فهرست كامل و آخرين وضعيت فيلم‌ها در آستانه جشنواره فجر

سینمای ایران طبق روال هر سال در حالی به روزهای پرخبر و پرکار جشنواره فیلم فجر نزدیک می‌شود که فرصتی سه روز تا زمان پایان تحویل آثار به دفتر جشنواره باقی مانده است. دفتر جشنواره فیلم فجر که امسال به عنوان موسسه جشنواره فیلم فعالیتی نسبتاً مستقل از بنیاد سینمایی فارابی دارد، این روزها دوران پرکاری را پشت سرمی‌گذارد؛ روزهایی که سینماگران با تکمیل فرم حضور در جشنواره سبد فجر امسال را پر می‌کنند تا جشنواره فیلم فجر برای دومین بار در دوران مدیریت سینمایی جواد شمقدری کار خود را آغاز کند.

 

بیست و نهمین جشنواره بین المللی فیلم فجر 

تاکنون بیش از 80 درصد فیلم‌هایی که در یکسال گذشته تولید شده‌اند، فرم درخواست حضور در جشنواره فیلم فجر را پر کرده‌اند؛ هرچند که از این تعداد حدود نیمی از آثار تاکنون آماده نمایش شده‌اند و دیگر فیلم‌ها- از جمله آثاری که جشنواره امسال احتمالاً روی آن‌ها تمرکز زیادی خواهد داشت- مراحل فیلمبرداری یا فنی را طی می‌کنند.

 

از سوی دیگر در بخش بین‌الملل جشنواره نیز روند کارهای مربوط به گزینش آثار که از چندی قبل آغاز شده بود ، این روزها سرعت بیشتری گرفته تا بازار بخش بین‌الملل جشنواره نیز گرم باشد.

 

سینماگران سرشناس

امسال ترکیبی از فیلمسازان نسل دوم و جوانان سینمای ایران مسئولیت مهم پربار کردن جشنواره فیلم فجر را برعهده دارند.

 

یکی از آثاری که انتظار می‌رود در این دوره از جشنواره خبرساز باشد، تازه‌ترین اثر اصغر فرهای است. فرهادی جدایی نادر از سیمین را در فصل تابستان کلید زد و این روزها اثر او به مرحله تدوین رسیده است. جدایی نادر از سیمین‌ فیلمی است درباره مشکلاتی که بعد از جدایی نادر از سیمین برای حضانت فرزند به وجود می‌آید.البته داستان این فیلم هم مانند دیگر فیلم‌های فرهادی به طور مشخص اعلام نشده و احتمالاً تماشاگر را در سالن سینما غافلگیر خواهد کرد.

 

فرهادی در این فیلم همکاری موفق خود با شهاب حسینی، مریلا زارعی و پیمان معادی را ادامه داده و لیلا حاتمی هم  برای نخسیتن بار در این فیلم مقابل دوربین این کارگردان رفته است. ساره بیات و سارینا فرهادی از دیگر بازیگران این فیلم هستند.

 

خیابان‌های آرام به کارگردانی کمال تبریزی زمینه‌‌ساز حضور این کارگردان بعد از سه سال در جشنواره فیلم فجر شده است. تبریزی که چندی پیش فیلمبرداری این کار را در ارمنستان آغاز کرده بود، بعد از رها شدن از حاشیه‌هایی که ابتدا برای کارش ایجاد شد، می‌تواند با فیلمی تازه راهی بیست و نهمین دوره جشنواره فیلم فجر شود.

 

بهرام دهقانی این روزها تدوین خیابان‌های آرام را انجام می‌دهد، فیلمی که داستان آن درباره درگیری یک خبرنگاری با ماجراهای عجیب و غریبی است. نیکی کریمی در این فیلم جایگزین هدیه تهرانی شد و محمدرضا فروتن، حسن معجونی و لعیا زنگنه دیگر بازیگران این کار هستند. هدیش شاملو در حال اجرای جلوه‌های ویژه برای بعضی از صحنه‌های فیلم است و پیمان یزدانیان نیز در حال آماده سازی مراحل تصنیف و ضبط موسیقی است. همچنین بهرام عظیمی ساخت انیمیشنی را برای این کار آغاز کرده است.

 

یه حبه قند به کارگردانی رضا میرکریمی دیگر فیلمی است که انتظار می‌رود با توجه به ویژگی‌های ساختاری و پیشینه کارگردانش یکی از آثار مطرح این دوره از جشنواره باشد.  آنچه در خلاصه داستان فیلم آمده عبارتست از: «سکوت خانه باغ قدیمی و سرسبز با ورود مهمانانی در هم می‌شکند. چهار دختر این خانه همراه همسر و فرزندانشان برای عروسی خواهر کوچک‌ترشان «پسندیده» به یاری مادر شتافتند. این اقامت برای خواهران و باجناق‌ها.»

 

رضا کیانیان، شمسی فضل‌الهی، سعید پورصمیمی، نگار عابدی ، پریوش نظریه، نگار جواهریان، پونه عبدالکریم‌زاده و ریما رامین‌فر بازیگران این فیلم هستند.

