هیچ (سینما و تئاتر ،نقاشی ، ادبیات و...)

این وبلاگ نویسنده ی فعال در زمینه های مختلف می پذیرد !

رضا عطاران در برابر حبیب رضایی

رضا عطاران در برابر حبیب رضاییدر فیلم «اسب حیوان نجیبی است» به کارگردانی عبدالرضا کاهانی؛
رضا عطاران در برابر حبیب رضایی
خلاصه مطلب : تعدادی از بازیگران فیلم سینمایی «اسب حیوان نجیبی است» ساخته عبدالرضا کاهانی انتخاب شدند و براین اساس معلوم شد که رضا عطاران و حبیب رضایی از جمله بازیگران این فیلم خواهند بود.

تعدادی از بازیگران فیلم سینمایی «اسب حیوان نجیبی است» ساخته عبدالرضا کاهانی انتخاب شدند و براین اساس معلوم شد که رضا عطاران و حبیب رضایی از جمله بازیگران این فیلم خواهند بود.


پارسا پیروزفر، باران کوثری، مهتاب کرامتی و مهران احمدی از دیگر بازیگران این فیلم هستند و سلیمان علی‌محمد هم تهیه‌کنندگی فیلم را برعهده دارد ضمن اینکه مدیریت فیلمبرداری این کار هم برعهده محمدرضا سکوت است.

هرچند بازیگرانی مثل مهران احمدی، مهتاب کرامتی و حبیب رضایی پیش از این هم سابقه همکاری با کاهانی را داشته‌اند اما این اولین باری است که رضا عطاران و پارسا پیروزفر در برابر دوربین کاهانی قرار می‌گیرند.

فیلمنامه این کار توسط خود کاهانی نگاشته شده و داستان آن درباره آدمهایی است که در یک نقطه به هم رسیده و قرار است مدت زمانی حدودا دوازده ساعته را با هم بگذرانند.

طبق پیش‌بینی‌ها فیلمبرداری این فیلم از اوایل آبان‌ماه در تهران آغاز می‌شود و پروسه فیلمبرداری هم طوری پیش می‌رود که فیلم برای نمایش در جشنواره فجر آماده شود.

+ نوشته شده در  شنبه 24 مهر1389ساعت 3 بعد از ظهر  توسط یدک کش هنر   | 

اسامی فيلم‏های مستند تجربی جشنواره سينماحقيقت اعلام شد‏

اسامي فيلم‏هاي مستند تجربي جشنواره سينماحقيقت اعلام شد‏خبرهای چهارمین جشنواره سینماحقیقت
اسامي فيلم‏هاي مستند تجربي جشنواره سينماحقيقت اعلام شد‏
خلاصه مطلب : اسامي فيلم‏هاي پذيرفته شده جشنواره «سينماحقيقت» در بخش رقابتيِ مستند تجربي (آزاد) که ويژه‏ي خلاقيت و نوگرايي مستندسازان کشور است، اعلام شد.

به گزارش هیچ، به نقل از روابط عمومي جشنواره بين‌المللي سينماحقيقت، اسامي فيلم‏هاي پذيرفته شده جشنواره «سينماحقيقت» در بخش رقابتيِ مستند تجربي (آزاد) که ويژه‏ي خلاقيت و نوگرايي مستندسازان کشور است، اعلام شد.


در بخش «مستند تجربي» جشنواره از «مسابقه ملي»، ‌١٦ فيلم مستند کوتاه، نيمه بلند وبلند پذيرفته شده اند که اسامي اين آثار و پديدآورندگان آن به اين شرح است:

مستندهاي کوتاه: ‌٢١ آگهي استخدام (فرحناز شريفي)، آتش عشق (مهناز رکني)، آسکو (محمدعلي هاشم‏زهي)، آواي کرکيت (قدرت باقري)، در همسايگي ما (مسلم نصيري)، زاغ و روباه (محمود کياني‏فلاورجاني) و صحراي زنده (سيدحسين صافي).

مستندهاي نيمه‏بلند: بادبادک ترسو (بنت‏الهدي ترابيان)، پارس، خليج‏فارس، ايران (علي باقري‏نمازي)، خواب خورشيد (ناصر صفاريان)، گردنه‏هاي عبور خاطره (حسين حاجي‏زاده صفار)، موسي پهلوان (امين رحيمي) و ميمند (سيدحسين صافي)

مستندهاي بلند: چند بار به شب دل باخته‏اي؟ (کيوان عليمحمدي، اميد بنکدار)، دستور آشپزي (محمد شيرواني) و مينور/ ماژور (عليرضا رسولي‏نژاد)

به مستندساز برگزيده‏ي هيأت داوري در اين بخش، تنديس زنده‏ياد «اصغرزاده» و جايزه نقدي ‌٥٠ ميليون ريالي اهدا خواهد گرديد.

اسامي فيلم هاي «مستند سياسي» که آخرين بخش از گرايش‏هاي موضوعي ده‏گانه جشنواره «سينماحقيقت» است نيز متعاقباً اعلام خواهد شد.

چهارمين جشنواره بين‏ المللی فيلم مستند ايران: سينماحقيقت، طي روزهاي ‌١٧ تا ‌٢١ آبان‏ماه ‌١٣٨٩ برگزار خواهد شد.


+ نوشته شده در  شنبه 24 مهر1389ساعت 3 بعد از ظهر  توسط یدک کش هنر   | 

اولين‌ عكس‌ها و آخرین خبرها از فیلم «خاك‌ و آتش»

اولين‌ عكس‌ها و آخرین خبرها از فیلم «خاك‌ و آتش»فیلمی به کارگردانی مهدي صباغ‌زاده و با بازی فريبرز عرب‌نيا و ميترا حجار
اولين‌ عكس‌ها و آخرین خبرها از فیلم «خاك‌ و آتش»
خلاصه مطلب : فيلمبرداري فيلم سينمايي «خاك و آتش» به كارگرداني مهدي صباغ‌زاده كه به ايران 90 سال‌ قبل و تجاوز انگليس مي‌پردازد، در تخت رستم شهريار ادامه دارد.

فيلمبرداري فيلم سينمايي «خاك و آتش» به كارگرداني مهدي صباغ‌زاده كه به ايران 90 سال‌ قبل و تجاوز انگليس مي‌پردازد، در تخت رستم شهريار ادامه دارد.

