نقد فیلم ایستگاه بهشت

امروز بر حسب اتفاق یک فیلم ایرانی به دستم رسید که پشت جلدش نوشته شده بود معنا گرا ! 

با خودم گفتم که نگاه کنم شاید خوب باشه اما کاشکی این کارو نمی کردم !

قصه ،قصه ی کلیشه ای که حتی مردم عام (بیسواد در سینما ) با اون نمیتونن ارتباط خوبی برقرار کنند ولی اول بذارید داستان فیلم بگم

سروش پسر نابینایی که دلباخته ی پرستارش می شود و همه تلاشش را میکند تا بینایی خود را به دست آورد و در شبی که قرار است سروش فردای آن عمل شود متوجه می شود پرستارش قرار است با دکتر معالجش ازدواج کند سروش عصبانی می شود و از بیمارستان بیرون می آید که با ماشینی تصادف می کند بعد تبدیل به روح می شود و از فرشته ی مرگ فرصت می گیرد تا چند روز دیگر زنده باشد ! همین والسلام

من هنگامی که این فیلم را نگاه می کردم  به یاد فیلم روح افتادم که سناریوی این دو واقعا شبیه به  هم است! به یقین کارگردان فیلم از روح الهامی گرفته چون رد پای فیلم روح در اثر به طور واضحی دیده می شود !

شخصیت پردازی فیلم دارای نقص زیادی است  !! از خود عمو رسول گرفته به بالا

شصیت عمو رسول طوری نوشته شده که انگار یک فرشتس ! هر موقع سروش پولی ازش می خواد  عمو پولو بهش میده بدون اینکه حتی اون شخص بشناسه چون سروش موقعی که از دنیای دیگه می آد هیچکی نمیشناسش !

و خیلی ایرادهای دیگر در فیلم برخورد پرستارهای بیمارستان با یک شخص غریبه که با خنده و... است خیلی غیر عادی به نظر می رسد ! و...

در ضمن با شروع شدن فیلم ،آدمی در ذهنش از یک فیلم عرفانی یاد می کند که باز هم در ادامه ی فیلم اشاره ی پر رنگی به این مسئله نشد.از لحاظ انتخاب بازیگر هم تقریبا همه ی بازیگران به درستی انتخاب شده بودند به جز آقای دکتر که اصلا به نقش نمی خورد ! این ضعف یا به عهده ی کارگردان یا به عهده ی فرهاد اصلانی که نتوانسته است نقش یک دکتر را به درستی ایفا کند !

مکانیزه بودن متن هم به طور محسوس دیده می شد آقای دکتر فقط یک سکانس به سروکله زدن به بیمارها پرداخت و به بعد فقط دنبال خانوم پرستار بود  ومعلوم بود که اصلا روی شخصیت دکتر کار نشده و بهش فرصتی برای ایفای نقش داده نشده است

 وبه نظر من متن به دست یک آدم آهنی نوشته شده که هیچ حس انسانی ندارد و نکته ی بعدی که واقعا مسخره بود آمدن دوباره ی سروش به جهان که اصلا تمایزی بین رفتن وآمدن نبود و این ضعف هم تقصیر کارگردان نیست بلکه تقصیره امکانات این مرزو بوم است ولکن به تازگی بعضی از این مشکلات حل شده است که ما نمونه ی بارز آن را در فیلم دموکراسی تو روز روشن مشاهده می کنیم که حداقل استفاده از امکانات بصری را برده اند

و در صحنه ی اول فیلم که نمایشی نماهنگ اجرا می شود که از عشق و عرفان سرچشمه می گیرد اما درون آن یک وسیله مدرنیته بنده را واقعا به خنده انداخت آن هم وجود اسکیت سواری در صحنه بود (واقعا متاسفم

فیلم مشکلات زیادی دارد که واقعا حوصله ی شرح دادن بیشتر آن را ندارم و به همین چند نکته بسنده میکنم

عکسی از جلد فیلم ایستگاه بهشت که حتی طرح جلد آن هم خنده آور است
عماد نصرآبادی 1389

در سالروز تولد مارتین اسکورسیزی: پیرمرد نیویورکی

«آره پسر، برو بیرون و همه شان را بکش.» تراویس بیکل،قهرمان سابق جنگ ویتنام
حالا در روزگار نو رسیده،گذرش به مرز جنون رسیده است. غریبه‎ای در شهری رنگارنگ از همه تباهی‎ها و رهسپار با تابوتی به جنس آهنین در عصر بردگی.