 

بانوی شهر ما به کارگردانی ابراهیم حاتمی‌کیا نیز احتمالاً از حاضران این دوره از جشنواره فیلم فجر است. کارگردان برگزیده جشنواره گذشته امسال با فیلمی که در جریان تولید تغییر و تحولات بسیاری داشت راهی این رویداد سینمایی می‌شود. هرچند که به نظر می‌رسد فیلم جدید حاتمی‌کیا همانند «دعوت» نگاهی به ماجرای زنان در جامعه داشته باشد،‌ اما بنا به گقته محمد پیرهادی تهیه‌کننده فیلم این اثر ارتباطی با موضوع زنان ندارد و به مسئله‌ای پرالتهاب در جامعه می‌پردازد.

 

مریلا زارعی، طناز طباطبایی، بهروز شعیبی و هدی ناصح از بازیگران این فیلم هستند.

 

رسول صدرعاملی با دو فیلم به بیست و نهمین جشنواره فیلم فجر می‌آید.او که دهه 80 را با موفقیت‌های من ترانه 15 سال دارم آغاز کرده بود، شاید می کوشد تا با ثبت موفقیتی دیگر در کارنامه کاری خود به استقبال دهه 90 برود.

 

زندگی با چشمان بسته و در انتظار معجره دو فیلم این کارگردان هستند که ترانه علیدوستی و حامد بهداد نقش‌های اصلی فیلم اول را بازی می‌کنند. این فیلم داستان خواهر و برادری است که در محل زندگی‌شان با مشکلاتی مواجه می‌شوند. عزت‌الله انتظامی، فرهاد آئیش و پولاد کیمیایی دیگر بازیگران این فیلم هستند.

 

در انتظار معجره‌ نیز سومین بخش از سه‌گانه‌ای است که صدرعاملی با موضوع زائران امام رضا(ع) ساخته است. فرهاد قائیمان و هما روستا از بازیگران این فیلم هستند.

 

تهمینه میلانی که سال قبل بعد از رهایی تسویه حساب از توقیف در جشنواره فیلم فجر حاضر شده بود، امسال با اثری که انتظار می‌رفت پیش از جشنواره فیلم فجر به نمایش عمومی درآید به جشنواره می‌آید.  بهرام رادان، السا فیروز آذر، همایون ارشادی، دانیال عبادی، آنا نعمتی، الناز فیروزآذر، پیام صالحی (خواننده گروه آریان)، سارا خوئینی ها و سمانه پاکدل بازیگران فیلم میلانی هستند.

 

این فیلم، داستان دو آرشیتکت است که از دو دنیای متفاوت می‌آیند او دو به لحاظ فکری و جهان‌بینی با هم متفاوت هستند و همین درگیری‌های میان آنان به وجود می‌آورد.

 

دکتر علی رفیعی که بعد از سال‌ها فعالیت در عرصه تئاتر با ساخت «ماهی‌ها عاشق می‌شوند کارگردانی در سینما را هم تجربه کرد، با دومین فیلم خود آقا یوسف به بیست و نهمین دوره جشنواره فیلم فجر می‌آید.

 

مهدی هاشمی، هانیه توسلی ، شاهرخ فروتنیان، پگاه آهنگرانی، لادن مستوفی، مریم سعادت، سهیلا رضوی، ستاره اسکندری، لیلا بلوکات، داریوش موفق، رویا میرعلمی به همراه هنرمند خردسال ملیکا پارسا و با معرفی مینا خسروانی و با حضور صابر ابر از بازیگران اصلی دومین فیلم بلند رفیعی هستند.

 

آقا یوسف مضمونی اجتماعی دارد و در خلاصه داستانش آمده: «آقا یوسف، بازنشسته، از پنج سال پیش پنهان از چشم دخترش در خانه‌های مردم کار می‌کند. حوادثی که در این خانه‌ها، به ویژه در دومین خانه رخ می‌دهد، مستقیماً به او ربط پیدا می‌کند و زندگی او را دگرگون می‌سازد...»

 

آخرین جشنواره دهه 80

نگاهی به تفاوت‌های میان اولین دوره جشنواره در دهه 80 که همزمان با بیستیمن دوره جشنواره فیلم فجر بود و آخرین دوره که مصادف با بیست و نهمین دوره این جشنواره است نشان می‌دهد همچنان آزمون و خطا در این جشنواره که در آستانه 30 سالگی است ادامه دارد.

 

تفکیک دو بخش سینمای ایران و بخش بین‌الملل و در ادامه تلفیق آن‌ها و اضافه کردن تعدادی از جوایز به جشنواره همگی راهکاری‌هایی برای رسیدن به جشنواره‌ای منسجم و دقیق بوده؛‌ هرچند که همچنان جشنواره فیلم فجر در فاصله بعیدی از این ویژگی‌ها ایستاده است.

 

در حالی که کمی بیشتر از یک ماه و نیم به زمان برگزای جشنواره در 17 بهمن ماه باقی مانده است، هنوز هیئت انتخاب جشنواره معرفی نشده است.