«محمد قهرماني» مدير عامل مؤسسه فرهنگي هنري شهيد آويني با بیان این مطلب اظهار داشت: فيلمبرداري در شهرك دفاع مقدس و كاخ سعدآباد به اتمام رسيد و گروه اكنون در تخت رستم شهريار مستقر هستند و فيلمبرداري در اين منطقه ادامه دارد.

وي افزود: در سكانس‌هاي مربوط به اين لوكيشن عمدتا تمامي بازيگران چون فريبرز عرب‌نيا، ميترا حجار و فرامرز صديقي بازي دارند.

مديرعامل مؤسسه فرهنگي هنري شهيد آويني گفت: دو روز در كاخ سعدآباد فيلمبرداري صورت گرفت كه سكانس‌هاي مربوط به مقر انگليسي‌ها كار شد و براي اولين آرش تاج جلوي دوربين رفت.

وي تأكيد كرد: برنامه ما اين است كه 180 دقيقه فيلمبرداري داشته باشيم كه تاكنون 60 دقيقه راش داريم. 30 درصد فيلمبرداري به پايان رسيده و مبناي ما بر اين است كه اواخر آبان‌ماه فيلمبرداري تمام شود.

به گفته قهرماني، فيلمبرداري اين اثر از دو هفته آينده در منطقه شهريار تمام مي‌شود و گروه فيلمبرداري را در شهرك غزالي پي مي‌گيرد. از دهم آبان ماه فيلمبرداري در منطقه سيستان و بلوچستان شروع مي‌شود.

وي گفت: هماهنگي‌هاي پاياني براي فيلمبرداري در سيستان و بلوچستان در حال انجام است.

قصه فيلم «خاك و آتش» به وقايع 90 سال قبل برمي‌گردد كه انگليسي‌ها از مسير هندوستان به ايران وارد مي‌شوند و به بهانه احداث خطوط راه ‌آهن و تلگراف در خطه سيستان و بلوچستان به قاچاق اسلحه و ناامن كردن منطقه مشغول مي‌شوند. در اين جريان شخص بلوچي به نام «جي‌اند» با حمايت يك روحاني با انگليس‌ها مبارزه مي‌كند.

در اين فيلم سينمايي بازيگراني نظير فريبرز عرب‌نيا، ميترا حجار، سيداحمد نجفي، فرامرز صديقي، جمشيد جهانزاده، فرهاد قائمي مهدوي،قاسم زارع، كاظم افرندنيا، آزاده خورشيد دوست، صديقه كيانفر، مصطفي طاري، غلامرضا ديباييان، رامتين خداپناهي، عبدالرضا حميدي آشتياني، مهدي ميامي، مهدي جوزي، افسانه ناصري، آرش تاج و مهدي عبادتي ايفاي نقش كرده‌اند.

ليست كامل عوامل فيلم سينمايي «خاك و آتش» عبارتند از:

كارگردان: مهدي صباغ‌زاده، مجري طرح: مصطفي سلطاني، مدير توليد: مجتبي اميني، مديريت برنامه‌ريزي: آرش سجادي‌حسيني، دستيار اول كارگردان: كاوه صباغ‌زاده، مدير فيلمبرداري: حسن پويا، طراح صحنه و دكور: رامين عاشوري، طراحي و اجراي گريم: سودابه خسروي، طراح لباس: عادله چراغي، صدابردار: نظام‌الدين كيايي، جلوه‌هاي ويژه ميداني: محسن روزبهاني، منشي صحنه: مريم اوليايي، دستيار توليد: رضا قنبري، مرتضي اسفندياري، دستيار دوم كارگردان: كوروش احمدي، دستيار سوم كارگردان: ياسر صلاحي، اجراي دكور: علي اصغر دهقاني، مدير گروه تداركات: مقصود ميرهاشمي، دستيار اول تداركات: علي حسين قاسمي، دستياران تداركات: قباد محمدي، علي حسن‌زاده، خدمات: رحمان كريمي، حمل و نقل: غلامرضا كرباسي،محمدعلي صالحي، جواد رستمي، آزاد چگيني، پرويز بهمن‌آبادي، نادر شكري، مديريت اجاره اسب: احمد نمازي، طراحي و اجراي سواركاري: عليرضا فتحي، تأمين هنروران: شيدا قشقايي، خياط: الله‌وردي عبداللّهي، عكاس: ناصر سجادي حسيني، نگهباني: ربيع‌الله شهلايي، سينه‌موبيل: حميدرضا عليزاده، بازيگران: فريبرز عرب‌نيا، ميترا حجار، سيداحمد نجفي، فرامرز صديقي، جمشيد جهانزاده، فرهاد قائمي مهدوي،قاسم زارع، كاظم افرندنيا، آزاده خورشيد دوست، صديقه كيانفر، مصطفي طاري، غلامرضا ديباييان، رامتين خداپناهي، عبدالرضا حميدي آشتياني، مهدي ميامي، مهدي جوزي، افسانه ناصري، آرش تاج، مهدي عبادتي.
 





منبع: فارس

+ نوشته شده در  شنبه 24 مهر1389ساعت 1 بعد از ظهر  توسط یدک کش هنر   | 

سحر قریشی در «ساعت شلوغی» بازی می‌کند

سحر قریشی در «ساعت شلوغی» بازی می‌کنددر فیلمی به کارگردانی آرش معیریان؛
سحر قریشی در «ساعت شلوغی» بازی می‌کند

خلاصه مطلب : سحر قریشی و افسانه پاکرو در فیلم سینمایی «ساعت شلوغی» به کارگردانی آرش معیریان بازی می‌کنند.

سحر قریشی و افسانه پاکرو در فیلم سینمایی «ساعت شلوغی» به کارگردانی آرش معیریان بازی می‌کنند.


سیدمحسن وزیری تهیه‌کننده این فیلم با بیان این مطلب گفت: سحر قریشی و افسانه پاکرو برای بازی در این پروژه انتخاب شده‌اند و به زودی با بقیه بازیگران هم قرارداد امضا می‌کنیم.

سحر قریشی با بازی در مجموعه «دلنوازان» شناخته شد و در فیلم «لج و لجبازی» مقابل دوربین رفت.

مجتبی رحیمی فیلمبردار، بابک اخوان صدابردار، مهرنوش الفتی طراح صحنه و لباس، آرش افشار گریمور و اکبر اصفهانی عکاس این پروژه هستند.

