راز لبخند ژکوند فاش شد!

راز لبخند ژکوند فاش شد!


راز لبخند ژکوند فاش شد!










دو پژوهشگر اسپانیایی با انجام یک سری آزمایش سرانجام توانستند معمای لبخند ژکوند را که به عنوان مرموزترین تابلوی لئوناردو داوینچی شناخته می شود،حل کنند.









دو پژوهشگر اسپانیایی با انجام یک سری آزمایش سرانجام توانستند معمای لبخند ژکوند را که به عنوان مرموزترین تابلوی لئوناردو داوینچی شناخته می شود،حل کنند.

جام جم آنلاین نوشت:

لبخند تابلوی "لبخند ژکوند" یا "مونالیزا" یکی از مرموزترین و بحث برانگیزترین لبخندهای دنیا به شمار می رود. قرنها است که لئوناردوشناسان تحقیقاتی را درباره کشف حالت این لبخند اسرارآمیز انجام داده اند و تاکنون نظریات و فرضیات بسیاری درباره این اثر هنری ارائه شده است.

اکنون "لویئس مارتیز اوترو" و "دیگو آلونسو پابلوس" از موسسه نوروساینس "آلیکانته" در اسپانیا موفق شدند راز این لبخند را فاش کنند.

به گفته این دو محقق، جریانهایی از اطلاعات وجود دارند که به آنها "کانال" گفته می شود. این کانالها داده های مربوط به بزرگی، نور و موقعیت یک شیء را رمزگذاری می کنند. این کانالها موجب می شوند هر بار که به لبخند ژکوند نگاه می شود یک درک متفاوت از حالت و بیان آن استنباط شود.

در این خصوص این دانشمندان توضیح دادند: "معمای لبخند ژکوند در این است که بعضی وقتها یک کانال ایجاد می شود و بنابراین لبخند دیده می شود و در دفعات بعد ممکن است کانالهای دیگری شکل گیرند که موجب شوند لبخند به طور کامل از بین برود. به این ترتیب یک فرد هربار که به این تابلو نگاه می کند یک حالت جدید را از آن درک می کند."

براساس گزارش نیوساینتیست، این محققان برای اثبات نظریه خود از گروهی از داوطلبان خواستند که به تصاویری از نقاشی لبخند ژکوند نگاه کنند. این تصاویر در فواصل مختلفی قرار داشتند و بزرگی آنها متفاوت بود. نتایج این آزمایش نشان داد که هرچه تصویر نزدیکتر باشد مشاهده و درک لبخند آسانتر می شود.

در یک آزمایش دیگر، این دانشمندان تاثیر نوری که به تابلو تابیده می شود را در درک لبخند مورد بررسی قرار دادند.

نور یک شیء از طریق سلولهای کروی وارد شبکیه چشم می شود. این سلولها دو نوع دارند که نوع اول "مرکز روشن" نام دارد. زمانی که نور این سلولهای شبکیه را تحریک می کند شی ء نورانی تر به نظر می رسد. برای مثال یک ستاره در آسمان شب نورانی تر از همان ستاره در آسمان غروب و یا نزدیک سپیده به نظر می رسد.

نوع دوم، "مرکز خاموش" نام دارد. زمانی که این سلولها فعال می شوند شی ء تاریکتر به نظر می رسد. برای مثال حروف روی یک صفحه سفید.

برای مقایسه این دو کانال مختلف، این محققان از داوطلبان دیگری خواستند به یک تصویر سیاه یا سفید به مدت ۳۰ ثانیه نگاه کنند و سپس به آنها یک تصویر از ژکوند نشان داده شد. به این ترتیب این دانشمندان کشف کردند که لبخند برای داوطلبانی که به تصویر سیاه نگاه کرده بودند بیشتر از آنهایی که تصویر سفید را دیده بودند قابل درک است. به این ترتیب سلولهای "مرکز روشن" که با نور در زمینه تاریک تحریک می شوند به تشخیص لبخند کمک می کنند.

در حقیقت راز لبخند ژکوند در درک علمی و هنرمندانه لئوناردو داوینچی از خطای دید چشم انسان نهفته است.