 جدول فیلم ها در پست آینده

چرا نویسندگاه بیش از همه افسرده می شوند ؟

چرا نویسندگان بیش از همه افسرده می‌شوند؟ + جدول 10 نویسنده معروفی که خودکشی کردند
فرهنگ > ادبیات - وبسایت بهداشت آمریکا فهرست مشاغلی که بیش از همه موجب افسردگی می‌شوند را منتشر کرد و در صدر این فهرست شغل نویسندگی قرار گرفت.

به گزارش خبرآنلاین، نویسندگی یکی از 10 شغلی است که خطر افسردگی در آن بسیار بالا است و احتمال ابتلای مردان نویسنده... به این بیماری بیشتر است.

سایت بهداشت آمریکا (health.com) نویسندگی و اشتغال به هنر را حرفه‌های بسیار حساس خواند. دیگر مشاغلی که «خطر» دارند مددکاری، آموزگاری، کارهای خدمات اجتماعی و فروشندگی هستند.

حقوق نامنظم و انزوا احتمال ابتلای نویسندگان به افسردگی را افزایش می‌دهد و در این بین هفت درصد مردهای هنرمند و نویسنده به شکل حاد به این بیماری دچار می‌شوند.

سیمون برت، رمان‌نویسی که به مبارزه خود با افسردگی اعتراف کرده ، نتیجه تحقیقات این سایت را تایید و به خودکشی نویسندگان بزرگی چون ویرجینیا وولف، سیلویا پلات، ارنست همینگوی، انه سکستن و آرتور کوستلر اشاره کرد.

او گفت: «ساعت‌ها تنها می‌نشینی، نوشتن می‌تواند درمان شگفت‌انگیزی باشد اما درعین حال شما در خودتان فرو می‌روید، و اگر داستان می‌نویسید و در کار خلق شخصیت‌های مختلف هستید، ارزیابی خویشتن و شک به خود اموری اجتناب‌ناپذیر هستند.»

علاوه بر این اغلب نویسندگان درونگرا و آرام هستند و از اینکه اثرشان در جمع ارزیابی شود دچار استرس می‌شوند. برت دراین مورد افزود: «مثلا این روزها در سایت آمازون هم نقد اثرتان دیده می‌شود و بیش از گذشته این پدیده نمود دارد.»

نویسندگان هم مانند دیگر افراد شرایط جاری اقتصادی را درک می‌کنند، این حرفه همیشه نامطمئن بوده و امروز بسیاری از نویسندگان متوسط جواب منفی از ناشران می‌گیرند و پیشرفت موجب سقوط آنها شده است.»

بنا به یافته‌های تحقیق سایت بهداشت آمریکا افرادی که به مشاغل خلاقانه مشغول هستند بیش از دیگران دچار اختلال حسی (عدم کنترل بر خوشحالی یا ناراحتی و تغییر سریع احساسات) می‌شوند. افسردگی برای افراد اهل هنر و نویسندگان موضوعی ناشناخته نیست و شیوه زندگی هنری به این مسئله دامن می‌زند.

در چرخه نوشتن دو مرحله وجود دارد که نویسندگان در اوج حساسیت و آسیب‌پذیری هستند. برت معتقد است: «تقریبا همه نویسندگانی که می‌شناسم واکنشی مشابه پس از پایان یک رمان دارند، 24 ساعت سرور و شادی و سپس هجوم فکرهای منفی که با پایان کار ظاهر می‌شوند، در این صورت یا افسرده می‌شوید یا دچار سرماخوردگی.»

وی افزود: «مرحله دیگر زمانی است که دوسوم یا سه‌چهارم رمانی را نوشته‌اید، زمانی که من نامش را «شکست سه‌چهارم» می‌گذارم، زمانیکه ایده‌های پایان رمان را چندان دوست ندارید. برای افرادی که یکی دو سال وقت صرف نوشتن رمان می‌کنند این مدت می‌تواند چند ماه طول بکشد.»

اما در این بین خود هنر می‌تواند به کمک شما بیاید، چیزی در اصول هنر نهفته است که موجب افسردگی نمی‌شود، که بسیار شیرین است. این نظر که برای خلق هنر باید زجر کشید نامربوط است، اگر افسرده باشید نمی‌توانید به وزن و قافیه فکر کنید.

شاید کلینیک پزشکی تشخیص افسردگی حاد بدهد اما این تنها حس نویسنده در این مقطع زمانی نیست. احساس خشم، وحشت، ترس، زجر، درماندگی و اشتیاق ناگزیر به مرگ نیز از دیگر احساسات نویسنده در این دوران هستند. در این دوران نویسنده برای زنده ماندن جان می‌کند.

10 نویسنده معروفی که خودکشی کردند:

نام نویسنده


سن هنگام مرگ


آثار مهم


دلیل خودکشی

ارنست همینگوی


62


«پیرمرد و دریا»، «زنگها برای که به صدا درمی‌آید»


همینگوی به فشار خون و نارسایی کبد دچار بود. او در دومین اقدام به خودکشی با قرار دادن لوله تفنگ در دهانش به زندگی خود خاتمه داد.