فیلمبرداری «ساعت شلوغی» اواخر پائیز و با فراغت معیریان از کارگردانی مجموعه «این‌جا تهران است» شروع می‌شود. آرش معیریان فیلمهای سینمایی «کما»، «شارلاتان»، «چپ ‌دست»، «آنکه دریا می‌رود»، «داماد اجباری» و ... را کارگردانی کرده است.


منبع: مهر

+ نوشته شده در  جمعه 23 مهر1389ساعت 3 بعد از ظهر  توسط یدک کش هنر   | 

تصوير جنگ در سينمای ايران

ژانر سينمای جنگ يا آنچه در ادبيات سينمایی رسمی و دولتی ايران به نام سينمای دفاع مقدس معرفی شده، شايد تنها ژانری است که در سينمای بعد از انقلاب ايران پديد آمده و قبل از آن سابقه ای نداشته است.

موجوديت آن مديون جنگ هشت ساله ايران و عراق است که صدها هزار کشته و زخمی و ميليون ها نفر آواره بر جای گذاشته است.

آنچه از جنگ ايران و عراق تا کنون بر روی پرده سينما به نمایش درآمده، حاصل نگاه محدود سينماگران ايرانی به اين جنگ طولانی، فرسایشی و خونبار بوده که علاوه بر فجايع انسانی و کشته ها و مجروحان بی شماری که در هر دو سو باقی گذاشت، خسارت های سنگین و جبران ناپذيری به بار آورد.

يقينا اگر کشور عراق صاحب صنعت سينما بود، امروز شاهد روايت های سينماگران عراقی نيز که با گوشت و پوست خود اين جنگ را در سوی ديگر خاکريزهای ايران لمس کردند، می بوديم. شايد آن روز دير باشد که سينمای عراق به درجه ای از رشد فنی و توليدی برسد که تجربه های سربازان عراقی از اين جنگ را نيز ثبت کند و به نمایش بگذارد.

اما سی سال پس از آغاز جنگ ايران و عراق، هنوز بسیاری از بازماندگان عمليات حصر آبادان، خيبر يا کربلای پنج و کسانی که زندگی در سنگرهای نمور يا پر گرد و غبار جبهه های ميمک، آبادان يا سومار را تجربه کرده اند و ساعت های طولانی در دل تاريکی با ترس، آمدن نيروهای عراقی را از دل شيارهای باريک پايين تپه ها انتظار کشيده اند يا جرات نداشته اند جنازه های آش و لاش سربازان «دشمن» را - که در پشت خاکريزها افتاده و در مقابل چشم آنها پوسيده و تجزيه می شدند و بوی تعفن آنها همه جا را می آکند- جمع آوری کنند، معتقدند که هيچ فيلمسازی تا کنون نتوانسته اين واقعیت ها را در سينما به درستی تصوير کند، اگرچه نمی توان سکانس‌های درخشانی از فيلم های ديده بان حاتمی کيا، پرواز درشب رسول ملاقلی پور، کيميای محمدرضا درويش و باشو غريبه کوچک بهرام بيضایی را که لحظه هایی از جنگ را به رئاليستی ترين شکل ممکن تصوير کرده‌اند، از ياد برد.

یک جنگ؛ چند نگاه

پوستر فیلم عقابها

آنچه در اين سی سال از سينمای جنگ در ايران ديده ايم، به طور کلی يا حاصل نگاه سينماگران به اصطلاح تجارتی ساز قبل از انقلاب مثل ساموئل خاچکيان، ايرج قادری، جمشيد حيدری و اکبر صادقی بوده يا آن دسته از فيلمسازان مسلمان مکتبی که خود به عنوان بسيجی در جنگ شرکت داشته و با نگاهی ايدئولوژيک، اعتقادی و حماسی به آن نگريسته اند.

برای دسته اول، جنگ ماجرایی هيجان انگيز و جذاب برای سينما بود که قابليت های زيادی برای جذب مخاطب داشت. آنها با الگوبرداری از سينمای جنگی هاليوود در حد بضاعت تکنيکی سينمای ايران سعی کردند فيلم های حادثه ای جنگی تهييج آميزی مثل عقاب ها بسازند که در واقع هيچ ربطی به واقعيت های جنگ ايران و عراق و آنچه در جبهه ها می گذشت، نداشت. در فيلم های جنگی اين دسته از سينماگران، همه چيز سياه و سفيد و خير و شر مطلق بود.

اما برای دسته دوم جنگ امری مقدس و عرصه رويارويی مومنان و کافران بود. نيروهای ايرانی، سربازان و رزمندگان اسلام بودند که تنها با انگيزه شهادت و آزادی کربلا از دست قوای کافر بعثی می جنگيدند و کشته می شدند. با اين حال تفاوت مهم آنها با فيلمسازان نسل اول، در اين بود که آنها خود به عنوان بسيجی و رزمنده در جنگ حضور داشته و آن را از نزديک تجربه کرده بودند. اما فيلم های آنها نيز از همان نگاه مطلق‌نگر و يک‌بعدی سينماگران نسل اول لطمه ديده بود که همه دنيای جنگ را سياه و سفيد مطلق ديده و آدم ها را به دو دسته خير مطلق و شر مطلق طبقه بندی کرده بودند.

رويکرد ايدئولوژيک به جنگ

ژانر سينمای جنگی که در اوايل دهه شصت با فيلم هایی چون عقاب ها، مرز و پايگاه جهنمی اعلام موجوديت کرده بود، به تدريج با ورود سينماگران جنگ‌ديده مثل ابراهيم حاتمی کيا، رسول ملاقلی پور، کمال تبريزی و عزيز الله حميد نژاد وارد مرحله تازه ای شد. تجربه های جنگی اين دسته از سينماگران، انرژی و خون تازه ای وارد فيلم های جنگی کرده و آنها را باور پذيرتر ساخت اگرچه نگاه ايدئولوژيک و ايمانی و مفاهيمی چون شهادت طلبی، ايثار، معجزه و نبرد خير وشر، نگاه غالب بر فيلم های اين دسته از فيلمسازان بود.

با پايان يافتن جنگ، به تدريج توليد فيلم های جنگی محض که روايت های «رزمندگان» جبهه های جنگ بود، کاهش يافت و ساختن ملودرام های عاشقانه با پس زمينه جنگی که با نوعی حس نوستالژيک نسبت به جنگ آميخته بود، باب شد. در همين دوره است که ملودرام های جنگی موفقی مثل از کرخه تا راين، پناهنده و متولد ماه مهر ساخته شد.

