز فستیوال ونیز می‎گذارند خود تارانتینو و عوامل فیلم رودریگز می‎باشند.

 

امسال هم نام‎های بزرگی در لیست منتخبین جشنواره دیده می‎شود که باید منتظر ماند و دید چه فیلمی می‎تواند نظر تارانتینو و دیگر داوران را جلب کند. اگر آکادمی هنر را در این مدت دنبال کنید از وقایع و فیلم‎هایی که در هر روز اکران می‎شوند مطلع خواهید شد.

 

هامفری دیفارست بوگارت

 با نام مستعار بوگی،هنرپیشه و تهیه‌کننده آمریکایی بود.

پدر او جراح و مادرش ویراستار یک مجله بود. دوران کودکی خود را در نیویورک و در مدرسه ترینیتی سپری کرد. برای ادامه تحصیل در رشته پزشکی به آکادمی فیلیپس در آندورا رفت. اما پس از مدتی از آن‌جا اخراج و به ارتش پیوست. بوگارت در طول خدمت هیچ‌گاه در نبردی شرکت نداشت اما بر اثر حمله یک نهنگ دچار جراحت شد و همین امر موجب ایجاد اختلال در راه رفتن و حرف زدن او شد.

از سال۱۹۲۰تا ۱۹۲۲در کمپانی نمایش یکی از بستگانش (ویلیام برادی) به نام استودیوی فیلم برادی به عنوان مدیر صحنه فعالیت داشت. در ۱۹۳۰با کمپانی فاکس قراردادی بسته و برای اولین بار در فیلم کوتاه ۱۰ دقیقه‌ای آن‌طوری‌های برادوی (Broadway's like (that با روس اتینگ و جان بلاندل همبازی شد. قرارداد او با فاکس تنها دو سال ادامه داشت و از آن پس تا ۵ سال در فیلم‌های نازلی ظاهر شد. تا اینکه در سال ۱۹۳۶با فیلم جنگل سنگی (The Petrified Forest) خود را تثبیت کرد و این مقدمه همکاری نسبتاً طولانی مدت و موفقیت‌آمیز او و کمپانی برادران وارنرشد.

از سال ۱۹۳۶ تا ۱۹۴۰در ۲۸ فیلم ظاهر شد که اکثر آنها گانگستری و تنها ۲ مورد در ژانر وسترن بود. حضور در فیلم‌های شاهین مالت در نقش سام اسپید به کارگردانی جان هوستون و کازابلانکا از مایکل کورتیز از جمله چشمگیرترین نقش آفرینی‌های بوگارت محسوب می‌شود. بوگارت در سال ۱۹۵۱برای بازی در ملکه آفریقایی(The African Queen) برنده جایزه اسکار و در سال‌های۱۹۴۲و ۱۹۵۴برای فیلم‌های کازابلانکاو شورش کین(The Caine Mutiny) نامزد کسب این جایزه شد. وی در سال ۱۹۵۷به دلیل ابتلا به سرطان حنجره درگذشت.

بوگارت در اکثر فیلم‌هایش در نقش مردانی خوش‌گذران و خوش‌پوش و در عین حال دلیر و باهوش ظاهر شد و همین امر در جذاب‌تر شدن شخصیت او تأثیرگذار بود.

   بخش‎های جنبی شصت و هفتمین جشنواره فیلم ونیز


بخش‎های جنبی جشنواره فیلم ونیز همچون جشنواره کن همیشه مورد استقبال عموم بوده است. در یکی از بخش‎ها 12 فیلم با محوریت آثار اروپایی به نمایش داده می‎شوند که بر اساس اعلام برنامه نمایش فیلم جرینگ جرینگ یخ ساخته برتراند بلر در مراسم افتتاحیه روزهای ونیز به روی پرده خواهد رفت. در این دوره قرار بر ای است که سه فیلم نامزد جایزه «لوکس» پارلمان اروپا در این بخش جشنواره فیلم ونیز شوند.

 

 

فیلم زیبای خفته ساخته کاترین بریلات برای افتتاحیه بخش «افق‎ها» جشنواره در نظر گرفته شده است.

 

بخش «روزهای ونیز» هم همانند بخش «دو هفته کارگردانان» جشنواره کن برگزار می‎شود. در این بخش کشور میزبان ایتالیا با سه فیلم و فرانسه با دو فیلم بیشترین تعداد فیلم را دارا هستند.

 

بخش «مرور آثار» در شصت و هفتمین دوره به مرور آثار کمدی ایتالیایی که سودآورترین ژانر سینمای ایتالیا می‎باشد اختصاص داده شده است.

 

امسال ریاست هیئت داوران بخش محبوب «لوئیجی دی لاورنتیس» جشنواره بین المللی فیلم ونیز را فاتح آکین کارگردان آلمانی –ترک تبار- سازنده فیلم‎های جولای، شاخ به شاخ و لبههای بهشت عهده دار شده است.

فارسی 1 باید از بین برود !

زندگی در مرور رمان با این شبکه داغون میشود !


راه درست را انتخاب کنید !

شیطان شماره 1

آنجلینا جولی


انجلینا جولی ستاره بزرگ و محبوب آمریکایی قصد ساخت فیلمی به نام قصه عاشقانه Love Story را دارد. سایت «پیپل» صبح امروز تیتر زد جولی در کنار تمام فعالیت‎های بی‎شمارش بر صندلی کارگردانی خواهد نشست.

