نقد فیلم تسویه حساب به بهانه ی پخش خانگی

تسویه حساب فعلا جدیدترین فیلم میلانی است که در مراکز فرهنگی و هنری به چشم میخورد حال تصمیم گرفتم به دلیل پخش آن در شبکه ی خانگی به فیلم نگاهی بیندازم و فیلم را مورد بررسی قرار دهم
تسویه حساب :
همانطور که از اسم فیلم معلوم است ماجرا ، ماجرای سال های دور است ، سال هایی که باعث شد 4 شخصیت به وجود آیند تا از مردان جامعه ی خود انتقام بگیرند حال خواسته یا نا خواسته . تحریک کننده ی اصلی 3 شخصیت برای تسویه حساب ، زیبا است او کسی است که از مردها متنفر و شخصیت های دیگر را به سوی فیمنیست بودن (فمینیسم باور داشتن به حقوق زنان و برابری سیاسی، اجتماعی، و اقتصادی زن و مرد است. فمینیسم مباحثهای است که از جنبشها، نظریهها و فلسفههای گوناگون تشکیل که در ارتباط با تبعیض جنسیتی است و در کل خواهان حقوق برابر ) سوق می دهد.
این 4 نفر تسویه حساب خود را شروع میکنند و روش کار آن ها این است که شخصی از آن ها کنار خیابان می ایستد و سوار ماشین مردانی مختلف می شود بعد آن را به کوچه ای خلوت می برد و با دوستانش مرد را محاصره و در دام میاندازند .
سارا ( مهناز افشار ) در این فیلم بهترین بازی خود را ارئه میدهد و حتی از لحاظ شخصیت پردازی ، خیلی خوب روی کاراکتر سارا کار شده است او شخصی است که به خاطر حفظ آبرو از خانه ی خود بیرون آمده و قبل دارای زندگی بسیار خوبی بوده است و تقریبا با چشم پوشی از آخرین دیالوگ های سارا به مریم او خیلی سخت به دنبال تسویه حساب است
شخصیت بعدی از چهار نفر ، لیلا ( بهاره افشاری ) که بازی نسبتا قابل قبولی دارد و روی شخصیتش به طور نسبی کار شده است او از خانواده ای فقیر است و مادرش به خاطر مواد مخدر او را به فردی فروخته است که ما در سکانسی تقریبا همه ی این ها را متوجه می شویم و حتی او از یک افغاتی ، بچه ای دارد که پدرش به دلیل غذا ندادن به بچه او را کشته است
و اما کسی که به نظر من اصلا روی کاراکترش کار نشده و هیچ چیزی را به خوبی بازگو نمیکند مریم ( السا فیروز آذر ) است که فقط اوج بازی او در خانه ی خواهرش است و در بقیه جاها نقش یک مترسک و گاهی اوقات هم کسی است که مردها را کتک می زند . اصلا از مردها نمی نالد و فقط موقعی که مردی در خانه ی آن ها است تحت تاثیر اشخاص دیگر به خصوص زیبا حرف هایی میزند ، و اما در سکانس اول خانه هم ، از پنجره به بیرون و به پسری نگاه میکند . او به نظر فیلم فقط به خاطر خواهرش با سه شخصیت دیگر همکاری میکند و اصلا تسویه حساب خاصی با مردها ندارد ودر کل بازی قابل مشاهده ای از خود بروز نمیدهد
زیبا ( لادن مستوفی ) چون تحریک کننده ی اصلی 3 دختر دیگر اوست باید بازی نسبتا بهتری ارائه می داد و خودش را از آن سه نفر جدا می ساخت اما بازی کاملا تکراری نسبت به فیلم های دیگرش داشت اما شخصیت پردازی خوب میلانی باعث شد تا بازی ضعیف او به چشم نیاید و مخاطب با او ارتباط برقرار کند
حامد بهداد هم در فیلم بازی قابل مشاهده ای نشان داده است و مخاطب ، اعم از عام و خاص سینما از بازی وی لذت می برند
اما چیزی که یک مقدار غیر واقعی در بازی بهداد به نظر می رسد حرکات اوست که او را به نوعی یک دیوانه نشان می دهد چه در دیالوگ گفتن و چه در حرکات میمیک و بدن ، که این شخص اصلا در جامعه ی کنونی به چشم نمیخورد حال میلانی باید پاسخ دهد که این کاراکتر را چگونه به بهداد تحویل داده است ؟ آیا این بهداد است که مثل همیشه نقش را عوض می کند و بازی دیگری به ما ارائه می دهد یا خیر ؟
و اما رضا عطاران که واقعا دیده نمی شود حتی به سختی ابتدایی ترین مفاهیم را به ما ارائه می دهد و معلوم است میلانی اصلا روی آن کار نکرده است و فقط به عقاید خود پرداخته و یکی دو سکانس عطاران باعث کند شدن ریتم فیلم و همچنین خسته شدن تماشاچی می شود چون او به زور حرف می زند ، کاری نمی کند ، فقط شعارهایی برای بهتر شدن خود می دهد .