ویرجینیا وولف


59


«به سوی فانوس دریایی»، «خانم دالووی»، «اورلاندو»


وولف در یادداشتی برای همسرش نوشت: «مطمئن هستم دوباره دیوانه می‌شوم...و این بار حالم خوب نمی‌شود.» این نویسنده بزرگ دچار افسردگی شدید بود و صداهایی در سرش می‌شنید ، او 28 مارس سال 1942 با گذاشتن سنگ‌هایی در جیب کتش وارد رودخانه نزدیک خانه خود شد و به زندگی خود پایان داد.

انه سکستن


46


«عشق بورز یا بمیر»


او دچار افسردگی شدید بود و با روشن گذاشتن اتوموبیل خود در پارکینگ دربسته خانه به زندگی خود خاتمه داد.

ریونوسوکه آکوتاگاوا


35


«راشومون»


آکوتاگاوا دچار افسردگی، پارانویا و توهم بصری بود. او به دلیل مصرف بیش از حد قرص خواب‌آور درگذشت.

کارین بوی


41


مجموعه شعر «ابرها»


ابتلا به افسردگی و خودکشی با قرص خواب.

جان بری‌من


58


مجموعه شعر «77 آواز رویایی»


ناپایداری احساسی موجب شد از روی پل واشنگتن اونیو پایین بپرد و به زندگی خود خاتمه دهد.

ریچارد براتیگان


49


«صید ماهی قزل‌آلا در آمریکا»


دچار افسردگی و اسکیزوفرنی بود. با شلیک گلوله به زندگی خود خاتمه داد.

هانتر اس.تامپسن


68


«ترس و نفرت در لاس‌وگاس»


بیماری‌های مختلف که منتهی به خودکشی با شلیک گلوله به مغز شد.

یرزی کوزینسکی


57


«حضور»، «پرواز را به خاطر بسپار»


خستگی ذهنی و بیماری‌های جسمی مختلف از جمله بیماری قلبی. دلیل مرگ او خفگی با قرار دادن پلاستیک دور سرش بود.

یوکیو میشیما


45


«رنگ‌های ممنوع»، «صدای امواج»


او در جریان یک گروگان‌گیری خواستار بازگرداندن قدرت ژاپن به امپراتور این کشور بود. با پذیرفته نشدن این تقاضا او به شکل آئینی خودکشی کرد.

گاردین / 13 دسامبر

افشاگری:مديري موج سوار قابل!/ من بودم که لاله صبوری را پنهان کردم!

مدیر روابط عمومی مجموعه طنز 77، در این ایام دست بر روی برخی جزئیات منتشرنشده این برنامه گذاشته و از دلایلی عدم حضور بازیگران برجسته و شاخص سینمای ایران در سریال های طنز مهران مدیری پرده برداشته و ادعاهایی در این خصوص انجام داده است و البته ادعاهای جالبی در خصوص برخورد مدیری با بازیگران مطرح كرده كه مصداقش را هم ظلم مدیری به لاله صبوری و همسرش آورده است!

بهروز مدرسی در یكی از مطالب وبلاگ "دلنوشته های یك كهنه سرباز" با اشاره به سریال خانگی قهوه تلخ و سابقه آشنائیش با مهران مدیری در صداوسیما، به خاطره ای از سالها پیش و یكی از برنامه های طنز مهران مدیری اشاره كرد و در بخشی از این مطلب خود مدعی شد:

در همین ابتدای کار صادقانه اعتراف می کنم بنده هیچ مشکلی با شخص آقای " مهران مدیری " نداشته و ندارم . در باره سریال " قهوه تلخ " هم معتقدم : حرکت فرهنگی جدیدی توسط تهیه کنندگان محترم این سریال آغاز شده است اما آن چه باعث نگارش این مطلب یا بهتره بگم انتقاد از شخص مدیری شد ، خواهش های متوالی او از مردم مبنی بر عدم کپی از آخرین محصول هنری اش است که با واژه هایی چون .. جان من ، من بمیرم .. تو نمیری انتظار مرام و معرفت از خریداران قهوه تلخ داشت ! و بنده با دیدن پلان های کلیشه ای در ابتدای سریال این پرسش در ذهن ام متجلی شد که " مهران خان .. خود تو چی !؟ آیا آن چه از مردم انتظار داری ذره ای در وجودت است !؟ آیا هرگز یک جو مرام و معرفت با همکارانت داشته ای .. !؟ مردم پیشکش .. !! " و سپس بی اختیار گذشته هنریش مثل یک فیلم سینمایی جلوی چشمانم اومد ! رفتار او با هنرمند محترم خانم " لاله صبوری " و همسرش در جشن سالگرد شبکه سوم سیما .. یا سایر قضایای دوران تهیه کنندگی اش و...

دورانی كه در شبكه تهران كار می كردم ، از گذشته با یكی از تهیه كنندگان همكاری داشتم .. دیری نپائید كه حاج آقای گروه اجتماعی به عنوان مدیر به این شبكه اومد . و مهران مدیری برای این شبكه با دوست تهیه كننده من كار می كرد …

كار تهیه و تولید مجموعه های پرمخاطب توسط گروه مدیری و تهیه كننده فوق همچنان ادامه داشت . با گسترش كار های تولیدی و ساخت سریال های متعدد ، آقای " م . الف " تهیه كننده پر آوازه ما دفتر كارش رو به خیابان نیاوران منتقل كرد .. یادمه یكی از سریال های آن ها با بازی خانم " لاله صبوری " كه ایفا گر كاراكتر " مریم " بود اون موقع خیلی گل كرده بود . " رضا " شوهر خانم صبوری هم كه جوانی محجوب و هنرمند بود در تیم نویسندگان گروه قرار داشت استقبال عمومی از این مجموعه تلویزیونی خیلی زیاد شده بود .