 

 

 

آنجلینا جولی یکی از فعالترین افراد در زمینه فعالیت‎های بشردوستانه است که در حال حاضر مادر 6 فرزند می‎باشد. او به کشورهای  آسیب دیده از زلزله، سیل و جنگ زده سر زده و علاوه بر کمک‎های مالی افکار عمومی را به سوی آن مردم صدمه‎دیده کشانده است. در همین فعالیت ها به فکر ساخت فیلمی عاشقانه با پس زمینه جنگی افتاده است.

 

گراهام کینگ از تهیه کنندگان این پروژه به «پیپل» گفت: «فیلمنامه کار توسط خود جولی نوشته است و ساخت این فیلم توسط خودش به زودی آغاز خواهد شد.»

 

داستان قصه عاشقانه در مورد یک مرد صرب و یک زن بوسنیایی است که در گیر و دار تجاوز صربستان به بوسنی و هرزگوین عاشق یکدیگر می‎شوند اما جنگ در این رابطه تأثیر بدی می‎گذارد.

كودكي «رضا كيانيان» به‌روايت برادرش نمايشنامه شد

http://www.kanoonparvaresh.com/new/img_news/1531.jpg

داود كيانيان، نمايشنامه‌نويس و پژوهشگر تئاتر كودك و نوجوان، از چاپ و انتشار مجموعه آثارش و نمايشنامه «كلاهي با دم روباه» بازگوكننده قصه كودكي رضا كيانيان خبر داد.

كيانيان در اين‌باره گفت: مجموعه آثارم شامل 40 نمايشنامه است كه از سال 1349 تا امسال نوشته شده و نتيجه 40 سال فعاليت نوشتاري در عرصه نمايشنامه‌نويسي محسوب مي‌شود.

اين مجموعه آماده چاپ است ولي هنوزي با ناشري براي چاپ وارد مذاكره نشده‌ام.

وي در ادامه از چاپ مجموعه نمايشنامه «كلاهي با دم روباه» خبر داد و افزود: اين مجموعه شامل سه نمايشنامه «آواي پريان»، «غول چراغ جادو» و «كلاهي با دم روباه» است.

كيانيان توضيح داد: «آواي پريان» با نگاه جديدي به قصه مشهور «بز زنگوله پا» نوشته شده است. «غول چراغ جادو» روايت بازي يك كودك با آدم برفي دست ساز خودش است. در نمايشنامه «كلاهي با دم روباه» قصه كودكي رضا كيانيان از زبان من روايت مي‌شود.

وي كتاب «نمايش به روايت كودك شما» را نيز آماده چاپ كرده؛ در اين اثر به والدين و مربيان آموزش داده مي‌شود اجراي نمايش را به خود كودكان واگذار كنند.

كيانيان كتاب «تئاتر خلاق» را نيز براي چاپ به حوزه هنري سپرده است. وي در اين كتاب به تعريف، انواع، ويژگي و اصول تئاتر خلاق پرداخته است. در شيوه نمايش خلاق نخست نمايش توليد مي‌شود سپس نمايشنامه نوشته مي‌شود.

كتاب «دريچه‌اي به تئاتر كودك و نوجوان»، «مشاركت كودكان و نوجوانان در تئاتر»، «حج نمایش ناب الهی»، «ت‍م‍ن‍ای‌ ب‍اران»‌، «از تماشاگری به نمایشگری»، «روزنامه‌ نمایشی»، «نمایش كودك»، «چ‍گ‍ون‍ه‌ ۲۰ م‍اه‍ی‌ م‍ی‍ان‌ ۱۰ ن‍ف‍ر ت‍ق‍س‍ی‍م‌ م‍ی‌ش‍ود!» و «راز درخ‍ت‌ م‍ق‍دس‌« از جمله آثار منتشر شده كيانيان است.

مرگ بر فارسی 1

منتظر نقدهای کوبنده علیه این شبکه باشید

جلد دوم جهان نو سینمای نو در کتاب فروشی ها


اسماعيل ميهن دوست از نويسندگان و منتقدان پيشكسوت مطبوعات سينمایی ایران مجموعه گفتگوهاي خود از سال 1381 تا 1385 را دو سال گذشته توسط نشر چشمه به چاپ رساند. اين گفتگوهاي چالشي مورد استقبال خوانندگان کتب سينمایی قرار گرفت و اين بار، همان انتشارات جلد دوم اين كتاب را به چاپ رسانده است.


جلد دوم شامل گفتگوهاي ميهن دوست با  بهمن فرمان آرا، اصغر فرهادي، سامان مقدم، احمد رضا درويش، رخشان بني اعتماد، ايرج كريمي، فريدون جيراني، محمد عسگرپور، ابراهيم حاتمي كيا، ابولحسن داوودي، سيامك شايقي، احمد رضا معتمدي، رضا ميركريمي، عليرضا داوود نژاد، بيژن ميرباقري و آخرين گفتگوي زنده ياد رسول ملاقلي پور مي باشد. پيشگفتار جلد دوم از  شهرام جعفري نژاد است. 

 

ميهن دوست در مقدمه كتاب مي‌نويسد:

 

" هرچند براي شيوه‌اي از نقد و بررسي كه طي آن تاثير عوامل مختلف هنر  سينما اعم از كارگرداني، فيلمنامه، طراحي صحنه و... جداگانه مورد بررسي و تحليل واقع مي‌شوند، محاسن عديده‌اي مي‌توان برشمرد: برخورد تخصصي، اجتناب از كلي گويي و صدور احكام كلي فاقد استدلال و...اما در تمركز بيش از حد روي تك تك عناصر و تحليل و ارزيابي آنها،  آنچه بايد همواره مراقب بود اتفاق نيافتد از دست رفتن و غافل شدن از كليت فيلم و آن كيفيتي است كه هنگام «تجربه فيلمي» از طريق عملكرد همزمان و هماهنگ مجموعه اجزا و عوامل بياني روي تماشاگر حاصل مي‌شود."