سينمای انتقادی بعد از جنگ

پايان جنگ مساوی بود با حاکم شدن روحيه ماترياليستی و فرهنگ مصرفی در جامعه و کم رنگ شدن ارزش های « دفاع مقدس» که منجر به یاس و سرخوردگی سينماگران جنگ ديده شد.

حال، سينماگران جنگ ديده همسو با گروه های شبه نظامی مثل انصار حزب الله، در سوگ ارزش هایی که برايش جنگيده بودند، نشستند و در تضاد با پراگماتيسم دولتی عصر سازندگی و رانت خواری و زراندوزی حاکمان، لب به اعتراض گشودند.

حاتمی کيا اخيرا در سالگرد جنگ، در انتقاد از مميزی سنگين موجود در پرداختن به سوژه های جنگی گفت: "آن قدر نظارت زیاد است که نمی‌توانیم بسیاری از گفتنی‌های جالب را بیان کنیم. هر بار خواسته‌ام درباره جنگ بگویم حقیر و تکه تکه شدم."

بدين گونه بود که تدريجا سينمای انتقادی بعد از جنگ با فيلم هایی مثل عروسی خوبان ساخته محسن مخملباف و آژانس شيشه ای ابراهيم حاتمی کيا، پا به عرصه وجود گذاشت.

با شکل گيری جنبش اصلاح طلبی و مطرح شدن انديشه جامعه مدنی، ابراهيم حاتمی کيا در آژانس شيشه ای، با لحنی پرمدعا و طلبکارانه، به نقد گرایش های ليبرال و تقابل جامعه مدنی با راديکاليسم اسلامی پرداخت و سهم و حق بسیجی ها و رزمندگان جبهه ها را از دولت و مردم طلب کرد.

دفتر يک آژانس هواپيمایی، تمثيلی از کل جامعه ايران با طيف ها و گرایش های موجود در آن بود که به تصرف دو بسيجی معترض به شرايط اجتماعی درمی آيد.

حاتمی کيا اخيرا در سالگرد جنگ، در انتقاد از مميزی سنگين موجود در پرداختن به سوژه های جنگی گفت: "آن قدر نظارت زیاد است که نمی‌توانیم بسیاری از گفتنی‌های جالب را بیان کنیم. هر بار خواسته‌ام درباره جنگ بگویم حقیر و تکه تکه شدم. برای همین در دیدار با رهبری گفتم به ما هم درجه بدهید تا در برابر درجه‌دارها مجبور نباشیم مثل یک سرباز صفر، گردن کج کنیم."

خسرو سینایی نيز که فيلم نوستالژيک و شاعرانه در کوچه های عشق را درباره آبادان ويران شده پس از جنگ در کارنامه خود دارد، در اين باره می گويد: "متاسفانه فیلم‌هایی که کمی از کلیشه‌های رایج در حوزه سینمای دفاع مقدس فاصله می‌گیرند یا نمایش داده نمی‌شوند یا اجازه ساخت نمی‌گیرند."

به گفته سينايی، آنچنان به کلیشه‌های دفاع مقدس عادت کردیم به محض این که شاهد این کلیشه‌ها نباشیم، احساس می‌کنیم این فیلم ضد جنگ است در حالی که تکرار کلیشه‌ها سبب از بین رفتن جذابیت خواهد شد.

رسول ملاقلی پور نيز بعد از جنگ، داستان های تازه تر با مضامين جسورانه تر را در سينمای جنگ مطرح کرد. فيلم نجات يافتگان او در واقع شکستن تصوير کليشه ای « دشمن» و سرباز «مزدور »عراقی و «کافر بعثی» بود که اين بار در قالب قربانی جنگ، تصوير می شد.

اما با اينکه «رزمندگان» فيلم های ملاقلی پور يا حاتمی کيا با کلیشه جنگجويان وارسته، شجاع و عارف مسلک فيلم های جنگی ديگر فرق داشتند، جنگ هنوز برايشان امری مقدس بود و به آنها هويت می داد.

در اين دوره برخی از فيلمسازان غيرمکتبی نيز فرصت يافتند که فيلم های انتقادی خود در جامعه بعد از جنگ ايران بسازند. آبادانی ها ساخته کيانوش عیاری و دندان مار و گروهبان ساخته مسعود کيميایی نمونه هایی از اين گونه فيلم هاست.

بازار سياه، بيکاری، قاچاق و فقر و بی پناهی مهاجران جنگ زده در تهران، درونمايه اصلی دندان مار کيميایی بود.

تابوی جنگ و سينمای کمدی جنگی

مسعود ده نمکی، کارگردان فیلم اخراجی ها در کنار کامبیز دیرباز و اکبر عبدی در پشت صحنه

سی سال بعد از آغاز جنگ ايران و عراق، هنوز جنگ در سينمای ايران تابو محسوب می شود و هر فيلمسازی اجازه نزديک شدن به آن را ندارد. سينماگر جنگ ابتدا بايد برادری و وفاداری اش را به جنگ و مقدس بودن آن ثابت کرده باشد تا مجوز فيلم ساختن در اين ژانر برایش صادر شود. اين نوع نگاه انحصاری و تنگ نظرانه به جنگ در سينمای ايران، باعث شده که تنها سينماگران به اصلاح خودی بتوانند با ژانر جنگ شوخی کرده و تا حدی تابوشکنی کنند.

فيلم کمدی جنگی لیلی با من است کمال تبريزی آغاز شوخی با جنگ و سينمای کمدی جنگی در ايران بود که با فيلم های اخراجی های 1 و 2 ساخته مسعود ده نمکی ادامه پيدا کرد.

شخصيت اصلی فيلم لیلی با من است، خبرنگاری است که از جنگ می ترسد و حضور او در جبهه، موقعيت های کمیکی ايجاد می کند. با اين حال کمال تبريزی اگرچه با جنگ شوخی می کند اما مقدس بودن آن را زير سوال نمی برد و همچنان تصويری اسطوره ای از رزمندگان مسلمان ايرانی ارائه می کند.

مسعود ده نمکی، با ساختن اخراجی ها، از قواعد متعارف ژانر جنگ فاصله گرفته و برای نخستين بار افرادی را به جبهه می فرستد که بيشتر يادآور لات ها و تيپ های لمپن فيلم فارسی قبل از انقلاب اند تا بسيجی ها و رزمندگان فيلم های جنگی سينمای ايران.