من هم بنا به مسئولیتی كه داشتم ، اغلب روزها در دفتر حضور داشتم .. می دیدم خانم صبوری اون نشاط و روحیه لازم گذشته رو نداره .. و پشت صحنه هر روز گرفته تر به نظر می رسد .. ! اوایل فكر می كردم به خاطر مشكلات خانوادگی است .. از این رو زیاد كنجكاو نمی شدم .. تا این كه یك روز آقای " م . الف " به من گفت .. تهیه كنندگی برنامه ویژه سالگرد شبكه سوم سیما رو به من داده اند و اگه می شه تیم خبرنگارهایت رو در اختیار من قرار بده .. خب اون موقع دختر پسر های جوان زیادی با من همكاری می كردند .. و هر جا بنده می گفتم با جان و دل می رفتند . چون مطمئن بودند بنده بد اون ها رو نمی خواهم .. طفلك بچه ها برای هر چه پر بار شدن مراسم خیلی زحمت می كشیدند . و اون همه راه دور را از مجله سروش به فرهنگسرای خاوران ( محل برگزاری مراسم ) رو طی می كردند...

جماعت انبوهی حضور یافته بودند .. به طوری كه وقتی آقای " صافی " مدیر وقت شبكه سوم سیما برای حضور در مراسم اومد ، به زحمت جایی در بالكن برای او تهیه كردیم .. ! من هم علاوه بر سرپرستی و نظارت بر كار برو بچه های خودم ، در پشت صحنه هم حضور داشتم . مجری برنامه جواد خیابانی بود... بعد از معرفی تك تك بازیگران آن ها به پشت صحنه بر می گشتند .. قبل از پایان مراسم نوبت به اهدای جوایز رسید . گروه های تلویزیونی و برنامه سازان همراه با هنرمندان یكی یكی به روی سن دعوت می شدند و هر یك از دست مدیر شبكه جوایز خود رو به همراه یك سكه بهار آزادی دریافت می كردند .. اما وقتی نوبت به گروه مهران مدیری رسید با كمال تعجب دیدم نامی از خانم صبوری و همسرش برده نشد!

یكی دو روز بعد وقتی در لوكیشن خانم صبوری رو دیدم ... بدون مقدمه دلیل عدم دریافت سكه رو پرسیدم .. ! او دلش نمی خواست حرفی در این باره بزند اما وقتی قول دادم سعی می كنم مشكل اش رو حل كنم .. گفت " مدیری از من خوشش نمی آید ! " ( نقل به مضمون ) با تعجب پرسیدم چرا .. !!؟؟ گفت از خودش بپرسید ! گفتم به همین دلیل شما سكه نگرفتی .. !؟ گفت این كه چیزی نیست .. دستمزد من سایر بازیگران خیلی پائین تر است .. ! دیگه داشتم از تعجب شاخ در می آوردم ! گفتم پس رضا چرا .. !!؟ با خنده گفت .. او هم به اتش من می سوزد !

بهش گفتم نقش اصلی رو شما در این مجموعه بازی می كنی .. و بدون اغراق عامل اصلی استقبال مردم تو هستی .. اون وقت این جوری با تو برخورد می شه .. گفت " واقعیت این است مدیری دوست نداره بازیگری از او جلو بزنه .. ! وقتی هم دید استقبال و تعریف مردم و روزنامه ها از من زیاد است ، با من رفتار تحقیر امیزی می كنه .. و در مراسم هم دیدی كه حتی به آبدارچی مجموعه جایزه دادند الا من و شوهرم .. !

راستش رو بخواهید از این مسئله خیلی عصبی شدم .. و ازش خواستم صدایش رو در نیاورد تا بگم چه كار كنه .. فردای اون روز اولین كاری كه كردم ، چك كردن لیست بازیگران و عوامل بود .. دیدم طفلك خانم صبوری خیلی به حق اش اجحاف شده .. در حالی كه به فلان بازیگر خانم نقش چندم فرضآ ایكس میلیون تومن می دهد به این هنرمند چیزی زیر نیم میلیون تومان دستمزد تعلق گرفته است .. !!

چون در محیط اداره نمی شد با خیال آسوده حرف زد .. چند روز بعد خانم صبوری رو با همسرش برای صرف شام به منزلم دعوت كردم . وقتی از تفاوت دستمزد ها مطلع شدم .. از خانم صبوری پرسیدم چه مدت دیگه از قرار داد شما باقی مونده است .. فكر كنم گفت یكی دو روز دیگر باقی نمانده و باید همه تمدید قرارداد كنیم .. بهش گفتم برو در خانه یكی از اقوامت كه آدرس اش رو مدیری نداره ، پنهان شو ! خلاصه این كه اون شب تمام قرار مدار ها رو با خانم صبوری و همسر نویسنده اش گذاشتم . و ازآن ها خواستم به هیچ عنوان تا اطلاع ثانوی با مهران مدیری صحبت نكنند ..