 

كارگردان فيلم برخورد خيلي نزديك در رابطه با چاپ كتاب جديدش  گفت: «اين يك پرو‍‍‍ژه تحقيقي - مطالعاتي بود كه از همان زماني كه دبيری كارگرداني نشريه صنعت سينما را بر عهده گرفتم به فكر انتشار مستقل اين مجموعه افتادم. به همين خاطر سعي كردم مجموعه گفتگوها از يك الگوي ثابتي پيروي كند.  يعني به بهانه بررسي فيلم اكران شده هر فيلمساز، مروري بر رزومه كاري، نحوه ورودش به سينماي حرفه‌اي هر فيلمساز ؛ كه  اغلب مسير مختلفي را طي كرده‌اند، را در بحثها گنجانده ام. مورد اخير به خصوص براي دانشجويان سينما كه مشتاق ورود به سينماي حرفه‌اي هستند مي توانست مفيد باشد. ضمن همين بحث به كيفيت آموزشي دانشكده هاي سينمايي كشور نيز اشاراتي شده است. اين مجموعه سواي جنبه دايرة المعارف بودنش ، كه تقريبا تمام كارگردانان مطرح كشور را از نسل هاي مختلف، اعم از فيلمساز به اصطلاح جشنواره‌اي، فيلمساز بدنه و فيلمساز نخبه و هنري با مخاطب داخلي را پوشش مي‌دهد. به عنوان تنها منبع مباحث تخصصي كارگرداني سينماگران ايراني است

اسماعيل ميهن دوست مدرس سينما در ادامه افزود: «اين مجموعه مي‌تواند به عنوان منبع آموزشي براي دانشجويان سينما به كار مي آيد مورد اسفاده قرار گيرد. چرا كه اغلب كتابهاي ترجمه اي هم به دليل متفاوت بودن شرايط توليد سينماي كشورهاي مختلف و بويژه از منظر مناسبات توليدي و ابزار و امكانات فني و همچنين  به دليل بروز نبودن مطالب (در آمدن كتاب در كشور اصلي، رسيدن دست ناشر داخلي، مطالعه و بررسي كارشناسانه كتاب اصلي، ترجمه مناسب و...) كمتر مي توانند مرجع بروز و معتبري در اين زمينه باشند. مثلا وقتي در گفتگو با فيلمساز صحبت از خوابيدن  در نوبت طولاني براي استفاده از تنها تاوركرين موجود در كشور به ميان مي آيد مخاطبين تخصصي سينماي داخل درك مي كنند كه  اين چيزها را از نزديك حس مي كنند.»

نمایشنامه گردونه همستر

نمایشنامه «گردونه همستر» نوشته مری جونز (Marie Jones) توسط دکتر حبیب الله لزگی ترجمه شد. ناشر این نمایشنامه انتشارات «سوره مهر» وابسته به حوزه هنری می‎باشد. مری جونز یکی از بزرگترین نمایشنامه نویسان معاصر ایرلند می‎باشد که اخیرا جایزه John Hewitt را به خاطر سهم برجسته‎اش در فرهنگ، سنت، وهنر ایرلند شمالی به دست آورده است. وی هم‎اکنون در شهر بلفاست زندگی می‎کند.


 

در داستان این نمایشنامه پدر خانواده در اثر تصادف معلول و پس از این حادثه به روند نقش حضور این پدر معلول در خانواده پرداخته می‎شود. از دیگر نمایشنامه‎های مری جونز به جایی در بالکنی، دختران در قاب بزرگ، طلا در خیابان‎ها، این تلف کردن وقت است تریسی، زیر دماغ ناپلئون، قبایل، جنگ با سایه‎ها اشاره کرد.

 

دکتر حبیب الله لزگی، متولد 1336، دارای درجه دکترا در رشته هنرهای نمایشی از دانشگاه لیدز انگلستان است. وی نویسنده داستان، منتقد، تحلیل‎گرو محقق بیش از بیست مقاله علمی-پژوهشی و مترجم بیش از 35 کتاب برای کودکان و نوجوانان است. وی هم‎اکنون عضو هیئت علمی دانشکده هنر دانشگاه تربیت مدرس است.
 

ایرانی ها هر 5 سال یک بار به سینما میروند !

(دوستان عزیز قسمت های مهم متن برای شما با رنگ قرمز علامت گذاری شده است )

برنامه هفت شب گذشته(29 مرداد) به بحث پيرامون فيلم افراطي‌ها و برگزاري نشستي درباره علت ريزش مخاطب سينما اختصاص داشت.