حضور اين افراد در جبهه و تقابل آنها با افراد معتقد و مکتبی که با انگيزه های ديگری در جبهه بودند، موقعيت های کميک جالبی خلق کرد و بحث های بسیاری برانگيخت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 23 مهر1389ساعت 0 قبل از ظهر  توسط یدک کش هنر   | 

محبوب‎ترین کاراکترهای سینما در دو دهه گذشته

یکی از جذاب‎ترین پارامترهای یک فیلم می‎تواند خلق یک شخصیت قوی در یک داستان باشد که تماشاگر با آن همذات‎پنداری کند. گاهی اوقات از یک فیلم تنها شخصیت آن است که به یاد می‎ماند و تماشاگران یک فیلم را به نام شخصیت آن صدا می‎کنند. شاید تعداد تماشاگرانی که دزدان دریایی کارائیب را به نام کاپیتان جک اسپارو بشناسند کم نباشد در کشور ما همین کاراکتر را ناخدا جک گنجشکه صدا می‎زنند. نگاهی به شخصیت‎های زیر با اینکه ممکن است با کاراکترهای دوست داشتنی ما تفاوت داشته باشد خالی از لطف نیست. این کاراکترها را کاربران سایت IMDB یکی از پرطرفدارترین سایت‎های هنری جهان انتخاب کردند که اغلب شخصیت‎های مرد امریکایی را انتخاب کرده‎اند. برد پیست در این نظرسنجی با ایفای نقش سه کاراکتر محبوب پیشتاز است.

 

فارست گامپ 

 

1-     فارست گامپ (تام هنکس در فارست گامپ/1994)

2-     ژوکر (هث لجر در شوالیه تاریکی/2008)

3-     تیلور داردن (برد پیت در باشگاه مشت زنی/1999)

4-     وی (وی جک وندتا در وی برای وندتا/2006)

5-     کاپیتان جک اسپارو (جانی دپ در دزدان دریایی کارائیب/2003)

6-     راجر کینت (کوین اسپیسی در مظنونین همیشگی/1995)

7-     گالوم (اندی سرکیس در ارباب حلقه‎ها/2002)

8-     کلونل هانس لانداو[شکارچی جهود] (کریستوفر والتز در حرامزاده‎های بی‎آبرو/2009)

9-     جان کافی (مایکل کلارک دانکان در مسیر سبز/1999)

10- جان مک کلین (بروس ویلیس در جان سخت/1998)

11- میکی اونیل (برد پیت در قاپ زنی/2000)

12- دنیل پلانویو (دنیل د لوئیس در خون به پا خواهد شد/2007)

13- بیل کاتینگ [قصاب] (دنیل د لوئیس در دار و دسته نیویورکی/2002)

14- بنجامین باتن (برد پیت در مأموریت عجیب بنجامین باتن/2008)

15- فریدا کالو (سلما هایک در فریدا/2002)

16- آیلین ورنوس (چارلیز ترون در هیولا/2003)

17- الن ریپلی (سیگورنی ویور در سری بیگانه)

18- تامی دِ ویتو (جو پشی در رفقای خوب/1990)

19- آجنت اسمیت (هوگو ویوینگ در ماتریکس/1999)

20- بئاتریکس کیدو (اُما تورمن در بیل را بکش/2003)

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 22 مهر1389ساعت 6 بعد از ظهر  توسط یدک کش هنر   | 

بازیگران جدیدترین قسمت «گرگ و میش» معرفی شدند !

بازیگران جدیدترین قسمت «گرگ و میش» معرفی شدندپس از موفقیت قسمت های قبلی؛
بازیگران جدیدترین قسمت «گرگ و میش» معرفی شدند
خلاصه مطلب : خون آشامان با فیلم «گرگ و میش: شکستن سپیده دم» کاملا جهانی می شوند. «سرگرمی های سامیت» اسامی این خون آشامان جهانی را در دو قسمت آخر این فیلم اعلام کرد.

به گزارش هیچ، به نقل از هالیوود ریپورتر، خون آشامان با فیلم «گرگ و میش: شکستن سپیده دم» کاملا جهانی می شوند. «سرگرمی های سامیت» اسامی این خون آشامان جهانی را در دو قسمت آخر این فیلم اعلام کرد.


اسامی این خون آشامان از بازیگران بین المللی سرچشمه می گیرد، لیستی که شامل بازیگران آمازونی، یونانی، ایرلندی و گروهی از رومانیایی ها و همچنین گروه های خانه بدوش اروپایی و امریکایی می باشد.

به عنوان معرفی امریکای جنوبی: گروه آمازونی شامل "بریسی هوکینز" در نقش سینا و "جودی شیکونی" در نقش زافرینا. گروه ایرلندی این فیلم شامل "مارلن بارنیس" در نقش مگی، "لیسا هاوارد" در نقش سیوبان و "پاتریک برینان" در نقش لیام می باشد. گروه رومانی را بازیگرانی مثل "نوئل فیشر" در نقش ولادمیر و " گوری وینبرگ" در نقش استفان برعهده دارند. خانه بدوشهای آمریکایی این فیلم را بازیگرانی چون"لی پیس" در نقش گاریت، "تونی براکس" در نقش مری، " بیل تانگرادی" در نقش راندل، "اریک ادوم" در نقش پیتر و " والوری کورری" در نقش شارلوت ایفا خواهند کرد. آخرین این گروهها، گروه آواره های اروپایی است که نقش آلیستیر را "جو اندرسون" بازی می کند.

این بازیگران بازیهای متفاوتی را در هر دو فیلم اجرا خواهند کرد که کارگردانی قسمت اول این سری برعهده ی بیل کوندون می باشد. قسمت اول این سری در هجدهم نوامبر 2011 اکران می شود و سری دوم آن در شانزدهم نوامبر سال 2012 به سینماها خواهد آمد.

در آغاز ماه اکتبر، نویسنده ی این کتاب ها "استفانی میر" از بازی دختر 9 ساله  به نام "مکنزی فوی" در نقش دختر بلا (کریستن استوارت) و ادوارد (رابرت پتینسون) خبر داد.