قرار گردید هر خبری شد من به او اطلاع برسونم .. با اتمام تاریخ قرار داد قدیمی ، مدیری ورقه قرارداد جدیدی رو به خانم صبوری داده و و از او می خواهد فردا كه اومد آن را امضاء نماید .. ! جالب این كه به خاطر استقبال دستمزد همه رو اضافه كرده بود به جز خانم صبوری و همسرش .. ! ( اخه رسم است اگر مجموعه تلویزیونی مورد استقبال قرار گیرد ، در هنگام تمدید رقم را افزایش می دهند ) خانم صبوری هم به حرف بنده گوش كرده و ابتدا در خانه خودش پنهان می شود .. موقع ضبط برنامه مدیری وقتی با غیبت بازیكن اصلی اش مواجه می شود ، به منزل او تماس می گیرد ! خانم صبوری پاسخ نمی دهد .. اون شب با تغیر دیالوگ ها نقش خانم صبوری رو از نمایش حذف می كند .. و همچنان هر از چند گاهی شماره منزل او را می گیرد ..

در تماس هایی كه با خانم صبوری می گرفتم .. اطلاعات رد و بدل می شد .. و او همچنان پنهان بود . مدیری كه دوزاری اش افتاده بود قضیه از چه قرار است چندین بار شخصآ به در خونه اون ها رفته بود ولی چون خبری نمی شنید ، نومیدانه بر می گشت .. او به هر جا كه فكرش قد می كشید تماس گرفته بود . كم كم قضیه رسانه ای شد .. و روزنامه ها با عناوین جنجالی از مریم می خواستند برگزدد .. ! دوستان اگه اون ایام رو به خاطر بیاورند .. سریال بدون خانم صبوری حسابی لطمه خورده بود ! راستش رو بخواهید از اتفاقاتی كه اون روزها در این راستا افتاد ، زیاد یادم نیست .. فقط این رو یادمه كه قضیه خیلی جدی از طرف حاج آقا و مسئولان تلویزیونی در حال پی گیری بود !

به همین دلیل به خانم صبوری گفتم كه حالا وقت اش است همه حرف هایش رو با مدیران شبكه و گروه در میان گذاشته و از اجحاف و تحقیری كه مهران مدیری در برنامه جشن شبكه سوم به سر او و همسرش آورده سخن گفته و سپس موضوع رو به اجحاف در دستمزده ها سوق دهد .. جالب این كه مدیری وقتی شنید قضیه پرداخت ها و سایر مسایل رو شده است .. بار دیگر سراسیمه به منزل ان ها مراجعه كرده و حاضر شده بود با پرداخت میلیون ها نومان خسارت ، و عقد قرارداد جدید او برگردد .. ! عاقبت وقتی احساس كردم كه صدای ظلم مدیری به گوش مسئولان رسیده است ، با مشورتی كه با هم داشتیم ، قرار شد تمام وعده های مدیری در حضور مدیر گروه به صورت رسمی امضاء و قانونی شود ... !

خانم لاله صبوری بعد از دریافت دستمزد واقعی خویش به سر كارش برگشت .. و با پایان گرفتن مجموعه مدیری دیگر او و همسرش رو دعوت نكرد .. و از افراد دیگری به عنوان چهره جدید استفاده كرد . مدت ها از این موضوع گذشته بود .. و من در شبكه تهران بودم . بعد از قضیه خانم صبوری من هم ارتباط ام رو با اون دفتر قطع كردم .. و هرگز نه من و نه خانم صبوری در جایی عنوان نكردیم كه پشت قضیه مخفی شدن این هنرمند من نقش داشتم .. مهران خان مدیری همچنان با آقای " م . ك " همكاری می كرد .. و هر سال مجموعه های طنز جالب و مخاطب پسندی رو ارایه می دادند .. تا این كه یك روز یك خبر همه رو در شبكه شوكه كرد .. !

خبر از این قرار بود .. مهران خان مدیری زیر پای معرف و تهیه كننده خودش رو خالی كرده .. و در ارایه طرح جدید ، خود رو به عنوان تهیه كننده به تلویزیون معرفی كرده است .. !! اون هایی كه از نقش و محبت های آقای تهیه كننده نسبت به مهران مدیری اطلاع داشتند ، اصلا باورشون نمی شد كه او چنین كاری رو انجام داده باشد .. اما در دنیای حرفه ای و انباشت پول و سرمایه ، مرام و معرفت اصلآ معنایی ندارد .. !!‌ مدیری با آموخته ها و امكانات بی دریغ مردی با شخصیت ، به چنان جایگاهی رسیده بود كه دیگر سایه شخص دیگری رو تحمل نمی كرد ...

واقعیت این است كه او علاوه بر هنر درخشانی كه در زمینه تهیه و تولید برنامه های پر مخاطب دارد . و هنرمند قابلی است ، شم بالایی در استفاده از شرایط حاكم بر جامعه را دارد . به عبارت صحیح تر او استاد موج سواری است !...