به گزارش خبرنگار ايلنا، در قسمت دوم برنامه هفت كه اختصاص به وضعيت حضور مخاطب در سينماها داشت، سيدجمال ساداتيان، مسعود ده‌نمكي و اميرحسين علم‌الهدي درباره وضعيت مخاطب در سينماي ايران سخن گفتند.
سيدجمال ساداتيان(تهيه‌كننده سينما) با اشاره به وضعيت فيلم‌هاي درحال اكران گفت: امروز ازتماشاگران جدي سينما سلب اعتماد شده است. اگر قبول كنيم كه امروز سينما دچار بحران مخاطب است، بايد وزارت ارشاد و صدا و سيما به آن كمك كنند.
وي ادامه داد: ‌در سال‌هاي قبل، فيلم‌هاي سينمايي در شبكه‌هاي ماهواره تبليغ مي‌شدند اما دولت اين كار را ممنوع كرد درحاليكه هيچ جايگزيني براي آن تعريف نكرد.
تهيه‌كننده به رنگ ارغوان افزود: امروز مضمون فيلم‌ها يكنواخت شده است و به همين دليل مخاطبان به سينما پشت كرده‌اند. نبود تنوع در قصه‌ها و مضمامين داستاني، كمبود سالن خوب و همچنين مديريت سينما، موجب شده كه وضعيت سينما‌ي امروز ايران مانند سينماي اروپا در بعداز جنگ جهاني دوم باشد.
وي ادامه داد: بايد اجازه بدهيم فيلم‌هايي كه موضوعات اجتماعي را نقد مي‌كنند، ساخته شود. ما نبايد هر فيلم انتقادي را به جرم سياه‌نمايي محكوم كنيم.
اميرحسين علم‌الهدي(مدير پرديس سينمايي ملت و كارشناس اقتصادي سينما) نيز با اشاره به روند افت مخاطب گفت: از سال 1369 كه سينماي ايران مخاطب 70 ميليوني داشت، سير نزولي مخاطبان آغاز شد كه يكي از دلايل اصلي آن حضور رسانه‌اي تصويري به نام ويدئو بود. امروز هم وضعيت به گونه‌اي شده كه براساس آمار؛ هر ايراني هر پنج سال تنها يكبار به سينما مي‌رود و عادت سينما رفتن درحال فراموش شدن است.
علم‌الهدي، نبود يك رقيب براي سينماي ايران در حوزه نمايش و توزيع ارزان فيلم‌ها در شبكه نمايش خانگي و پايين بودن كيفيت فيلم‌ها را از دلايل عدم استقبال مخاطب از سينما مي‌داند و مي‌گويد: هرچند در سال‌هاي گذشته 30 سالن جديد به سالن‌هاي سينمايي اضافه شده اما مخاطب آن؛ تكثير نشده است بلكه توزيع هم شده است.
وي ادامه داد: بايد اجازه بدهيم تا فيلم‌هاي خارجي در سينماها اكران شود زيرا سينماي ايران فقط با خود رقابت مي‌كند و نمي‌تواند تمام سليقه‌هاي مردم را به دليل آنكه پتانسيل توليد فيلم در ژانرهاي مختلف را ندارد؛ راضي كند. فيلم خارجي اگر به خوبي اكران شود مخاطب خوبي دارد. به طور مثال فيلم كينه باوجود آنكه نسخه DVD آن در بازار موجود بود؛ با بليط 1500 توماني نزديك به صد ميليون درآمد داشت.
در بخشي از اين نشست، علم‌الهدي به اكران فيلم اخراجي‌ها و درباره الي اشاره كرد و گفت: هرچند بايد به دليل كمك خوبي كه اكران فيلم اخراجي‌ها به اقتصاد و سينما در سال قبل كرد؛ از آن تشكر كرد اما معتقدم اگر فيلم درباره الي در زمان خود و همزمان با اخراجي‌ها اكران مي‌شد، فيلم اخراجي‌ها به چنين فروشي دست نمي‌يافت. زيرا به طور مثال در پرديس ملت ما يك سالن را به درباره الي اختصاص داده بوديم اما وقتي اكران فيلم ممنوع شد همان سالن به اخراجي‌ها داده شد.
مسعود ده‌نمكي نيز در پاسخ به سخنان علم‌الهدي گفت: سينمادارها به اين نتيجه رسيدند كه اكران دو فيلم همزمان نباشد.
وي كه تقسيم‌بندي مخاطب به دو بخش مخاطب عام و خاص را قبول نداشت، اضافه كرد: شرايط امروز با دهه 60 و 70 متفاوت است. امروز سينما بايد حرف خاصي بزند زيرا مخاطب امروز توقع زيادي از سينما دارد.
ده‌نمكي با انتقاد از وضعيت سينما گفت: در سال‌هاي اخير فيلم‌هايي اكران شدند كه درجهت نفي انقلاب بودند و به نظر مي‌رسد مسئولان با هدف دادن پز روشنفكري به نوعي اپوزسيون‌نوازي مي‌كنند.
در ادامه اين برنامه فيلم سينمايي افراطي‌ها نقد و بررسي شد.
مسعود فراستي(منتقد) معتقد بود كه فيلم افراطي‌ها براساس فيلم اخراجي‌ها ساخته شده است و شمايل كامل يك فيلم فارسي بعداز انقلاب را داراست.
فراستي با اشاره به نبود فيلم‌هاي اجتماعي گفت: امروز در به روي ساخت فيلم اجتماعي بسته شده است. وقتي مميزي سختي درباره اين‌گونه فيلم‌ها وجود دارد؛ فيلم اجتماعي كه نقد جدي به جامعه داشته باشد ساخته نمي‌شود بلكه فيلم‌هاي ضدژانر اجتماعي يعني كمدي‌هاي سطحي ساخته مي‌شوند.
بابائيان نيز در پاسخ به سخنان فراستي گفت: اخراجي‌ها و افراطي‌ها ربطي به هم ندارند.
وي ادامه داد: زماني كه من فيلم‌هايي همچون طبل بزرگ، زير پاي چپ و راز دشت تاران را با هزينه شخصي ساختم و ديده نشدند، چاره‌اي جز ساخت اين فيلم برايم باقي نبود.

آخه چرا باید اینطوری باشه ؟ آدم واقعا دلش می سوزه !