درماه سپتامبر نیز کمپانی سامیت بازیگرانی چون: "دینالی کلان"، "می آن بورینگ"، "میا ماسترو"، "مگی گرایس" و " کیسی لابوو" را به عنوان اعضاء مونث خانواده ی خون آشامان معرفی کرده بود که "کریستین کامارگو" در نقش رئیس این قبیله بازی خواهد کرد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 22 مهر1389ساعت 3 بعد از ظهر  توسط یدک کش هنر   | 

احتمال حضور آنیل کاپور در «ماموریت غیر ممکن 4»

فهرست بازیگران قسمت جدید در حال تکمیل شدن است
احتمال حضور آنیل کاپور در «ماموریت غیر ممکن 4»

خلاصه مطلب : آنیل کاپور بازیگر هندی تبار که در سری فیلم «24» و فیلم اسکار گرفته ی «میلیونر زاغه نشین» به ایفای نقش پرداخته از احتمال حظورش در قسمت چهارم «ماموریت غیر ممکن» خبر داد.

به گزارش هیچ به نقل از هالیوود ریپورتر، آنیل کاپور بازیگر هندی تبار که در سری فیلم «24» و فیلم اسکار گرفته ی «میلیونر زاغه نشین» به ایفای نقش پرداخته از احتمال حظورش در قسمت چهارم «ماموریت غیر ممکن» خبر داد.


وی در این باره می گوید: "من جزء یکی از خریدهای پروژه بودم و جواب مثبت دادم". اما وی اطلاعاتی را درباره ی نقش اش توضیح نداد. این بازیگر 50 ساله در حال مذاکرات نهایی برای حظورش در این فیلم در کنار تام کروز می باشد.

آخرین بازی وی مربوط به آخرین فصل از سری فیلمهای «24» می باشد که نقش "عمر حسن ریس جمهور یکی از سران کشورهای خاورمیانه" را ایفا کرده است. او که یکی از مشهورترین بازیگران هند در دو دهه اخیرمی باشد، به تازگی فیلم «مشکلی نیست» را در بالیوود آماده ی نمایش دارد.

«ماموریت غیر ممکن4» توسط براد برد کارگردانی می شود و به تازگی جاش هالووی بازیگر سریال "گمشده" به بازیگران این فیلم پیوسته است. این فیلم توسط تام کروز و پائولا واگنر به همراهی جی جی آبرامز تهیه می شود و در ماه دسامبر سال 2011 اکران خواهد شد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 22 مهر1389ساعت 12 بعد از ظهر  توسط یدک کش هنر   | 

ارزيابی كارنامه سينمایی كارگردانان نامزد اسكار ‌٢٠١١

ارزيابي كارنامه سينمايي كارگردانان نامزد اسكار ‌٢٠١١«آلخاندرو گونزالز ایناریتو» مكزيكي، پرافتخارترين و موفق‌ترين است
ارزيابي كارنامه سينمایی كارگردانان نامزد اسكار ‌٢٠١١
خلاصه مطلب : «آلخاندرو گونزالز ایناریتو»، كارگردان سرشناس مكزيكي پرافتخارترين و موفق‌ترين كارنامه سينمايي را در ميان كارگرداناني دارد كه به بهترين فيلم غيرانگليسي اسكار 2011 چشم دوخته‌اند.

«آلخاندرو گونزالز ایناریتو»، كارگردان سرشناس مكزيكي پرافتخارترين و موفق‌ترين كارنامه سينمايي را در ميان كارگرداناني دارد كه به بهترين فيلم غيرانگليسي اسكار 2011 چشم دوخته‌اند.

بخش بهترين فيلم غيرانگليسي هشتادوسومين دوره جوايز اسكار امسال درحالي پذيراي 62 فيلم از پنج قاره جهان است كه نگاهي به كارگردانان آثار منتخب نشان مي‌دهد «آلخاندرو گونزالز ایناریتو» درخشان‌ترين كارنامه سينمايي را دارد.

اين كارگردان 47 ساله با فيلم «زيبا» كه در بخش رقابتي جشنواره كن اكران جهاني شد، نامزد جايزه اسكار 2011 شده است. وي در سال 2000 با اولين فيلم بلندش با نام «عشق سگي» نامزد جايزه‌ اسكار بهترين فيلم غيرانگليسي بود كه جايزه‌ بافتا بهترين فيلم خارجي را كسب كرد.

«ايناريتو» اگرچه فقط چهار فيلم بلند ساخته است، اما همين چهار فيلم به‌قدري تاثير‌گذار و فوق‌العاده بوده‌اند كه او را به شهرت و اعتبار جهاني رساندند.

جايزه‌ بزرگ هفته منتقدين جشنواره كن، دو جايزه بهترين كارگرداني و جايزه‌ گرند پريكس جشنواره توكيو و جايزه‌ كارگردان جوان جشنواره ادينبورگ از جمله افتخارات سينمايي وي هستند.

كارگرداني و جايزه فيپرشي جشنواره‌ كن و بهترين فيلم جوايز گلدن گلوب با «بابل» به‌همراه نامزدي در دو بخش بهترين كارگرداني و بهترين فيلم جوايز اسكار و كسب جايزه بهترين فيلم خارجي از جوايز «دوناتلو» ايتاليا را تجربه كرده است.

«آپيچاتپونگ ويراستاكول»‌ كارگردان سرشناس تايواني است كه در مقايسه با ديگر كارگردانان نامزد بهترين فيلم غيرانگليسي اسكار يك سر و گردن بالاتر است. وي امسال با فيلم «عمو بونمي كه مي‌تونه زندگي گذشته‌اش را به‌ياد بياره» كه نخل طلاي جشنواره كن را يدك مي‌كشد چشم به اسكار 2011 دوخته است.

«ويراستاكول» در سال 2002 جايزه‌ بهترين فيلم بخش نوعي نگاه كن را گرفت و در سال 2004 جايزه‌ هيات داوران را دريافت كرد. وي در سال 2002 جايزه اسكندر طلايي جشنواره‌ تسالونيكي و در سال 2004 جايزه‌ منتخب منتقدين را از جشنواره‌ سائوپائولو گرفته است.

از فيلم‌هاي سرشناس‌ حاضر در جوايز سال 2011 آكادمي اسكار مي‌توان به «عسل» از تركيه ساخته‌ «سميح كاپلان اوغلو» برنده خرس طلاي شصتمين جشنواره‌ فيلم برلين و فيلم «از خدايان و انسان‌ها» از فرانسه ساخته‌ «خاوير بيوو»، برنده جايزه‌ هيات داوران جشنواره كن اشاره كرد.

هشتادوسومين مراسم اعطاي جوايز اسكار درحالي روز 27 فوريه 2011 (هشتم اسفند) در لس‌آنجلس برگزار خواهد شد كه نامزدهاي نهايي بهترين فيلم غيرانگليسي به‌همراه كانديداهاي ديگر بخش‌هاي جوايز اسكار روز 25 ژانويه معرفي خواهند شد.