نگاه کودکی در قالب نقاشی به خدا

سلامی به گرمی بخاری های توی خونتون توی این فصل سرد

راستش خیلی وقت پیش دوست داشتم این کارو انجام بدم که خوشبختانه بلاخره موفق شدم

من از خیلی وقت پیش فکر میکردم که یک کودک 5 ساله از خدا و مسائل مربوط به آن چی میداند که تصمیم گرفتم از هنر نقاشی برای فهم این مطلب کمک بگیرم

حالا مراحل کارم را برای شما عزیزان مینویسم و نقاشی هایی که این کودک خلق کرده در اختیارتان میگذارم

امیدوارم استقبال کنید و از حرف های من دلگیر نشوید ، در ضمن با نظرای مفیدتون این بنده ی خطاکار و فضول را همراهی کنید

من یک بچه ی پنج ساله انتخاب کردم و نصف روز باهاش حرف زدم و نتیجش آثاری شد که این پایین مشاهده می کنید، تا فراموش نکرده ام خدمت شما عرض کنم که همه ی این نقاشی ها از ذهن کودک طراوش شده و من فقط این آثار ارزشمند را باز می کنم و در آخر اگر توانش باشد یک متن کلی مینویسم

این پسر بچه پنج ساله ، پسر خاله ی من است

او در یک خانواده ی تقریبا پایبند به اعتقادات مذهبی تا این سن رشد کرده است

مثل بیشتر کودکان دیگر وقتی مادرش به او می گوید دروغ گو نگو که میری جهنم ، او میترسد و حقیقت را بازگو می کند

خدا را در آسمان ها می بیند ، و از خدا تصویری در ذهن کودکانه اش دارد

تصویر اول ( کلی )

همانطور که ما در تصویر می بینیم

چیزی شبیه خورشید در آسمان است اما با این تفاوت که درخشان نیست و خط های مشکی به آن وصل است

تکه خط های خاکستری رنگی هم در کل صفحه موجود است و یک خانه ی کودکانه که در سمت چپ قرار دارد

صورت آن خورشید ، مثل تمام انسان ها ، یک دماغ ، دو چشم و یک دهان دارد و نکته ی جالب در آن سبیل خورشید است که کودک در اثر خلق کرده است

کودک خدارو خورشید می بیند اما او از رنگ های تیره استفاده کرده زیرا در ذهن او خدا فردی خشن است که سبیل هم دارد و در پشت آن سبیل ها لبخندی نو شکفته پنهان است که خدا را مقداری مهربان نشان می دهد . تصویر خورشید بیانگر امنیت، خوشحالی، گرما، قدرت و به نظر بعضی پژوهشگران نماد پدر مطلوب است من فکر میکنم مشکلی بین این کودک و خدا وجود دارد که از رنگ های تیره استفاده شده است و کودک از او هراسان است

خدا هم در این نقاشی مثل تمام انسان ها ، خانه ای دارد که در آن زندگی میکند حال باید دید چرا خانه ی خدا اینقدر کوچک است شاید به خاطر آن است که محمد حسین خدا را نمی شناسد .

خط های زیاد مشکی رنگی به خورشید وصل است ، وقتی میپرسم آن ها چیست ؟ میگوید که دست های خداوند است چون سرش شلوغ است و باید یک عالم انسان درست کند

نکته ی جالب در این نقاشی خط های خاکستری رنگ هستند که بدون شک نماد خاک اند

خاکی که در ذهن کودک ، خدا با آن انسان درست میکند و به جامعه تحویل می دهد و آن خاک همه جا هست

تصویر دوم : ( جهنم )

کودک در نقاشیهای خود به دو صورت از رنگ استفاده می کند؛ یکی نمونه سازی عینی طبیعی ) مثلاً رنگ آبی برای دریا، رنگ سبز برای چمن و رنگ زرد برای خورشید؛ ودیگر استفاده روانشناختی از رنگ، به این صورت که کودک از طریق رنگ به برون ریزی عواطف و احساسات خود می پردازد. مثلاً برای تجسم حوادث و یا موجودات اطراف خود از رنگهایی کمک می گیرد که به طور ناخود آگاه به ذهن متبادر می شوند و قانون و قاعده خاصی ندارند. به عنوان مثال برای نشان دادن مهربانی یک شخص او را به رنگ سبز، رنگ آمیزی می کند و یا عصبانیت شخص دیگر را با رنگهای سیاه و سرخ نشان می دهد