 

نامزد های دریافت تندیس چهاردهمین جشن سینمای ایران

فرهاد توحیدی دبیر جشن سینمای ایران ضمن عرض تشکر از داروان برای قبول دشواری تماشای یک دوره فشرده داوری اعلام کرد:

پس از 47 روز داوری فشرده و تماشای یکصد و سی دو فیلم بلند داستانی توسط 60 نفر داور تخصصی و با پایان یافتن مهلت تکمیل نمون برگ های داوری اولیه، دیروز پاکت های اعلام رای داوران توسط شورای صیانت از آرا : ژیلا ایپکچی، علی دهکردی و سیروس الوند و با حضور سید محسن هاشمی دبیر اجرایی جشن سینمای ایران، گشوده و نامزدهای دریافت تندیس شایستگی سینمای ایران به این شرح شناسائی و معرفی شدند:


 

 روی ادامه مطلب کلیک کنید !

ادامه نوشته

سیاه بازی

سیاه بازی اگرچه نمایشی برای خنداندن مخاطب است، اما دنیای بازیگران این نمایش در سالهای اخیر کمتر روی خنده به خود دیده است.

سیاه بازی اگر چه لبخند را بر لبان تماشاچی می نشاند اما نمایانگر تلخی هاو سیاهی ودردهای جامعه است. صحبت از سیاه بازی و نمایش طنز به نظر خیلی ها با حال و هوای این روزهای ایران جور در نمی آید. اما به خصوص در شرایط تشدید فشارها و سانسور، طنز و جوک هایی که بین مردم رد و بدل می شود که به سرعت تبدیل به وسیله ای می شود برای بیان ابراز مخالفت با حاکمان. سیاه بازی هم همیشه جایی بود برای تخلیه روحی این تلخی های اجتماعی.

درنمایشنامه روحوضی معمولا دو تیپ حضور دارند. یکی حاجی یا حاکم که معمولا تجلی حکومت وقت هست و دیگری سیاه که معمولا اسمش" مبارک" است و به نوعی سمبل مردم زجر دیده اون دوران محسوب می شود . سیاه با گستاخی های خودش حرف های خارج از قاعده را می زند و انتقادهایی را مطرح می کند که ممکن است طرح آنها برای افراد دیگر گران تمام شود .


نمایشنامه های روحوضی یا سیاه بازی با اینکه ریشه در دوره صفویه دارد، اما از حدود صد سال پیش در ایران بیشتر پا گرفت. قدیمی ترها یادشان هست که زمانی بنگاه های شادمانی برو بیایی داشتند و بازارشان گرم بود. ولی بعد از انقلاب سیاه بازی و نمایش روحوضی با بسته شدن تئاترهای معروف لاله زار رو به زوال رفت.

هر وقت صحبت از سیاه بازی و این هنر می شود، نام لاله زار یاد آور تئاتر هایی همچون نصر، دهقان و پارس است. تئاتر نصر اولین سالن اجرای نمایش در ایران است. بیش از نود سال از اولین روزی که یک نمایش در سالن تئاتر نصر به اجرا در آمد ، می گذرد. تئاتر نصر روزگاری رونق داشت اما اکنون سوت و کور است.


( عکسی از بازیگران سیاه )

گروتفسکی در جواب یک سوال

« تئاتر بی چیز » ظواهری را که هنرهای دیداری دیگر با آن درگیرند،  رها کرده و تئاتری است که تنها بر کنشهای انسانی و ارتباط میان بازیگر و تماشاگر بنا شده . تمامی جلوه های قراردادی صحنه نظیر نورپردازی ، موسیقی ، صحنه آرایی ، چهره پردازی ، وسایل صحنه وجلوه های دیداری را کنار گذاشته است زیرا بنیادین نیستند . برخی از این جلوه ها خودکار و مکانیکی هستند و می توانند بدون وجود تخصص استفاده شوند. یا مثلاً گریم غیرضروری است . زیرا بازیگران آموزش می بینند که عضلات صورتشان را همچون ماسک به کار برند . بنا بر این بازیگر صورتک های گوناگونی دارد که از میان آنها انتخاب می کند .  همچنین ما نیازی به وسایل صحنه پرزرق وبرق و گرانقیمت نداریم .  در « آکروپولیس» ما از تکه های حلبی ، دو فرغون ، یک وان و یک عروسک پارچه ای استفاده کردیم . بنا به دلایلی این چیزها را انتخاب کردیم و حداکثر بهره لازم را از آنها بردیم . ما می خواهیم با هنرمان بدون سازوبرگ تجاری و ابزارهای پرهزینه مواجه شویم. ما می خواهیم صرفاً از خودمان استفاده کنیم . می خواهیم یکسره با غریزه و استعدادهای خودمان کارکنیم . با هستی درونی و واکنشهای شخصی مان . تا به یک حس مقدس بدون ظواهر بیرونی برسیم . بـه این دلیل ما تئاترمان را « بی چیز» می نامیم .

جعفری جوزانی هم تو زرد از آب در اومد...

سلام.امروز داشتم دنبال یه مطلب میگشتم تا این که چشمم خورد به این مطلب.جالبه بخونیدش.قبلا میگفتن که توی این فیلم آقای جوزانی خیلی وسواس به خرج می داده اما با خوندن این پست میفهمیم که کار بی عیب نیست.
 
همه گاف‌های سریال در چشم باد

همه گاف‌های سریال در چشم باد +عکس

گرفتن گاف های تصویری که به گاف های منشی صحنه معروف هستند کار متداولی در سینمای جهان است و آثار بزرگی چون «تایتانیک»، «ارباب حلقه ها»، «تروی» و... خالی از این گاف ها نبوده اند. اما هدف ما...