زماني‌كه اولين مراسم اعطاي جوايز اسكار در 16 مي 1929 براي تقدير از بهترين فيلم‌هاي سال 1927 برگزار شد، بخش جداگانه‌اي براي فيلم‌هاي غيرانگليسي تعريف نشده بود. اگرچه آكادمي اسكار بين سال‌هاي 1947 تا 1955 جوائز افتخاري به بهترين فيلم‌هاي غيرانگليسي ساخته‌شده در خارج از آمريكا اعطا مي‌كرد،‌ اما اين جوايز مبناي قابل قبولي نداشتند.

در سال‌هاي برگزاري اين جايزه، فيلم‌هاي محصول كشورهاي اروپايي يكه‌تاز بي‌رقيب اين عرصه بوده‌اند؛ به طوري‌كه از 62 جايزه بهترين فيلم غيرانگليسي اسكار تا به امروز، 51 جايزه نصيب فيلم‌هاي اروپايي شده است و سهم كشورهاي آسيايي تنها پنج جايزه، كشورهاي آفريقايي3 جايزه و كشورهاي قاره آمريكا نيز 3 جايزه اسكار بوده است.

در اين ميان فيلم‌هاي ايتاليايي بيشترين جايزه را نصيب خود كرده‌اند. ايتاليا مجموعا 13بار موفق به كسب جايزه اسكار بهترين فيلم غيرانگليسي شده و در مجموع 27 بار نامزد اين جايزه بوده است. فرانسه با 12بار كسب اين جايزه در مكان دوم قرار دارد. اين در حاليست كه فيلم‌هاي توليد اسپانيا با اختلافي چشم‌گير يعني 4 جايزه اسكار در رتبه سوم مشتركا با ژاپن قرار گرفته است.

از ميان تمامي كارگرداناني كه كسب جايزه اسكار بهترين فيلم غيرانگليسي را تجربه كرده‌اند، «فدريكو فليني»، كارگردان بلندآوازه سينماي ايتاليا متمايزتر است. وي در مقام كارگردان توانست چهاربار اين جايزه معتبر را كسب كند و از اين حيث همچنان ركورددار است. «فليني» در سال‌هاي 1956 براي «جاده»، 1957 براي «شب‌هاي كابيريا»، 1963 براي «هشت‌ونيم» و در سال 1974 براي «آماركورد» چهار اسكار بهترين فيلم غيرانگليسي را براي سينماي ايتاليا به‌همراه آورد.

فهرست كامل فيلم‌هاي معرفي‌شده به آكادمي اسكار براي حضور در بخش بهترين فيلم غيرانگليسي به شرح ذيل است:

افغانستان (لاله سياه)؛ آلباني (شرق،غرب،شرق)؛ الجزاير (خارج از محدوده قانون)؛ آرژانتين (كارانچو)؛ اتريش (مرد كوچك)؛ آذربايجان (Precinct) ؛ بنگلادش (سوم شخص مفرد)؛ بلژيك (غيرقانوني) ؛ بوسني‌وهرزگوين (سيرك كلمبيا)؛ برزيل (لولا، پسر برزيل)؛ بلغارستان (بازي‌هاي شرقي)؛ كانادا (آتش‌افروزي) ؛ شيلي (زندگي ماهي)؛‌ چين (پس لرزه)؛ كلمبيا (دامي براي خرچنگ)؛ كاستاريكا (از عشق و ديگر شياطين)؛ كرواسي (سياه‌ها)؛ جمهوري چك (رز كاوازاكي)؛ دانمارك (در دنيايي بهتر)؛ مصر (پيام‌هايي از دريا)؛ استوني (وسوسه سنت آنتوني)؛ فنلاند (بخار زندگي)؛ فرانسه (از خدايان و انسان‌ها)؛ آلمان (وقتي ما برويم)؛ يونان (دندان سگ)؛ مجارستان (پاسكال بيبليوتك)؛ هنگ‌كنگ (پژواك‌هاي رنگين‌كمان )؛ ايسلند (ماما گوگو)؛ هند (پيپلي زنده)؛‌ اندونزي (چه كشور جالبي)؛ ايران (بدرود بغداد)؛ عراق (پسر بابل)؛ سرزمين‌هاي اشغالي (مدير منابع انساني)؛ ايتاليا (اولين چيز زيبا)؛ ژاپن (اعترافات)؛ ليتواني (هنگ كنگ سري)؛ مقدونيه (مادرها)؛ مكزيك (زيبا)؛ هلند (ترزا)؛ نيكاراگوئه (يوما)؛ نروژ (فرشته)؛ پرو (زير شصت)؛ فيليپين (نوي)؛ لهستان (همه آن‌هايي كه دوست دارم)؛ پرتغال (مثل يك مرد بمير)؛ پورتوريكو (دروغ مي‌گويد)؛‌ روماني (اگر بخواهم سوت بزنم، مي‌زنم)؛‌ روسيه (لبه)؛‌ صربستان (وعده جدي)؛ اسلواكي (مرز)؛ اسلووني (9:06) ؛آفريقاي جنوبي (زندگي، بالاتر از هرچيز)؛ كره ‌جنوبي (روياي پابرهنه)؛ اسپانيا (حتي باران)؛ سوئد (سيمون ساده‌لوح) ؛ سوئيس (اتاق كوچك)؛ تايوان (مونگا)؛ تايلند (عمو بونمي كه مي‌تونه زندگي گذشته‌اش رو به‌ياد بياره)؛ تركيه (عسل)؛ اروگوئه (يك زندگي مفيد؛ ونزوئلا (هرمانو).

سال گذشته فيلم «راز چشم‌هايش» از آرژانتين ساخته «خوان خوزه كامپانلا» توانست با كنارزدن‌ رقباي‌ سرشناسي چون «ربان سفيد» -برنده‌ نخل طلاي كن- جايزه‌ اسكار را كسب كند.


منبع: ایسنا

+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 مهر1389ساعت 8 بعد از ظهر  توسط یدک کش هنر   | 

لئوناردو دی کاپریو در نقش جی.ادگار هوور

لئوناردو دی کاپریو در نقش جی.ادگار هوورکلینت ایستوود از جدیدترین فیلمش میگوید:
لئوناردو دی کاپریو در نقش جی.ادگار هوور

شنبه به تمام شایعات در مورد احتمال بازگشت يواكين فونيكس برای به تصویر کشیدن فیلمی بر اساس زندگی جی.ادگار هوور(اولین رئیس اداره پلیس فدرال آمریکا FBI) پایان داد.