در این تصویر هم همین پدیده نمایان است

کودک جهنم را با رنگی پر از هیجان به تصویر کشیده است و آشفتگی در نقاشی او بسیار پر رنگ است

او فکر می کند جهنم جاییست شلوغ ، که انسان ها را می سوزانند و آزارشان می دهند و این ها همه ریشه در نوع تربیت فرزند دارد با یک بررسی ساده میتوان گفت بیشتر کودکان ایرانی همین تصاویر در ذهنشان وجود دارد

باز هم خط هایی دیده میشود که وقتی از محمد حسین پرسیدم که آن ها چیست ؟ گفت: آن ها پوست های آدم های بد است که درون جهنم می سوزد و دوباره به خاک تبدیل می شود و جهنم را خاکی میکند

من فکر میکنم جهنم در دوره ی کنونی یک وسیله تربیت برای والدین شده است که در صورت خطای فرزند او را به جهنم وعده می دهند که دیگر آن اشتباه را تکرار نکند

تصویر سوم : ( درست کردن انسانی توسط خدا )

در این تصویر خدا که همان خورشید است در حال درست کردن انسان است همانطور که می بینیم کودک از یک بک خاکستری استفاده کرده که همان نماد خاک و گل است

در این تصویر بر عکس تصویر اول خدا سبیل ندارد وقتی علت آن را پرسیدم

گفت : که سبیل هایش را زده که یک وقت شیطان او را نشناسد و مزاحم کارش شود و آدم ها را اذیت کند

وقتی پرسیدم چرا خدا اینقدر خندان است

جواب داد : چون داره آدم درست میکنه ، خوشحاله !

تازه آنجایی که با فلش قرمز مشخص کردم برای محمد حسین خیلی مهم بود او مدام تکرار می کرد که آن دست خداوند است که گلی شده ، چون آدم ها را با گل می سازد

بعد برای شکل بزرگ انسان از او سوال کردم و جواب خیلی عجیبی به من داد

او گفت : این یکی از اماماس که خدا خیلی بزرگ او را ساخته است که بتواند با آدم های بد مبارزه کند

( ای وای بر ما که کودک چه ذهن وسیعی دارد اما ما آن را تحویل نمی گیریم و او را با اسباب بازی هایش تنها میگذاریم )

تصویر چهارم : ( قاب خدا و کاردش )

این کودک معتقد بود خدا خیلی خودش را دوست دارد و عکس خودش را در قاب خانه گذاشته است که خود را ببیند

همانطور که می بینید آن خورشیدی که درشکلی بسته است ، پوستر خداست که در خانه نصب شده و در سمت راست شکلی شبیه به وی انگلیسی وجود دارد که او چاقوی خداست

چاقویی که خدا به وسیله آن گل ها را برش می زند و انسان را خلق میکند و باز هم یک بک خاکستری که گِل های خداوند هستند

تصویر آخر : ( بهشت )

از رنگ های آبی و سبز استفاده کرده است که نشانه ی آرامشی است که او گمان می کند در بهشت وجود دارد

درختی خلق کرده که دو گیلاس ازآن آویزان هستند

و باز هم خط های خاکستری رنگ مثل نقاشی های دیگر

من از او پرسیدم که دیگر چرا در بهشت گِل هست ؟

محمد حسین : چون درخت ها و همه چی از گل ساخته شده است

پایان نقاشی ها

دوستان عزیز تمام این نقاشی ها باعث می شود که ما متوجه بشویم که یک کودک درون چه خانواده ای رشد کرده است ؟

چقدر خدا را می شناسد و به وجود او ایمان دارد ؟

تصویر خدا در ذهن او چگونه است ؟

من فکر میکنم کودک های ایرانی فقط این تصویر را از خدا در ذهنشان دارند چون خانواده های ما آن ها را از بدو تولد با خدا آشنا می کنند حال اگر کودک در یک خانواده ی مذهبی رشد کند به احتمال زیاد این تصاویر را از خدا دارد و اگر در یک خانواده ی

غیر مذهبی باشد شاید تصاویر متفاوت به وجود آید

برای مثال حتی وضیت اقتصادی در ذهن کودک موثر است ، کودکی که نداند گیلاس چیست و نخورده باشد بدون شک در بهشت