 

درواقع تاکسی استعاره‎ای است بر تنهایی راننده در انزوایی ناخواسته. او بازتاب دور افتادگی‎اش را در خلوت آینه می‎جوید، آن‎گاه که در بی همکلامی کلام تصویرش را نجوا می‎سازد. تراویس در پرسه‎گی‎های شبانه، عقیم ماندگی‎اش را در ارتباط با جامعه‎ی بی‎هنجار در می‎یابد تا تنها راه عبور را در فریاد گلوله بجوید. تصویر شکسته یی از او در کنار باجه تلفن و هنگام شنیدن جوابی منفی از معشوقه‎اش با حرکت آرام دوربین به سمت راست هدایت می‎شود، بر یک نمای دور و انگاره‎ای سوی هیچ. شاید دل‎سپاری و دوری از بتسی هم تنها بازی شیطنت آمیزی باشد نزدش با دل‎های پوسیده!

 

پرتره‎ای از زندگی تراویس بیکل در چند روز خیابان گردی‎اش، نشانی از نوعی آنارشیسم جامعه ستیزی است که غریبانه در شهر فساد، سودای انقلابی گری آن‎هم به یگانگی در سر می‎پروراند در محدوده‎ی خیابان چهل و دوم میدان تایمز، جایی که شقیقه‎اش آماج‎گاه جهنم را سوز می‎سازد. شاید  نوعی الهام از رمان تهوع ژان پل سارتر معنایی فلسفی به لایه های درونی فیلم بخشد.

در نگاه راننده‎ای که دیگر خود را وجدان جامعه می پندارد و بر اسلحه‎اش کارکردی دیگر قایل است. او یک تنه می‎خواهد همانند باران نشسته بر دامان شیشه‎ی ماشین، خون مانده از فساد را بشوید با تاکسی اسکورسیزی و رانندگی دنیرو ...

در بسیاری از فیلم‎های مارتین اسکورسیزی، رد پایی از شهر آرزو هایش،نیویورک روان است اگر چه می توان در هر کجای این دنیای پر شرارت،لوکیشن تباهی را یافت.سفر اسکورسیزی به درون شخصیت انسانها با حرکات حساب شده دوربین، میزانسن‎های بسیار دقیق و دکوپاژ و ترکیب بندی یگانه‎ای توأم است، همراه با فضاسازی منحصر به فرد و البته در این فیلم موسیقی جاودانه برنارد هرمن که خود نیز پس از آن به جاودانگی عمر پیوست،در عیدی کریسمس. راننده تاکسی،تصویر سرکشی انسانی تنیده در انجمادی بی روح است که با گلوله حفاظی می‎سازد بر رخنه‎ی تبهکارانه اجتماع‎.

اسکورسیزی بی‎پرده پای در رئالیسم شهری می‎نهد به همراهی چشمان دوربینی که قادر است پلیدی گناهان را از چهره عابران بخواند.فیلم های اسکورسیزی اگر هم در ظاهر رنگی مافیایی به چهره  بگیرند، اما در واقع اثری کاملا رستگارانه به دنبال دارند.

این مفهوم ماورایی را می توان در نهاد مارتین فیلمساز جست که در انزوای کودکی به دلیل بیماری آسم، تنها خلوتش را در کلیسا پر می‎نمود و به این دلبستگی در صدد بود که کشیش گردد،اما عشق عمیق به سینما او را به وادی دانشکده فیلمسازی نیویورک کشانید.

