فرهاد ریاضی


تاريخ سينما(تاريخ نگاري و پژوهش)


نويسنده: ديويد بوردول –كريستين تامسون
مترجم: روبرت صافاريان
مشخصات كتاب: نشر مركز/ چاپ اول-1383 / چاپ دوم،1400 نسخه/ 1006 صفحه/ 33000 تومان


درباره كتاب: بي شك اصلي ترين مرجع آشنايي با سينما. خواندن آن براي يك علاقه مند به سينما همچون نان شب واجب است. بوردول در كتاب جامع و مفصل خود، تاريخ سينما را به تفصيل و همراه با نكات آموزشي بسيار زياد معرفي كرده است.

پنج بخش اصلي كتاب عبارت اند از:

  • نخستين سال هاي سينما
  • آخرين دوره ي سينماي صامت( 1929 –1919)
  • توسعه ي سينماي ناطق( 1945 –1926)
  • دوره ي پس از جنگ(1946 تا دهه ي 1960)
  • سينماي معاصر از سال 1960 تا كنون

 
شايد تنها نقيصه  كتاب، كم بودن و ناقص بودن در سينماي معاصر، به ويژه در دهه ي 90 به بعد مي باشد كه در ويرايش هاي جديدتر كتاب برطرف خواهد شد. ترجمه بي نقص و كم نظير روبرت صافاريان هم بي شك يكي از مهم ترين عناصر محبوبيت اين كتاب در بين سينما دوستان ايراني مي باشد.
 
درباره نويسنده: "دیوید بوردول"(David Bordwell)(زادهٔ۲۳ جولای ۱۹۴۷) نظریه پرداز فیلم و تاریخ‌نگار آمریکایی است. او استاد بازنشستهٔ فیلم از دانشگاه واشنگتون- مدیسون است. همسر سابق او، "کریستین تامسون" نیز از جمله نظریه‌پردازان و تاریخ‌نگاران سرشناس آمریکایی است.


این دو به اتفاق هم کتاب‌های هنر سینما و تاریخ سینما را نگاشته‌اند. هم‌اکنون کتاب هنر سینما در ایالات متحده به‌عنوان اصلی کتاب مقدماتی برای ورود به عالم سینما محسوب می‌شود. "دیوید بوردول" به همراه "کریستین تامسون" از نظریه‌پردازان "نئوفرمالیسم" در سینما محسوب می‌شوند. این‌ها با اتکاء به فرمالیسم روس و احیای آن در یک ساختار جدید به نظریه نئوفرمالیسم شکل دادند. هدف آن‌ها بررسی فیلم به عنوان یک فرم یا ساختاری است که تمامی عناصر و اجزاء آن از قاعده‌های مشخصی تبعیت می‌کند. این قواعد همگی به این منظور به‌کار رفته‌اند که تم و معنای نهایی فیلم را به بیننده القاء کنند. در دیدگاه نئوفرمالیست‌ها مفهوم فرمالیستی آشنایی‌زدایی نیز از اهمیت اساسی برخوردار است. آن‌ها این مقوله را در تفسیر و توجیه برخی شگردهای سینمایی به کار می‌برند.

درباره مترجم:  روبرت صافاريان متولد 1333 در تهران. او فارغ‌التحصیل رشته کارگردانی از مدرسه عالی تلویزیون و سینما در سال 1353 مي باشد. از  ديگر آثار مهم او در زمينه ي ترجمه مي توان به "اومانيسم در نقد فيلم" (رابيين وود) اشاره كرد.
 

بخش هايي از كتاب:


(صفحه ي 563-  زندگي ميگل آنجلو آنتونيوني)

دراماتيزاسيون خاموش شخصيت هاي سطحي و فلج در كارهاي آنتونيوني، در دوراني كه اگزيستانسياليسم هم با اقبال روبرو شده بود، بازتاب همدلانه اي يافت. او شايد بيش از هر كارگردان ديگري فيلمسازان را ترغيب كرد در زمينه روايت هاي مبتني بر حذف و با پايان هاي باز تجربه كنند. خوان باردم، ميكلاش يانچو و تئو آنجلوپولوس از سبك متمايز او، نكته ها آموختند.