«در چشم باد» تصویری نادرست و اشتباه به لحاظ بصری و تاریخی از تهران دهه 60 به مخاطب می‌دهد.
 
همه گاف‌های سریال در چشم باد +عکس
 همشهری جوان این اشتباهات را با حضور مجید میر فخرایی مدیر هنری، شهرام كیور منشی صحنه و حسین طاهری ناظر كیفی بررسی كرده است.
 
همه گاف‌های سریال در چشم باد +عکس
تهران دهه60 با مخلفات دهه80
گرفتن گاف های تصویری که به گاف های منشی صحنه معروف هستند کار متداولی در سینمای جهان است و آثار بزرگی چون «تایتانیک»، «ارباب حلقه ها»، «تروی» و... خالی از این گاف ها نبوده اند. اما هدف ما از ارائه این پرونده فقط یادآوری این گاف ها نبوده، بلكه دغدغه اصلی مان بی دقتی هایی است كه در روایت تاریخ معاصرایران اتفاق افتاد. برای این منظور 6 قسمت آخر سریال به شکلی دقیق و دو تا سه بار و طی دو روز کاری مورد بازبینی قرار گرفت . البته یك طرفه هم به قاضی نرفتیم درباره گاف های موجود، مدیر هنری (مجید میر فخرایی)، منشی صحنه (شهرام كیور) و ناظر كیفی (حسین طاهری) توضیحاتی ارائه داده اند. البته میر فخرایی وجود این همه گاف را برنتابید و در اواسط گفت وگو كه به شكل تلفنی انجام می‌شد تماس را قطع كرد و شهرام كیور هم حاضر نشد تا درباره تك تك گاف ها توضیح بدهد. بنابراین برخی گاف ها بدون دفاعیات هستند.
 
همه گاف‌های سریال در چشم باد +عکس
 
گاف1: (روسری لیلی) در سال های ابتدایی پیروزی انقلاب تمامی ‌خانم ها از روسری های تگ رنگ و بلند استفاده می‌کردند، روسری لیلی در همه سکانس ها کاملا امروزی است/ (پوشش خانم ها) پوشش خانم ها در سال 58و59 کاملا متفاوت با پوشش خانم هایی است که در تصاویر مربوط به فرودگاه ثبت شده است. پوشش هایی که کاملا امروزی است.
دفاعیات / حسین طاهری: یکی از وظایف ناظر کیفی هم زیر نظر گرفتن رعایت چهارچوب اخلاقی، عرفی، دینی و شرعی در سریال است که پوشش ها و شکل ظاهری تصاویر با اصول تعریف شده در سازمان مغایرت نداشته باشند. مثلا در سریال در چشم باد یکی از وظایف اصلی من به عنوان ناظر کیفی دقت در رعایت این اصول درباره بازیگران خارجی سریال بود که در بخش امریکا حضور داشتند و رعایت اصول در بخش هایی که قصه در دوران پهلوی می‌گذشت.
 
همه گاف‌های سریال در چشم باد +عکس
 
گاف2:(كیوسك روزنامه فروشی) ماشین غفور در خیابان توقف می‌کند و بیژن پیاده می‌شود و چاپخانه پدرش را به غفور نشان می‌دهد درست در پشت سر آنها دکه روزنامه فروشی با طراحی جدید که متعلق به دهه 80 است دیده می‌شود. دکه های مطبوعاتی آن سالها آهنی بود و غالبا روی آنها اسامی‌روزنامه روی بدنه آنها نوشته می‌شد./ بیژن در همان سال هایی که جنگ تازه شروع شده از یکی از همین دکه های امروزی روزنامه می‌خرد./ در نمایی که بیژن و لیلی در خیابان مشغول تماشای گروه های اعزامی ‌به جبهه هستند، یکی دیگر از همین دکه ها دوباره در قاب دیده می‌شود که البته این بار نصفی از آن توسط پارچه ای پوشانده شده است.
 
دفاعیات /شهرام کیور: مشکل اصلی سینمای ما این است که نه شهرک سینمایی برای دوران معاصر وجود دارد نه شرایطی که بشود صحنه های مربوط به این سال ها را کنترل شده فیلمبرداری کرد. ما در قسمتهایی که در شهرک سینمایی فیلمبرداری داشتیم یا در روستا چون محیط کنترل شده بود، اصلا مشکلات این چنینی نداشتیم اما وقتی وارد فضای شهری می‌شویم کنترل بخش زیادی از ماجرا از دستمان خارج می‌شود.
 
همه گاف‌های سریال در چشم باد +عکس
 
گاف 3: (علمك گاز): در همان محله های قدیمی‌، همه خانه ها لوله کشی گاز دارند و هیچ تلاشی هم برای پوشاندن علمک های گاز نشده است. ابو عبدالهی یکی از کارمندان بازنشسته شرکت گاز تهران به خبرنگار ما اعلام کرد که از حدود 10 سال قبل شرکت گاز برای جلوگیری از حوادثی که در اثر برخورد خودرو ها با علمک های گاز به وجود می‌آمد، پایه علمک ها را داخل دیوار کار کردند، در واقع علمک های که در این سریال می‌بینید مربوط به ده سال قبل است.
دفاعیات1/ مجید میر فخرایی: من یك درخت داده بودم تا بگذارند جلویش، این اشتباه و مشكل مدیر صحنه بوده كه فراموش كرده است.
دفاعیات2/ شهرام کیور : ما تا جایی که امکان داشت همه علمک ها ی گاز و اتومبیل ها را پوشاندیم اما سرعت فیلمبرداری بعضی از صحنه ها زیاد بود و فرصت و امکانات نداشتیم که همه علمک ها را از بین ببریم یا کاری کنیم که اصلا دیده نشوند.  
برای دیدن بقیه عکس ها روی ادامه مطلب کلیک کنید !
ادامه نوشته