حال از این ها بگذریم باید به افرادی بپردازیم که شخصیت ها آن ها را با خر ، گوسفند ، آشغال صدا میزدند و آن ها مردان جامعه ی ما هستند مردانی که من از وجود آن ها به شخص خجالت می کشم که در نگاه کلی بررسی میکنیم . من میلانی را به خاطر این فیلم می ستایم چون نتوانست با رد شدن از ممیزی های بسیار حرف دل خود را به زبان آورد و آن را در قالب هنر به ما عرضه
کند.
اگر از ماموری که دختر را سوار می کند صرف نظر کنیم با 8 مرد مواجه می شویم که که به جزنیک بین ( مهندس ) همه ی آن ها قصد گرفتن دماغ خود را در دستمال کاغذی دارند و با یک حساب و کتاب ساده می توان گفت 87 درصد مردان فیلم میلانی ، آدم های بیخود و هوسرانی هستند که فقط به دنبال استفاده هستند حال باید دید این خوب است یا نه ؟
مردهای جامعه ی ما انسان هایی هستند که به دلیل آزاد نبودن در دوران نوجوانی و جوانی خود آدم های عقده ای بار می آیند و از نظر آن ها زن را ابزاری می دانند که فقط باید از آن استفاده ی جنسی برد وبس .( البته همه ی آدم ها نه ) حال میلانی این آدم ها را در شکل های گوناگون به تصویر کشیده است که این انسان ها گاهی در نقش کارگردان و گاهی مهندس و شاعرو ... هستند و آن ها را نوعی روایت تصویری میکنند و تیپ سازی درستی انجام می دهد فقط در بین آن ها یک مهندس است که به پیشنهاد مهناز افشار نه میگوید و راه خود را ادامه میدهد و در جامعه کنونی به درستی شکل گرفته است پس نباید از دست میلانی عصبانی بود چون او همه ی مردان را بد نشان نداده است و یک نفر را به نمایندگی از افراد خوبه جامعه برای ما باقی گذاشته است . مردی که می تواند در جامعه زندگی کند و دست درازی به حریم دیگران نداشته باشد .
ادبیات فیلمنامه میلانی بدون شک یک ادبیات رئالیسم انتقادی است چون همانطور که می بینیم قهرمانان داستان از محیط خود جلوترند و برای رسیدن به اجتماعی تازه تلاش می کنند که این واقعا در فیلم دیده می شود .
کارگردانی خاصی از میلانی نمی بینیم فقط حرف های وی در فیلم دیده می شود وبس . سکانس اضافه در فیلم زیاد است برای مثال : سکانس رستوران ، و حتی زندان که اصلا حرف خاصی در آن زده نمی شود و فقط یک سری پیشنهادات که راحت در سکانسی دیگر می توانست انجام دهد .
در کل فیلم بدی نیست حرف هایی می زند و گاهی اوقات هم حرف هایش را در پشت زبانش پنهان میکند که از توقیفی فرار کند در کل از میلانی تشکر میکنم و از او میخوام حرف هایش رادر فیلم هایش بزند اما در قالب ستاره ها هم نبود ایرادی ندارد و در ضمن از همه مهمتر کارگردانی اثر را فراموش نکند
پایان عماد نصرآبادی آبان 89