درس‎های زندگی از سه گانه داستان های نیویورکی،حماسه گانگستری رفقای خوب و پا گرفتن نفس‎های دالایی لاما در فیلم کاندون و دیگر ساخته‎های اسکورسیزی،همگی از زاویه دوربین رستگاری درخشش می‎یابند مثل همراهی با دانته در کمدی الهی.

تلاش در گذر از دوزخ و راهیابی به بهشت،حتی به قیمت فرسودگی جان، آن جا که جیک لاموتا در گاو خشمگین، چنان صورتش را در برابر پنجه‎های حریف می‎نهد تا خونین شده به آرامش رسد حتی به طور موقت. در خصوص شخصیت و فیلم های مرد چپ گرای نیویورکی و یکی از پسران بد سینمای دهه ۷۰ می‎توان بسیار قلم نواخت در صحنه‎ی نگارش، آن‎هم در سالروز ۶۹ سالگی اش-17 نوامبر ۲۰۱۰-مردی که سرانجام اسکار را هم شرمنده خود ساخت .

 

دیگر تراویس خود را راهبر جامعه می‎یابد،حتی برای آیریس،کودکی در لجن زار فساد (با بازی جودی فاستر ۱۲ساله). او در سکانس پایانی فیلم باز هم در تسلسل زمان،بازگشتی مجدد  می‎یابد با همان تاکسی و در همان خیابان. آیا دیگر تراویس رستگار گردیده یا که قهرمان شده و شهر در امان است؟ مسلما هنوز هم می توان ردپایی از فاحشه خانه هایی با دربانهایی متفاوت یافت. پس همچنان می‎بایست منتظر تصاویر استاد نشست. پیرمرد همچنان فیلم خواهد ساخت، چرا که آرزویش این است که روزی در کنار دوربین،به مرگ سلام دهد.

 با تشکر از گروه آکادمی هنر

37 نکته ای که باید در فیلمنامه نویسی رعایت کنیم :

۱ـ فیلم نامه طرحی ساختاری برای فیلم است که هفت جزء اصلی دارد: داستان، طرح، صحنه، شخصیت، گفتگو، ماجرای عاطفی و ماجرای فیزیکی.
۲ـ فیلم هنری دسته جمعی متکی به مهارت هنرمندان و فن سالاران است، اما قدرت و استحکام هر فیلم به فیلم نامه اش بر می گردد.
۳ـ از قبل هیچ زمان معینی را برای تکمیل بخش خاصی از روند فیلم نامه نویسی مشخص نکنید، زیرا پیش بینی زمان لازم برای تکمیل هر مرحله بسیار سخت است
۴ـ با آگاهی از پایان داستان خط سیر تکاملی خاصی در اختیار دارید، که از شروع تا گره گشایی را می توانید دنبال کنید. شما قبل از تعیین مقصدی در ذهن، همین طور سوار ماشین نمی شوید و بروید. این منطق در مورد داستان یا فیلم نامه نویسی نیز صدق می کند.


۵ـ هرچه بیشتر بنویسید راحت تر می نویسید. این در مورد تکامل فیلم نامه صادق است. تجربه باعث صیقل دادن و مهارت و حس غریزی شما می شود و اعتماد به نفس تان را تقویت می کند.
۶ـ تا وقتی کاملاً آماده نشده اید شروع به نوشتن اولین دست نویس فیلم نامه نکنید. تا وقتی دست نویس فیلم نامه کامل نشده، برای پرداخت، تصیح و بازنویسی آن توقف نکنید.
۷ـ یکی از هیجان انگیز ترین لحظات عمر یک نویسنده، کشف فکر اولیه داستان است. مرحله قبلی اغلب هفته ها یا ماه های پر دردسر و بی نتیجه ای بوده است. آنگاه نویسنده گام به گام و مرحله به مرحله جزئیاتش را می نویسد تا عناصر کلیدی مشخص شوند. در این مرحله عناصر کلیدی نه پرورش یافته اند و نه کاملاً مورد تشخیص قرار گرفته اند. وقتی مفهوم داستان شکل گرفت، روند خلاصه منحصر به فرد در سراشیبی می افتد و به تدریج سرعت می گیرد.
۸ـ در پیروی از روش فیلم نامه نویسی یادتان باشد که تا وقتی از موضوعی مطئن نشده اید کار را شروع نکنید، آن وقت درک خاصی از روند کار نخواهید داشت. با پایبندی این مطالب می توانید تا رسیدن به هدف بر هر مانعی غلبه کنید.
۹ـ پیش از آن که بتوانید خود را آماده نوشتن فیلم نامه کنید، باید موضوعی معین، یعنی یک ماجرا و یک شخصیت داشته باشید. پیش از آنکه فیلم نامه را شروع کنید باید موضوع را ـ یعنی آنچه فیلم نامه درباره ی آن است ـ بر حسب شخصیتی که مسیر ماجرای دراماتیک را طی می کند بشناسید.
۱۰ـ نوشتن فیلمنامه مثل کوه پیمایی است . در حین صعود فقط سخره های پیش رو و صخره های پشت سرتان را می توانید ببینید. نمی توانید ببینید که از کجا آمده اید و به کجا می روید. این اصل هنگام نوشتن نیز صادق است .