گیلاس را خلق نمیکند _ پس تمام عوامل مهم هستند _

محمد حسین یک برادر بیست روزه دارد وقتی از او قبل ار به دنیا آمدن برادرش پرسیدم که چرا نیومد داداشیت ؟

گفت شاید گلای خدا تموم شده

ببینید کودک با این تفکر ها رشد میکند و نسل به نسل آن ها را انتقال می دهد و از خدا تصویری می سازد حال خوب یا بد

حرف زیاد است اما نمیدانم چطور یادداشت کنم شما دوستان هم لطفا با حرف هایتان من را در درک این مطلب بسیار سنگین یاری کنید

ممنون از شما و ببخشید که زیاد نوشتم عادت دارم

 

تصویر یک
کلی
تصویر دوم
جهنم
تصویر سوم
درست کردن انسانی توسط خدا
تصویر چهارم
پوستر خدا و کاردش
تصویر پنجم
بهشت
عکس محمد حسین

نمونه ای از نقاشی های رئال از اثار ایمان ملکی





























ادامه مطلب !!!!!!!!!!!
ادامه نوشته

بیوگرافی لئوناردو داوینچی


لئوناردو داوینچی (۱۵ آوریل ۱۴۵۲ - ۲ مه ‌۱۵۱۹) از دانشمندان و هنرمندان ایتالیایی دوره رنسانس است که در رشته‌های نقاشی، ریاضی ، معماری، موسیقی، کالبدشناسی، مهندسی، تندیسگری، و هندسه شخصی برجسته بود.

عده‌ای از محققان ایتالیایی با تحقیق بر روی بازسازی اثر انگشت وی او را دارای ریشه عربی و اهل خاورمیانه[۱] داوینچی را کهن‌الگوی «فرد رنسانسی» دانسته‌اند. وی فردی بی‌نهایت خلاق و کنجکاو بود.او نظریات خود را در یک سلسله یادداشتهایی که بالغ بر هزاران صفحه می باشند ثبت کرده است. او طرحهای مبتکرانه‌ای را برای ساخت سلاحهایی مانند توپهای بخار، ماشینهای پرنده و ادوات زرهی ارائه کرده بود هرچند که بسیاری از آنها هرگز ساخته نشدند. وی طراح اولیه صدها اثر معماری و هم‌چنین طرح اولیه هواپیما به‌شمار می‌رود. یکی از طرح‌های ابتکاری او لباس غواصی و زیر دریایی جنگی است. او همچنین مسلسل، تانک نظامی، ساعتی که به ساعت داوینچی معروف است، کیلومتر شمار و چیزهای دیگر را اختراع کرد. برشمرده‌اند.

لئوناردو داوینچی برای طرحهای خود بوسیله خط معکوس یادداشت‌هایی را نوشته است که فقط آنها را در آینه می‌توان خواند.

بیشتر شهرت جهانی او به‌خاطر نقاشی‌های شام آخر و مونالیزااست.

منبع : ویکی پدیا


نقاشی های هیتلر !

نقاشی های هیتلر !
همه هیتلر را به عنوان سردمدار قتل و جنایت می‌شناسند. اما تعداد کمی ‌از مردم می‌دانند که او نقاشی های خیلی زیادی هم کشیده و بیشتر روی گل ها، کلیساها و کشورها تمرکز می‌کرده است.
هیتلر، دیکتاتور شکست خورده در جنگ جهانی دوم، نقاشی های رنگ روغن و آبرنگ خیلی زیادی خلق کرد. علاوه بر کشتن ده‌ها میلیون نفر از مردم، مثل کشتار دسته جمعی شش میلیون یهودی، هیتلر عادت داشت گل ها و کلیساها را به عنوان مدل نقاشی خود انتخاب کند.!

رزها
 
نقاشی هیتلر
  
هیتلر قبل از این که درگیر سیاست شود چندین بار برای وارد شدن به آکادمی ‌هنرهای زیبای وین تلاش کرده و به آینده کار هنری‌اش امیدوار بود. او که مجبور بود در خیابان ها زندگی کند، هروقت سرخورده و بی‌پول می‌شد نقاشی هایش را به توریست ها می‌فروخت و پول ها را برای غذا خوردن در رستوران خرج می‌کرد.
 