خط پيامگير

به گزارش روابط عمومي مركز هنرهاي نمايشي، هنرمندان تهران و شهرستان مي‌توانند از طريق اين خط تلفن مشكلات و خواسته‌هاي خود را مستقيماً با حسين مسافرآستانه مدير كل هنرهاي نمايشي در ميان بگذارند.
تمامي پيام‌ها به طور روزانه توسط مسافرآستانه شخصاً دريافت و به منظور رسيدگي هر چه زودتر به واحدهاي مربوط ارجاع داده مي‌شود.
راه‌اندازي خط پيام‌گير مستقيم يكي از مواردي بود كه حسين مسافرآستانه در جلسه معارفه خود به عنوان يكي از برنامه‌هاي خود قول آن را به حاضران داده بود.
هنرمندان تئاتر مي‌توانند پيام‌هاي خود را به طور شبانه‌روزي با مدير كل هنرهاي نمايشي با شماره 66754059 در ميان بگذارند.

پرفرمنس آرت  

پرفرمنس آرت  

فرهنگ دنیای جدید و بستر ، پرفرمنس آرت را چنین تعریف می کند :
شکلی از هنر که از ترکیب عناصر تشکیل دهنده هنرهای گوناگون مانند نقاشی ، فیلم ، رقص و نمایشنامه پدید می آید . هنرمند پرفرمنس ، معمولاً با دنبال هم آوردن تصاویری که موضوعاتی متفاوت و غیر مرتبط دارند ، نظراتش را به گونه ای غیر روایی بیان می کند .
فرهنگ رندم هاوس در این باره می نویسد :
پرفرمنس آرت هنری است ترکیبی که در سالهای 1970 از پیوستگی چند رسانه هنری گوناگون مانند نقاشی ، فیلم ، ویدیو ، موسیقی ، درام و رقص به وجود آمد. شکل اجرایی آن نیز تا حدود زیادی از نمایش گونه هایی که در سالهای 1960 به نام Happening معروف شده بودند ، نشات گرفته است .
اما تعریف فرهنگ کمبریج شاید یکی از کاملترین تعاریف این پدیده باشد :
پرفرمنس آرت عناصری را با یکدیگر ترکیب می کند تا آن را به وسیله بدن هنرمند – که صرفاً یک ابزار هنری است و ذهن وی که دارای ساختاری ایدئولوژیک است – ارائه دهد ... اجرای پرفرمنس می تواند در هر مکان و در هر مدتی از زمان نشان داده شود . همچنین می تواند به طور کامل ( هنری مفهومی )که هستی آن فقط در ذهن اجرا کننده است ، باشد " 22
پرفرمنس آرت از هنرهای تجسمی وارد تئاتر شد ، در اواخر دهه 1960 هنرمندان آوانگار از بدن خود به عنوان ابزاری هنری استفاده کردند . به عنوان مثال برخی نقاشان بدن خود را با رنگ پوشانده و با غلتیدن روی بوم ، تصویر ایجاد کردند . و یا برخی از مجسمه سازان با استفاده از انسانهای زنده ، مجسمه های متحرک با فرم های گوناگون ایجاد کردند .
افرادی نظیر " مارتا کلارک "   ، " مردیت مونک "   و " لوری اندرسن "  تئاتر و پرفرمنس آرت را با یکدیگر ترکیب کردند.

”لوکا رونکونی” کارگردان تئاتر و اپرای ایتالیایی

بعدها، بعد از اجرای نمایشِ «اورلاندوی دیوانه» (1)، این منتقدان او را به عنوانِ جادوگری در فستیوال‌های عجیب و غریبِ قرون وسطایی فرض کردند، که صحنه‌هایی موازی و همزمان را به نمایش می‌گذاشت که به «جادوگری و ماوراءالطبیعه» پهلو می‌زنند. ولی بعد از موفقیتِ اورلاندو نزد منتقدان، یعنی از هشت سال پیش (2)، رونکونی دیگر سراغ نمایش‌ها و پروژه‌هایی که برایش موفقیتِ جهانی به ارمغان بیاورد نرفت؛ دلیل این امر به طور مشخص این بود که رونکونی می‌خواست خود را از شرِ عناوینی که همواره کارگردانانِ موفق با خود یدک می‌کشند خلاص کند. حتی در بازسازیِ تلویزیونیِ اشعارِ آریوستو رونکونی - همانگونه که مدیوم جدید اقتضا می‌کرد- به کلی شیوه‌ دیگری را به کار گرفت. بنابراین اکنون زمان آن است که مفاهیمِ ساده فهم را کنار بگذاریم و یک بار دیگر بدون تعصب به رونکونی و کارهایی که او پس از «اورلاندوی دیوانه» به صحنه برده است، نگاهی بیفکنیم.

                                                                       
ادامه نوشته

مهین شهابی هم درگذشت

کاظمی مدیر پرستاری بیمارستان پارس بااعلام این خبر گفت :

 وی از ۱۹ فروردین امسال با تشخیص بیماری سرطان بستری شد

و مدت ۴ ماه در کما بود وبه علت افت علائم حیاتی درگذشت .

مهین نیک طبع مشهور به مهین شهابی در سال ۱۳۱۵ در تهران به دنیا آمد.