ادامه نوشته

فهرست اولیه انیمیشن‌های نامزد اسکار معرفی شدند

فهرست اولیه انیمیشن‌های نامزد اسکار معرفی شدند15 فیلم انیمیشن رقابت اولیه را شروع کردند
فهرست اولیه انیمیشن‌های نامزد اسکار معرفی شدند

خلاصه مطلب : آكادمي علوم و هنرهاي سينمايي اسامي 15 انيميشن را به ‌عنوان پيش فهرست نامزدهاي جوايز اسكار 2011 اعلام كرد. انيميشن‌هاي «چگونه اژدهای خود را تربیت کنید» و «مگامايند» از تولیدات كمپاني دريم وركز و انيميشن «داستان اسباب‌بازي3» از كمپاني ديزني و پيكسار از جمله این فیلمها هستند.

به گزارش هیچ، به نقل از ورایتی، آكادمي علوم و هنرهاي سينمايي اسامي 15 انيميشن را به‌ عنوان فهرست اولیه نامزدهاي جوايز اسكار 2011 اعلام كرد.


انيميشن‌هاي «چگونه اژدهای خود را تربیت کنید» و «مگامايند» از تولیدات كمپاني دريم وركز و انيميشن «داستان اسباب‌بازي3» از كمپاني ديزني و پيكسار از جمله این فیلمها هستند.

انيميشن‌هاي «آلفا و امگا»، «گربه‌ها و سگ‌ها: انتقام کیتی گالور»، «من نفرت ‌انگیز»، «رویاهای جینشا»، «احمق ها و فرشتگان»، «شرک برای همیشه»، «شعبده‌ باز»، «افسانه نگهبانان: جغدهای گاهول»، «سگ من توليپ»، «تینکربل و نجات بزرگ پریان»، «جنگ‌های تابستانی» و «درهم»، از دیگر فیلمهای این فهرست هستند.

فیلم زنده/انیمیشن «یوگی خرسه» محصول كمپاني برادران وارنر يكي ديگر از انيميشن های ارائه شده برای جوايز امسال اسكار بود، اما آكادمي اسكار آن را جزو نامزدهاي واجد شرایط امسال انتخاب نكرده است. بنابر قوانین آکادمی اسکار، استفاده از انیمیشن نباید از 75 درصد مدت زمان فیلم کمتر باشد و اکثر شخصیت‌های اصلی باید انیمیشن باشند.

از ميان این 15 انيميشن، 3 انيميشن به عنوان نامزدهای نهایی اين دوره از جوايز اسکار انتخاب خواهند شد.


اسامی نامزدهای هشتاد و سومین دوره جوایز اسکار 25 ژانویه 2011 اعلام خواهد شد و مراسم اعطاء جوایز در روز 27 فوریه (هشتم اسفند) در سالن کداک تیه‌تر لس آنجلس برگزار می‌شود.


اسماعیل ریاحی درگذشت !

هیچ: اسماعیل ریاحی، کارگردان سینمای ایران درگذشت.