کلیسای جامع در وین
 
نقاشی هیتلر

اعتبار و اصل بودن نقاشی های هیتلر اغلب به راحتی قابل تشخیص نیست؛ چرا که او به ندرت نقاشی هایش را امضا و یا اسم و تاریخ را در آن می‌نوشت. دوستش Reinhold Hanisch، نقاشی های جعلی هیتلر را در زمان سلطنتش در آلمان می‌فروخت و طوری عمل می‌کرد که هیتلر نمی‌توانست کارش را ثابت کند. وقتی هم که هیتلر جوان بود او را مجبور می‌کرد هر رزو یک نقاشی بکشد و با این کار خسته کننده ترتیبی می‌داد که خوراک و غذای جفتشان تامین شود.
 
نمونه ای از امضای هیتلر
 
امضای هیتلر

 
نمونه ای از امضای جعلی هیتلر
 
امضای جعلی هیتلر


مریم مقدس همراه با عیسی مسیح

 
نقاشی هیتلر

نقاشی مریم مقدس و کودک هیتلر باعث جنبش و شور زیادی در بین مسیحیان شد. هیتلر خودش هم مسیحی بود، اما او مسیحی‌ای بود که بدبختی و فلاکت زیادی را در خلال جنگ جهانی دوم به همراه آورد. او مسئول مرگ شش میلیون یهودی و مردمی ‌با فرقه‌های مذهبی دیگر بود.

از سری نقاشی های هیتلر که نشان دهنده اماکنی است که از سراسر اروپا کشیده است.
 
نقاشی هیتلر
 

هیتلر از مکان هایی که دیدن می‌کرد نقاشی های زیادی می‌کشید. با این حال او نقاشی های زیادی در اندازه کارت پستال از کلیساها و اماکن معروف تهیه می‌کرد که توریست ها خیلی خوب با این نقاشی ها آشنا بودند.
 
 
نقاشی هیتلر

او سبک های مختلفی را تجربه کرد؛ از کار با رنگ روغن تا آبرنگ که این موضع تحقیق درباره اصل بودن نقاشی های او را مشکل می‌سازد. درحقیقت گفته شده  تعداد زیادی از نقاشی های هیتلر که قبلا فروخته شده ممکن است جعلی باشند.
 
آرامش و امنیت خاطر صلح جویانه که در نقاشی هایش به تصور کشیده شده، کاملا با وحشیگری و جنایات او در جنگ جهانی دوم متضادند. او شاید تنها کسی باشد که این سوال را در ذهن ما ایجاد می‌کند: آیا مردی که نقاشی های رنگارنگ از گل ها و کلیساها می‌کشد، می‌تواند مسول مرگ انسان های بی گناه زیادی باشد؟!
 
نقاشی هیتلر

 خانه رنگی (آبرنگ) امضای هیتلر قسمت پایین و سمت چپ
قیمت: 17.999.99 دلار
نقاشی هیتلر
 
قیمت: $27,999.99
 
نقاشی هیتلر
پل
نقاشی سیاه قلم از یک  پل
امضای هیتلر با علامت اختصاری A.H در قسمت پایینی سمت چپ نقاشی
 قیمت این نقاشی 17,999.99  دلار است و هنوز فروخته نشده.
 
 نقاشی هیتلر
 

نامه ای با امضای اصل و مربوط به جنگ جهانی دوم ضمیمه این نقاشی بوده و در آن نامه هم ذکر شده که نقاشی اثر ادولف هیتلر رهبر نازی‌های آلمان و در سال 1913 کشیده شده است.
چنین نقاشی هایی همراه با ضمیمه کاغذی متعلق به رایش سوم اصل بودن نقاشی را می‌رساند و بسیار نادر است.
 
نقاشی هیتلر

عنوان: گل های ارکیده سفید
نقاشی هیتلر
 
سد قدیمی
$22,999.99
 
نقاشی هیتلر
 

نقاشی چیست ؟

نقاشی یا نگارگری فرآیندی است که طی آن رنگ بر روی یک سطح مانند کاغذ یا بوم ایجاد نقش می‌کند. همچنین به اثری که در این فرآیند خلق می‌شود نیز نقاشی می‌گویند. فردی که این عمل توسط او انجام می‌شود نقاش نام دارد و این واژه به‌خصوص زمانی به‌کار می‌رود که نقاشی حرفهٔ شخص باشد.