بنده اگر چه فاقد دانش و گرایش های سیاسی ام ، اما به این نكته خوب واقفم كه مدیری استاد استفاده از امواج و جریانات سیاسی است.

اما نتیجه ای كه می خواهم بگیرم ربطی به جریانات فوق ندارد .. بلكه می خواهم تآكید نمایم كه .. این مهران خان است كه خوب می داند چگونه درونمایه تولیداش رو به قضایا ربط دهد !! و یك بار این ور جوی قرار گیرد و یك بار ان سوی جو .. ! دلم به حال مردمانی می سوزد كه خیلی سریع تحت تآثیر القائات و شایعات بیگانگان قرار گرفته و باورشون می شود كه طرف مثلآ مخالف فلان اندیشه و شخص است .. !! خیلی دلم می خواهد سطح فرهنگی و اگاهی ملت ایران به جایی برسد كه دیگر با هر شایعه‌ای تحت تآثیر قرار نگیرند .. و هر حرفی رو باور نكنند .. ! همه این داستان ها به خاطر پول است..

عمو خسرو و مهران مدیری !


یادداشت مهران مدیری درباره زنده یاد خسرو شکیبایی

مهران مدیری در یادداشتی که در کتاب مرحوم خسرو شکیبایی تالیف الهام قره خانی منتشر شده، به تمجید از مرحوم شکیبایی پرداخته است. بخشهایی از یادداشت مهران مدیری درباره زنده یاد شکیبایی را در زیر می خوانید:


از روزی که او را شناختم و از اولین باری که او را دیدم، حالش خوب نبود. اصولا هیچ وقت حالش خوب نبود. منظورم بدحالی جسمانی‌اش نیست. احساس خوشبختی درونی نداشت. از آن آدم‌های غمگینی بود که ذاتا اندوه را در خود داشت. این در صدایش بود. در لحن گفتارش بود، در چشمانش بود و در حرکت دستانش.

شاید با همین اندوه درون، احساس شادی داشت و با همین دلمشغولی‌های درون، خودش را زنده نگه می‌داشت. دوست داشت تنها باشد. دوست داشت خلوت باشد. دیگران را به خود راه نمی‌داد. هرگز نفهمیدم چه چیزی خوشحالش می‌کند و چه زمانی حالش خوب است.

برای بازی در «پاورچین» به او تلفن زدم. رفتم خانه‌اش و نشستیم به درد دل. در همه جای خانه بود. مجسمه‌اش، عکس‌هایش، نقاشی‌هایی که از چهره او کشیده بودند، جوایزی که گرفته بود. تصویر آدم‌های مهمی که با او کار کرده بودند. و نقطه درخشان کارنامه‌اش، «هامون».

همه جا پر از او بود و او غمگین، مثل کودکی بود که توسط خداوند تنبیه شده باشد. یک بغض نهفته که در گلوی او بود و نمی‌دانم چرا. گفت که می‌آید و در «پاورچین» بازی می‌کند. فردا به محل فیلمبرداری ما آمد و حرف زدیم. می‌دانستم که نمی‌آید. حوصله نداشت، حقیقت را نمی‌گفت که دل مرا نشکند. حوصله نداشت و رفت. چند سال گذشت. برای بازی در «مرد هزار چهره» به او تلفن زدم و در یک روز برفی دوباره به محل فیلمبرداری ما آمد. غمگین‌تر، شکسته‌تر و بی‌حوصله‌تر.

باز هم می‌دانستم که نمی‌آید. با هم حرف زدیم. حوصله نداشت. باز هم نمی‌خواست که دل مرا بشکند. بهانه آورد و باز هم حوصله نداشت و رفت. نزدیک درب خروجی برگشت، مرا بوسید و گفت: «من همیشه یک بازی به تو بدهکارم.» و رفت، برای همیشه رفت.

روزی که برای خاکسپاری رفتم، و هزاران نفر آمده بودند تا این پیکر غمگین را به خاک بسپارند و مردم فراوانی که دوستش داشتند و می‌گریستند. و مردم فراوان دیگری که آمده بودند با هنرمندان مورد علاقه‌شان عکس بگیرند و عده فراوان هنرمندانی که سعی داشتند به دیگران بفهمانند که ما بیشتر از شما با ایشان دوست بودیم، و در این هیاهوی عظیم، آخرین جمله او را دوباره شنیدم که می‌گفت: «من همیشه یک بازی به تو بدهکارم...»

مطمئنم در بهشت، روزی با او کار خواهم کرد. احتمالا در یک تئاتر مشترک که آنجا دیگر، حوصله دارد، حالش خوب است و غمگین نیست.



بلیک ادواردز در سن 88 سالگی درگذشت

به گزارش هیچ ، به نقل از هالیوود ریپورتر، "بلیک ادواردز" نویسنده و کارگردان مجموعه فیلمهای کمدی «پلنگ صورتی» در سن 88 سالگی درگذشت. این کارگردان چهارشنبه شب بر اثر ذات الریه در بیمارستانی در سانتا مونیکا درگذشت.