اسماعیل ریاحی، همسر شهلا ریاحی بازیگر سینما، سال ۱۲۹۹ در تهران به دنیا آمد.

ریاحی دانش‌آموخته رشته ادبیات دانشگاه تهران و دانشسرای عالی است.

وی نویسنده سناریو و کارگردان تئاترهای متعددی بود و ده فیلم سینمایی را نیز نوشته و کارگردانی کرده است.

 اولین فیلم تبلیغاتی در ایران نیز توسط او و برای روغن نباتی «شاه‌پسند» ساخته شد.

135305879 اسماعیل ریاحی کارگردان سینمای ایران درگذشت + عکس


بیست ونهمین جشنواره فیلم فجر و سینماگران بزرگ

فيلمسازاني كه احتمالا در جشنواره بيست و نهم فجر

به گزارش خبرنگار سينمايي فارس، تا بيست و نهمين جشنواره بين‌المللي فيلم فجر كم‌تر از سه ماه باقي مانده و فيلمسازان در تلاش براي رساندن فيلم‌هايشان هستند.
در حال حاضر تعدادي از فيلم‌ها آماده نمايش هستند و فقط منتظرند تا فرم حضور در جشنواره را پر كنند. تعدادي هم با تدوين همزمان، در صدد رساندن فيلم‌شان به اين رويداد بزرگ سينمايي‌اند. عده‌اي هم تازه شروع به فيلمبرداري كرده‌اند تا اگر شد فيلم را به جشنواره برسانند.
با نگاهي به فهرست فيلم‌هاي آماده نمايش و در حال ساخت، مي‌توان گفت در صورت ارسال فيلم‌ها از سوي تهيه‌كنندگان، جشنواره فجر امسال اسامي كارگردانان خوبي را دوباره روي پرده خود تجربه مي‌كند. «ابراهيم حاتمي‌كيا»،
«مسعود كيميايي»، «فريدون جيراني»، «كيانوش عياري»، «داريوش مهرجويي»، «كمال تبريزي»، «سيروس الوند»، «اصغر فرهادي»، «رسول صدرعاملي»، «جمال شورجه»، «رضا ميركريمي»، «عليرضا اميني» و... افرادي هستند كه احتمال حضور فيلم‌هاي‌شان در اين دوره از جشنواره زياد است.

فهرست فيلم‌هاي احتمالي جشنواره بيست و نهم فجر به شرح زير است:

الف/ فيلم‌هاي سينماگران مطرح

1- اصولگرا (تهمينه ميلاني)
2- شب و قسم به دلتنگي (رسول صدرعاملي)
3- قصه پريا (فريدون جيراني)
4- مواد (عليرضا داودنژاد)
5- ورود آقايان ممنوع (رامبد جوان)
6- آسمان محبوب (داريوش مهرجويي)
7- بيداري (فرزاد موتمن)
8- سبب من (بهرام بهراميان)
9- جرم (مسعود كيميايي)
10- سيزده 59 (سامان سالور)
11- چشم (جميل رستمي)
12- آقا يوسف (علي رفيعي)
13- ورود زنده‌ها ممنوع (جواد مزدآبادي)
14- راه آبي ابريشم (محمد بزرگ‌نيا)
15- سوت پايان (نيكي كريمي)
16- خنده در باران (داريوش فرهنگ)
17- آلزايمر (احمدرضا معتمدي)
18- راز آفرينش (قاسم جعفري)
19- پرتقال خوني (سيروس الوند)
20- يك حبه قند (رضا ميركريمي)
21- مصادره (ايرج قادري)
22- جنوب آسمان (جمال شورجه)
23- سيب و سلما (حبيب‌الله بهمني)
24- انتهاي خيابان هشتم (عليرضا اميني)
25- سعادت‌آباد (مازيار ميري)
26- قفس طلايي (محمد زرين‌دست)
27- گلوگاه (محمدابراهيم معيري)
28- خيابان‌هاي آرام (كمال تبريزي)
29- جدايي نادر از سيمين (اصغر فرهادي)
30- خاك و آتش (مهدي صباغ‌زاده)
31- خانه پدري (كيانوش عياري)
32- بانوي شهر ما (ابراهيم حاتمي‌كيا)
33- گلوگاه شيطان (حميد بهمني)
34- راز آفرينش (قاسم جعفري)
35- سهم من از زندگي (حجت‌الله سيفي)
36- شور شيرين (جواد اردكاني)
37- ما سه نفر (مهرداد فريد)
38- گلچهره (وحيد موساييان)
40 - عروسك (ابراهيم وحيدزاده)
41- من مادر هستم (فريدون جيراني)
42- سپيد و سياه (قاسم جعفري)
43- شب‌ و قسم به دلتنگي (رسول صدرعاملي)