وی بازیگری را در گروه اسکوئی ها که تازه به ایران آمده بودند فراگرفت

و سپس به دعوت رئیس وقت اداره دراماتیک به آنجا رفت

که بعد از بازی در چند نمایشنامه استخدام رسمی وزارت فرهنگ  هنر آن زمان شد .

او درفیلم هایی همچون«گاو» ، به عنوان بازیگر حضور داشت

و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی نیز در فیلم های بسیاری همچون:

 «شیلات» ، «مزدوران» ، «مأموریت» ، «پنجره» ، «روز دیدار»

، «شهر لاجوردی» ، «بگذار زندگی کنم» و «گل مریم» ایفای نقش کرد.

 

وبلاگ هیچ درگذشت این هنرمند را به جامعه هنری و ملت ایران تسلیت می گوید.

روحش شـــــــــاد و یادش در دلهــــامان سبــــز

عرض تسلیت فراوان!!!

شهابی به عالم ملکوت پیوست

مهين شهابي پس از طی یک دوره بیماری صبح امروز به علت تومور مغزي و در سن ‪ ۷۴‬سالگي درگذشت.
این بازیگر از فروردین ماه امسال به علت تومور مغزي در بیمارستان بستری شده بود. پیش از این آرزو شهابی دختر این بازیگر گفته بود؛ پزشک معالجه مهين شهابي از بزرگ شدن تومور مغزي اين هنرمند خبر داده است که متاسفانه همين امر باعث تنگي نفس در مادرم شده است.
مخاطبان مجموعه‌های تلویزیونی دهۀ شصت او را با مجموعه تلویزیونی آینه به یاد دارند. مهين نيك طبع مشهور به «شهابی» در خانواده اي ارتشي چشم به جهان گشود. پس از ازدواج در گروه اسكوئي‌ها كه تازه به ايران آمده بودند مشغول آموزش شد و بعد به به‌دعوت دكتر فروغ رئيس اداره دراماتيك به آنجا رفت كه بعد از بازي در چند نمايشنامه استخدام رسمي وزارت فرهنگ - هنر آن زمان شد پس از آن او در در تئاتر سنگلج و تلويزيون بازي كرد و درفيلم هاي «گاو»، «سازش»، «قيامت عشق»، «بيتا»، پيش از انقلاب نيز به عنوان بازيگر حضور داشت و بعد از انقلاب نيز در فيلم‌هاي بسياري همچون: «شيلات»، «مزدوران»، «مأموريت»، «پنجره»، «روز ديدار»، «شهر لاجوردي»، «بگذار زندگي كنم» و «گل مريم» حضور داشت.
لازم به ذکر است این بازیگر سینما و تلویزیون در 17 اثر سینمایی نقش آفرینی کرده بود.
پیکر این هنرمند ساعت 9:30 دقیقه روز چهارشنبه از مقابل تالار وحدت به قطعه هنرمندان بهشت زهرا (س) تشییع و مراسم يادبود اين مرحوم جمعه، پنجم شهريور ماه در مسجد نور برگزار مي‌شود، ساعت برگزاري اين مراسم 11:30 تا 13 خواهد بود.

مهین شهابی

پولاد كيميايي کارگردان می شود !

پولاد كيميايي فيلم حادثه‌اي «معكوس» را در ژانر حادثه‌اي، بر اساس فيلمنامه‌اي از خودش و به تهيه‌كنندگي علي سرتيپي كارگرداني خواهد كرد.

پولاد كيميايي در گفت‌وگو با خبرنگار سينمايي فارس اظهار داشت: فيلمنامه فيلم «معكوس» را خودم نوشته‌ام و قرار است خودم آن را كارگرداني كنم.
وي گفت: پس از اخذ مجوز در پيش توليد اين فيلم كه تهيه كنندگي آن را علي سرتيپي برعهده دارد، قرار خواهيم گرفت.
كيميايي افزود: اين يك فيلم اكشن و پرحركت و پروژه‌اي سنگين است و در سينماي ايران، هنوز در اين ژانر فيلم مهمي ساخته نشده است.
وي ادامه داد: البته شايد فيلم‌هايي در اين زمينه داشته باشيم اما ماندگار نشده‌اند يا جدي گرفته نشده‌اند و سعي من اين است كه در اين ژانر، ‌كار موفق و ماندگاري ارائه دهم.
پولاد كيميايي درمورد عوامل قطعي شده اين فيلم، گفت: حضور تورج منصوري به عنوان مديرفيلمبرداري، اسخاق خانزداي به عنوان صدابردار و تينا پاكروان به عنوان مديرتوليد دراين فيلم قطعي شده است، ضمن اين كه كليه مكان‌هاي فيلمبرداري در تهران خواهد بود و درصددم تا از مهرماه فيلم را كليد بزنم.
وي در مورد اين كه آيا از مشاوره «مسعود كيميايي» هم در اين فيلم استفاده خواهد كرد و اين كه آيا خودش هم دراين فيلم بازي خواهد كرد، گفت: حتما از مشاوره پدرم استفاده خواهم كرد، چون «معكوس» كار سنگيني است اما در مورد بازيگري بايد بگويم تصميمي در اين زمينه ندارم و در اين فيلم فقط كارگرداني خواهم كرد.
وي افزود: فيلم «اينجا تاريك نيست» (محمدرضا خاكي) و به‌تهيه‌كنندگي داريوش بابائيان (كه نامش به «گندم» تغيير خواهد كرد) دهم شهريور كليد مي‌خورد و من در اين فيلم بازي خواهم كرد. پس از پايان بازي در اين كار، فيلم خودم را شروع مي‌كنم.