نقاشی یکی از رشته‌های اصلی هنر محسوب می‌شود و قدمت آن در بین انسان‌ها، شش برابر قدمت زبان نوشتاری است. نقاشی‌های یافت‌شده در غارها حاکی از آن است که انسان‌های اولیه با کشیدن نقش حیوانات و شکارشان به نوعی خود را آمادهٔ نبرد با آنها می‌کرده‌اند.

پرونده:Mona Lisa.jpg

لبخند مونالیزا اثر داوینچی

منبع : ویکیپدیا

نگاهی گذرا به رنه مگریت

( از آثار نقاشی رنه مگریت )

................................

تا امروز شاید به هیچ نقاشی به اندازه رنه مگریت علاقه  پیدا نکرده باشم . برای  درک جنبه هایی  از آثار مگریت کتاب "این یک چپق نیست "فوکو ترجمه" مانی حقیقی"را پیشنهاد میکنم  که نام یکی از آثار معروف رنه نیز هست . رنه درباره آثارش گفته است :

«نقاشی های من تصاويرمرئی هستند که هيچ چيزی را پنهان نمی کنند. آن ها به
نظر اسرارآميز می رسند. وقتی کسی آثار مرا می بيند يک سئوال ساده می پرسد:
معنی اين چيست؟ آنها هيچ معنايی ندارد زيرا رمزالودگی هم فارغ از معناست.
غيرقابل درک است.»

یکی از معروفترین آثار این نقاش سورئالیست " پسر انسان" است . تفسیر ها و تاویل های بسیاری از این نقاشی کرده اند ( و بی شک همه درست هستند !) . اما نکته مهم به گمان من قابلیت بالای تاویل پذیری آثار این هنرمند است و  بینش های عمیق فلسفی که آثار وی در ذهن مخاطب می رویانند   . یکی از برداشت هایی که از این اثر کرده اند ( و من میپسندم)  چنین است : هرگاه به چیزی در جهان نگاه کنید باعث میشود که چیز دیگری را در جهان نبینید ... چشم آن مرد چرا میخواهد از کنار سیب مخاطب را تماشا کند ؟ آن دیوار کوتاه چیست؟  چرا مگریت این اثر را پرتره شخصی خود دانسته است ؟ چرا آسمان  اثر ابری ست ؟ چه ارتباطی میان سیب و "پسر انسان " است ؟ چرا سیب معلق در هواست ؟ آیا این صورت پوشیده ربطی به خودکشی مادر مگریت دارد ؟ ...

یکی از غم انگیز ترین تراژدیها  برای بشر همین است که رمزآلودگی هم فاقد معنا باشد .  دنیای آثار مگریت بسیار وسیع و عجیب است و نوشتن درباره آثار او بیحاصل  . هنگامیکه وی زیر یک تصویر ساده ی یک پیپ مینویسد " این یک پیپ نیست " چگونه میتوان انقدر راحت به آثار او معنا داد ؟ آیا وی به راستی در پی کشف ارتباط میان واژه ها و خود آبژه ها ست ؟ اگر واژه ها همانند نظر دوسوسور تمثیلی باشند از چیز ها نه حقیقتی برآمده از دل آنها یا نام آواها پس حداقل بخش بزرگی از زبان تمثیل است پس آیا  میتوان جای واژه ها را عوض کرد ؟ آیا زبان نماد و سمبل چیزهاست ؟ آیا  بر مبنای نظریات فوکو زبان در هر دوره ی تاریخی بر مبنای صورت بندی ها و قالب هایی که مثلا قدرت و دانش  بر آن تحمیل میکنند معنا نمی یابد ؟  ...

 

نمایشگاه آثار جدید پائولا رگو در گالری Marlborough لندن

گالری Marlborough از 7 جولای تا 20 آگست پذیرای نمایشگاهی از کارهای جدید پائولا رگو می‎باشد. بعد از سال 2006 این اولین نمایشگاه انفرادی او در لندن حساب می‎شود.