فيلم‌هاي جشنواره همدان:
44- دوباره پرواز كن (محمدعلي طالبي)
45- مامان بهروز منو زد (عباس مراديان)
46- ديو و دلبر (وحيد نيكخواه‌آزاد)
47- خانه امن است (ناصر رفايي)

ب/ فيلم‌هاي كارگردانان اول:

1- اينجا تاريك نيست (محمدرضا خاكي)
2- بدون اجازه (مرتضي احمدي‌هرندي)
3- بهشت اينجاست (حميد سليميان)
4- مصائب چارلي (عليرضا سعادت‌نيا)
5- پايان دوم (يعقوب غفاري)
6- آسمان هشتم (حسن نجفي)
7- مرگ كسب و كار من است (امير حسين ثقفي)
8 - بدون اجازه (مرتضي احمدي‌هرندي)
9- پرنده‌باز (عطا‌الله سلمانيان)
10- قبيله من (غلامرضا آزادي)
11- روشن خاموش روشن ( حميدرضا چاركچيان)

به گزارش فارس، فيلم‌هاي اينجا بدون من (بهرام توكلي)، بوسيدن روي ماه (همايون اسعديان)، اسب حيوان نجيبي است (عبدالرضا كاهاني)، باگت (سامان مقدم)، مادر پاييزي (سيروس رنجبر)، جعبه سياه 11 سپتامبر (محمدرضا اسلاملو)، نيكان و بچه غول (رحمان رضايي)، پايان نامه (حامد كلاهداري)، خودزني (احمد كاوري)، لباس شب (ابراهيم شيباني)، زندگي براي ديگري (اكبر خواجويي) و ده‌ها فيلم ديگر در صورت آغاز توليد و طي سريع مراحل فني، مي‌توانند در جشنواره بيست و نهم حضور پيدا كنند.
احتمال حضور فيلم توقف كوچك (ابوالفضل جليلي) در جشنواره بيست و نهم فيلم فجر در صورت ساخته شدن وجود دارد.
همچنين فيلم‌هايي چون زمان معكوس (انورا بلوچ)، حقه باز دم دراز (پرويز صبري) ، بخشكي شانس (كاظم راست گفتار)، بستني يخي/داماد خجالتي (آرش معيريان)، به‌سوي آفتاب (فريال بهزاد)، پيتزا مخلوط (حسين قاسمي‌جامي)، چگونه ميلياردر شدم (علي عبدالعلي‌زاده)، در انتهاي تاريكي (رضا قهرماني)، دلقك ماهي (عباس مراديان)، دنياي پراميد (هوشنگ درويش‌پور)، روانخانه (عباس خواجوند)، فرش قرمز (محسن دامادي)، سه درجه تب (حميدرضا صلاحمند)، سه نفر روي يك خط (خسرو ملكان)، كنسرت روي آب (جهانگير جهانگيري) و ... به صلاحديد سازندگان‌شان مي‌توانند فرم حضور در جشنواره را پر كنند.