"جولی اندروز" همسر "بلیک ادواردز" که 42 سال با وی زندگی کرد و در تعدادی از فیلمهای همسرش از جمله «10» و «ویکتوریا ویکتوریا» بازی کرده بود، هنگام مرگ بر بالینش بود و گفت که وی بعد از ده روز بستری بودن در بیمارستان درگذشت.


بلیک ادواردز در سن 88 سالگی درگذشت

"جولی اندروز" در بیانیه‌ای پس از درگذشت "بلیک ادواردز" نوشت: "او منحصر به ‌فردترین مردی بود که می‌شناختم و او همسرم بود. واژه‌ها نمی‌تواند بیان کند که چقدر دلم برایش تنگ می‌شود. او همیشه در قلب من خواهد ماند."

"بلیک ادواردز" به نویسندگی عشق می ورزید و در کنار آن کارگردانی و بعضی اوقات بازیگری را نیز تجربه کرده بود. مشهورترین کار وی مربوط به کارگردانی مجموعه فیلمهای کمدی «پلنگ صورتی» با بازی "پیتر سلرز" است که شهرت بین المللی داشت.

دامنه فیلمهای "بلیک ادواردز" بسیار گسترده بود، که شامل «صبحانه در تیفانی» (1961)، «روزهای شراب و گل رز» (1962) و «پارتی» (1968) نیز می باشد. وی هیچگاه برنده جایزه اسکار نشد، اگرچه برای فیلم «ویکتوریا ویکتوریا» نامزد آن شد. همچنین در گلدن گلوب و امی نیز نامزد بود، اما نتوانست جایزه ایی را از آن خود کند. وی در سال 2004 جایزه افتخاری اسکار را پذیرفت.

"بلیک ادواردز" در 16 جولای 1922 در تالسا در ایالت اکلاهما به دنیا آمد. وقتی سه ساله بود خانواده اش به لوس آنجلس کوچ کردند، جایی که پدر بزرگ اش، "جی. گوردون ادواردز" کارگردانی فیلمهای صامت را برعهده داشت و پدرش یک مدیر تولید و کارگردان تئاتر بود. وی از دبیرستان بورلی هیلز دیپلم خود را گرفت و در گارد ساحلی خدمت کرد، اما براثر صدمه به کمرش پنج ماه بستری شد و این کار را کنار گذاشت. "بلیک ادواردز" شغل خود را به عنوان بازیگری با بازی در فیلم «ده جنتلمن از نقطه غرب» در سال 1942 آغاز کرد. وی بعد از آن، کار نویسندگی را به عنوان کمک نویسنده برای فیلم «پانهاندل غربی» درسال 1948 شروع کرد. وی در بیست و سه سالگی اش نویسندگی را برای رادیو، تلویزیون و سینما آغاز کرد.

 

مارتین اسکورسیزی جدیدترین فیلمش را با رابرت دنیرو میسازد


مارتین اسکورسیزی جدیدترین فیلمش را با رابرت دنیرو میسازد

به گزارش هیچ، به نقل از هالیوود ریپورتر، "مارتین اسکورسیزی" و "رابرت دنیرو" بزودی قرار است دوباره با هم همکاری داشته باشند. این بار این کارگردان و بازیگر در یک درام جنایی با نام «مرد ایرلندی» در کنار هم قرار می گیرند.

این کارگردان برنده اسکار درباره این پروژه اعلام کرد که تا به الان کارهای مالی این فیلم در حال انجام شدن است و قرار است در سال آینده فیلمبرداری آن آغاز شود.

این فیلم براساس رمانی با نام «من شنیده ام که خانه ها را رنگ می زنی» نوشته "چارلیز براندت" می باشد که فیلمنامه آن با نام «مرد ایرلندی» تهیه و نامگذاری شده است.

اسکورسیزی همچنین اعلام کرد که "استیو زالیان" فیلمنامه نویس «دار و دسته نيويوركي»، کار نوشتن فیلمنامه «مرد ایرلندی» را بر عهده دارد.

اولین همکاری اسکورسیزی و دنیرو در سال 1973 با فیلم «خيابان‌هاي پايين شهر» آغاز شد و منجر به کارهای بیشتری توسط این دو نفر شد، که از جمله می توان به «راننده تاکسی»، «گاو خشمگين»، «نیویورک، نیویورک»، «سلطان كمدي» ، «كازينو» و ... اشاره داشت.

پروژه جدید اسکورسیزی با نام «هوگو کابرت» می باشد که در 9 دسامبر 2011 اکران خواهد شد.



فیلم آدم کش


نمونه ای از نقاشی های رئال از اثار ایمان ملکی





























ادامه مطلب !!!!!!!!!!!
ادامه نوشته

نمایش غریبانه

غریبانه

نوشته و کار : سید صادق فاضلی

سرپرست گروه : پیمان بهمنی

ارائه ی  تازه ای  ازگروه تئاتر زهور در قالب پرفرمنس آرت  با حضور 70 نفر از هنرمندان شاخص تئاتر خوزستان

حتما این نمایش را ببینید

زمان : اول تا دهم محرم 1389 هر شب ساعت 19

مکان : ماکت بین الحرمین شهرداری اهواز - پارک ساحلی دولت جنب تالار مهتاب