آثار جدید پائولا رگو در گالری Marlborough


نمایشگاه از سه بخش مجزا تشکیل شده است. در بخش اول، تابلو نقاشی همراه  پخش موسیقی در سه‌ قاب‌ تهيه‌ شده پهلوي‌ يكديگر، با یک پنل مرکزی و دو بخش بالدار مانند به یکدیگر وصل هستند. پائلو این اثر را برای نمایشگاه  اخیر گروهی همراه تریسی امین و مت کلیشا برای  موزه کودکان بی‎خانمان در اوایل امسال ارائه داده، و علاوه بر این اثر 6 اثر بزرگ کنته روی کاغذ مربوط به همین اثر وجود دارد که برای موزه کودکان بی‎سرپرست انجام شده بود.

بخش دوم از 9 اثر کنته روی کاغذ تشکیل شده است که هنرمند در آنها به موضوعاتی چون تولد، کودکان، عروسک و اسباب بازی می‎پردازد.

در بخش سوم گالری به 19 اثر چاپ‎های  اچینگ  تک رنگ اختصاص یافته است. در این چاپ‎های تک رنگ از یک طرح در رنگ‎های مختلف استفاده شده است. با این حرکت  روحیه، حس و حال متفاوتی به بیننده القاء می‎شود.

پائولا یکی از  برترين نقاشان زن معاصر و از  افتخارات انگلستان محسوب می‎شود. او با این نمایشگاه می‎تواند بار دیگر قدرت و خلاقیت خود را  به اثبات برساند.

پائولا رگو در سال 1935 در پرتقال به دنیا آمد. او تقریبا از 4 سالگی شروع به نقاشی کرد و از همان ابتدا  با نقاشی تنهایی‎های خود را پر کرد. وی قبل از ورود به دانشگاه مدتی را درپرتقال به یادگیری زبان انگلیسی پرداخت و بعد وارد دانشگاه هنر  اسلند لندن، و بدینوسیله  با دنیای هنر و هنرمندان سرشناش آشنا شد.

پائولا هم اکنون در سن 75 سالگی به سر می‎برد و زندگی خود را بی‎وقفه به هنرش اختصاص داده است. گذر سال‎ها و سختی‎های زندگی او را از پا در نیاورده است‎. نقاشی‎های پائولا اغلب لحظه‎های شومی را به تصویر می‎کشند که تاکید به بر اندازی نظم طبیعی دارد. موضوعات آثار او  نیز به فضاهای ملموس خانوادگی‎، بورژوازی و روابط آشنای مادر و دختری و یا بازی دختر و سگ اختصاص دارد که البته در نقاشی‎های او، شکلی دیگر به خود گرفته‎اند و به چهره‎هایی مضحک و تصاویری بدل گشته اند که شاید بتوان آن را «روزمرگی‎های خیالی» خطاب کرد. اساساً بیشتر این آثار در بررسی دو پارادوکس مهم روانشناسی یعنی غریزه و گناه، و بستر زایش و پویایی آنها، شکل گرفته‎اند. فیگورهای پائولا رگو رازدار  هستند و حفظ این اسرار، خود زاییده تشویش و اضطراب می‎شود.

رگو بر اساس موضوع کارها، از احساسات درونی خود، تجربه‎ای دوباره می‎آفریند، تا شناخت درونی خود را به کار منتقل کند. شخصا این شیوه اجرایی را یکی از علل پویایی و تأثیر گذاری کارها می‎شناسد. در این مسیر شاید عوامل درونی خود را نیز به باد مسخره گیرد تا بدینوسیله از زهر آنها بکاهد. تمسخر مقابله‎ای در برابر درد است. بسیاری از کارهای پائولا را سرشار از حس انتقام جویی می‎یابند و خود نیز تأیید می کند «من به کارگاهم می‎آیم و همه این احساسات را سرکوب می‎کنم. نقاشی از زندگی صادق‎تر است. به این مسئله اطمینان دارم.»

 

 

منابع:


در همین رابطه مشاهده کنید:

گالری آثار پائولا رگو در گالری Marlborough لندن


گالری تصاویر منتخب آثار برگزیدگان جشنواره پرسبوک

بعضی از گالری تصاویر منتخب آثار برگزیدگان جشنواره پرسبوک