 

 

مسعود كيميايي، پولاد كيميايي و جلال در جرم

گزارشی از فعالیت  آل پاچینو


گزارش کامل حسن نیازی از فعالیت های جدید تقدیم به هواداران پر شمار و پروپاقرص استاد بزرگ سینما:
گزارش کامل حسن نیازی از فعالیت
خلاصه مطلب : در میان پروژه های جدید «پاچینو»، خبر حضور او در فیلمی از «مارتین اسکورسیزی» از اهمیت بسیاری برخوردار است و برای اهالی سینما و بویژه طرفداران «پاچینو» اتفاق خوب و خوشحال کننده ای است. زیرا پاچینو قرار است یک بار دیگر در مقابل بازیگر مطرح و هم نسل خودش یعنی «رابرت دنیرو» همکاری کند که بدون شک حضور این دو بازیگر صاحب سبک، آن هم در فیلمی از کارگردان سرشناش و بزرگی همچون «مارتین اسکورسیزی» می تواند بسیار جذاب و نتیجه بخش باشد.


"آل پاچینو"، بازیگر بزرگ و صاحب اعتبار سینما؛ اینک در هفتمین دهه زنده گی اش، همچنان حضور فعال و قابل توجه ای در عرصه تئاتر و سینما دارد. «پاچینو» بازیگری ست که در انتخاب نقش هایش بسیار حساس و دقیق است و مهمترین ملاک اش برای بازی در یک فیلم، فیلمنامه ای  خوب است. و این در حالی ست که او هم اکنون به جایگاهی از حرفه اش رسیده که اگر در فیلم یک کارگردان ناشناخته و ضعیف هم حضور یابد، آن فیلم شخصیت پیدا می کند و در واقع به فیلم اعتبار می دهد. پاچینو، بازیگری است که نقش های بزرگ اش را بازی  کرده، تاثیر خود را گذاشته و انتظارات تماشاگران را برآورده کرده است! اما با این حال نیز، همیشه منتظر دیدن او بر روی  پرده  سینماها هستیم.

در میان پروژه های جدید «پاچینو»، خبر حضور او در فیلمی از «مارتین اسکورسیزی» از اهمیت بسیاری برخوردار است و برای اهالی سینما و بویژه طرفداران «پاچینو» اتفاق خوب و خوشحال کننده ای است. زیرا پاچینو قرار است یک بار دیگر در مقابل بازیگر مطرح و هم نسل خودش یعنی «رابرت دنیرو» همکاری کند که بدون شک حضور این دو بازیگر صاحب سبک، آن هم در فیلمی از کارگردان سرشناش و بزرگی همچون «مارتین اسکورسیزی» می تواند بسیار جذاب و نتیجه بخش باشد. یک همکاری و یک ترکیب کامل و حرفه ای که می توانست سال ها پیش نیز شکل بگیرد. در این فیلم که «سیناترا» نام دارد، قرار بر این است که پاچینو در نقش «فرانک سیناترا» و دنیرو در نقش «دین مارتین» که از بازیگران مطرح پیشین سینما هستند، ظاهر شوند.

پروژه دیگری که «پاچینو» برای بازی در آن قرارداد امضا کرده است «جک و جیل» jak and jil»» نام دارد که فیلمی است در ژانر کمدی و به کارگردانی «دنیس دوگان». فیلم برای سال 2011 آماده اکران می شود و پاچینو در کنار بازیگرانی همچون «آدام سندلر» و «کتی هولمز» به ایفای نقش می پردازد. فیلم جدید دیگری که پاچینو برای اوایل سال 2011 آماده نمایش دارد، فیلم «پسر هیچ کس» (the son of no one)است به کارگردانی «دیتو مونیتل» و با فیلمنامه ای نوشته خود کارگردان. آل، در این فیلم (اکشن، جنایی) در نقش یک کاراگاه کارکشته ظاهر می شود که داستان آن  به دوستی و تاثیر حضور او بر یک پلیس جوان می پردازد. از بازیگران فیلم می توان به «چانینگ تاتوم»، «ژولیت بینوش»، «ری لیوتا» و «کتی هولمز» اشاره کرد.  پروژه ای دیگر که «پاچینو» آن را نیز برای اکران سال 2011 پیش رو دارد، درام ی است به نام «mary  mother of Christ». فیلم را «جیمز فولی» کارگردانی می کند و فیلمنامه نوشته «بنویک فیتزجرالد» است. «پیتر اُتول» و «کامیلیا بل» از بازیگرانی هستند که در کنار پاچینو در این فیلم به ایفای نقش می پردازند.

اما برای سال 2012، پاچینو قرارداد دیگری برای حضور در فیلم «شاه لیر» که اقتباس ی است از نمایشنامه معروف «شکسپیر»، را نیز امضا کرده است. طرفداران آل پاچینو خوب می دانند که او علاقه شدیدی به آثار شکسپیر دارد و پاچینو بارها بر روی صحنه تئاتر و در عرصه سینما این علاقه را نشان داده است. در سال 2003 در فیلم «تاجرونیزی» یکی دیگر از آثار شکسپیر، نقش «شایلاک» را به بهترین شکل ممکن ایفا کرد و در مقام کارگردانی نیز فیلم «در جستجوی ریچارد» را در رابطه با شکسپیر در کارنامه اش دارد. به همین دلیل انتظار این می رود که حضور پاچینو در «شاه لیر» یکی دیگر از نقش های ماندگارش باشد. فیلم را «مایکل رادفورد» با فیلمنامه ای از خودش کارگردانی می کند.

از دیگر پروژه های آینده «پاچینو» که آنها را در دستور کار قرار داده، می توان به فیلم های «داوری» Arbitrage)) به نویسندگی و کارگردانی «نیکولاس جارکی» اشاره کرد. «داوری» برای سال 2012 آماده نمایش خواهد شد و قرار است که آل در این فیلم با «سوزان ساراندون» و «اوا گرین» همبازی شود. فیلم دیگر «پلک» نام دارد که نوشتن فیلمنامه و کارگردانی اش را «استفن کاگن» برعهده می گیرد؛ فیلم داستان پدر و پسری است که رابطه چندان خوبی با یکدیگر ندارند. و همینطور زمزمه حضور آل در فیلمی به کارگردانی «دیوید ممت» نیز به گوش می رسد. نوشتن فیلمنامه این پروژه که هنوز نامی برایش انتخاب نشده خود «دیوید ممت» بر عهده دارد و آل قرار است نقش «فیل اسپکتر» تهیه کننده سرشناس موسیقی که در گذشته به جرم قتل به سال ها زندان محکوم شده را، بازی کند.

لازم به ذکر است که پاچینو در حال حاظر به عنوان کارگردان نیز مشغول ساخت فیلم «سالومه» براساس نمايشنامه‌اي از اسكار وايلد است. فیلمنامه را پاچینو خودش نوشته و آن را در قالب یک فیلم مستند عرضه خواهد کرد. او چند سال پیش و از زمانی که در نمایش سالومه نقش «هرود» را بازی کرده علاقه مند به ساخت فیلمی بر اساس این نمایشنامه معروف شده. فیلم اوایل سال 2011 اکران خواهد شد و بازیگرانی همچون «جسیکا چاستین» در نقش سالومه، «کوین اندرسون» و «استلا پارسونز» و خود آل در نقش «هرود» در آن  حضور دارند. آخرین فیلمی که از پاچینو به نمایش درآمده، فیلم تلویزونی «تو جک را نمی شناسی» به کارگردانی «بری لوینسون» بود که با استقبال خوبی هم روبرو شد.

بی تردید «آل پاچینو» یکی از معدود بازیگرانی است که در دنیای سینما، برای هر گروه سنی که حتی یک فیلم هم از او دیده باشند، محبوب و دوست داشتنی است. او با فرورفتن در نقش خود، دوربین را شیفته خودش کرده است. پاچینو بازیگری است که با هر ظاهری، برای تماشاگران یک قهرمان است. یک جواهر است. بازیگری انسان گرا و با صداقتی تردید ناپذیر به همان میزان که در فیلم های مهم اش موفق است در ضعیف ترین فیلم ها نیز موفق است و قدرت بازیگری اش را به نمایش می گذارد. پاچینو در همه حال و تا همیشه جذبه ای سحرانگیز برای تماشاگران دارد.