به گزارش سینمانگار، کلینت ایستوود روز دوشنبه به تمام شایعات در مورد احتمال بازگشت يواكين فونيكس برای به تصویر کشیدن فیلمی بر اساس زندگی جی.ادگار هوور(اولین رئیس اداره پلیس فدرال آمریکا FBI) پایان داد.

ایستوود به خبرگزاری رویترز گفت که لئوناردو دی کاپریو قطعا برای نقش هوور درنظر گرفته شده، اما در مورد فونیکس (که به تازگی از بازیگری کناره گیری کرده و به خوانندگی روی آورده) او هرگز برای بازی در نقش "کلید تولسون" انتخاب نشده بود. ایستوود در مورد این شایعات گفت: "من اصلا نمی دانم این شایعات از کجا آمده است ... آیا او یک خواننده ی رپ نشده؟"

کلینت ایستوود کارگردان برنده ی اسکار، از قطعی بودن بازی دی کاپریو برای نقش هوور خبر داد و گفت: "این یک نقش عالی برای وی می باشد و اضافه کرد که در حاله مذاکره و امضاء قرارداد وی برای این فیلم هستند".

این افسانه ی هالیوودی که امسال 80 ساله می شود و در حال حاضر فیلم  "پس از مرگ" را آماده نمایش دارد گفت که پروژه ی جدیدش درمورد هوور، برروی جنبه های گوناگون زندگی پیچیده ی انسان تمرکز دارد. او درمورد هوور می گوید: "او یک انسان خیلی پیچیده ایی بود. همجنس گرایی وی یکی از آن جنبه هایش بود. باید بگویم که این مورد کوچکترین مشکل وی بوده، اما او بسیار باهوش بود، چه از لحاظ درست اش یا غلطش اش. او خیلی باهوش بود که خودش را در یک موقعیت معین در زندگیش نگه داشت و این قضیه بسیار برای مطالعه جالب می باشد."

هوور که در سال 1972 درگذشت، اولین رئیس اداره پلیس فدرال آمریکا (FBI) بود و در حدود چهار دهه زمام امور آژانس اجرای قانون آمریکا را برعهده داشت. به دنبال مرگ وی، هوور زیر بسیاری از انتقادها برای نگه داشتن فایلهای مخفی برای شهروندان دائمی، سیاستمداران و افراد مشهور از جمله مارتین لوتر کینگ قرار گرفت. همچنین موضوع همجنس گرایی وی و رابطه اش با یکی دیگر از مدیران اف بی آی به نام "تولسون" بسیار بحث برانگیز شد.

ایستوود برای به تصویر کشیدن زندگی هوور می گوید: "او کاراکتر بسیار جالبی است و من به خودم این حق را می دهم که بخواهم از زندگی اش فیلم بسازم. نه بخاطر اینکه او را می شناختم یا چیز دیگری، بلکه چون با وی بزرگ شدم".




+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 مهر1389ساعت 8 بعد از ظهر  توسط یدک کش هنر   | 

منتظر مرد عنکبوتی 4 باشید !

ريز ايفانز نقش منفی فیلم «مرد عنکبوتی4»

فهرست بازیگران تکمیل شد
ريز ايفانز نقش منفی فیلم «مرد عنکبوتی4»




به گزارش سینمانگار، به نقل از ورایتی، کمپانی سونی در حال کامل کردن لیست بازیگران فیلم «مرد عنکبوتی4» می باشد که به تازگی نقش منفی مقابل مرد عنکبوتی با بازی اندرو گارفیلد را به ريز ايفانز سپرده است.

ايفانز در این فیلم در مقابل گارفیلد و اما استون قرار می گیرد، اما شرکت سونی در مورد نقش ایفنز به عنوان کاراکتر منفی این فیلم حرفی به میان نیاورد. "مت تولماچ" رئیس شرکت کلمبیا پیکچر در توضیحی گفت: "ما تا اینجا خیلی خوش شانس بودیم که توانستیم از بهترین بازیگران برای این فیلم دعوت کنیم و بسیار خوشحالیم که بهترین بازیگران را برای نقش های منفی این فیلم از جمله ريز ايفانز داریم."

ريز ايفانز  به دیگر بازیگران نقش منفی این فیلم از جمله "آلفرد مولینا"، "ویلیام دافوو"، "تامس هیدن چرچ" و "تافر گریس" پیوسته است. مارک وب که کارگردانی قسمت چهارم این فیلم را برعهده دارد، توانست جای سام ریمی که قسمت های قبلی این فیلم را کارگردانی کرده بود بگیرد و نوشتن فیلمنامه نیز با همکاری وی با جیمز واندربیلت به پایان رسیده است.

تهیه کنندگی این فیلم که در ماه دسامبر آغاز می شود بر عهده ی "آوی آراد" و "لورا زیسکین" می باشد. این فیلم در سوم جولای سال 2012 بصورت سه بعدی اکران خواهد شد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 مهر1389ساعت 1 قبل از ظهر  توسط یدک کش هنر   | 

واکنش منفی منتقدان به ملک سلیمان

واکنش شدید فراستی (منتقد سینما ) به دلیل خرج زیاد برای فیلم ملک سلیمان

فراستي: بيخود كرده اند شش ميليارد خرج «ملک سلیمان» كرده اند

فیلم سینمایی «ملک سلیمان» به کارگردانی شهریار بحرانی در سه روز نخست نمایش عمومی 19 میلیون تومان فروش کرد. فیلمی که رقم بالای ساخت آن و نتیجه اش، واکنش منفی تعدادی از منتقدان را برانگیخته است.

امین زندگانی، مهدی فقیه، محمود پاک‌نیت، حسین محجوب، ارژنگ امیرفضلی، الهام حمیدی و ... بازیگران این فیلم سینمایی هستند. شهریار بحرانی فیلم‌های سینمایی «دنیای وارونه»، «مریم مقدس»، «هراس»، «حمله به اچ 3» و... را کارگردانی کرده است.

مجتبی فرآورده، تهیه​کننده فیلم سینمایی «ملک سلیمان» سال گذشته و در نشست مطبوعاتي اين فيلم درجشنواره فجر با اشاره به غیرواقعی بودن آمار ذکر شده، تمامی هزینه صرف شده برای این فیلم را پنج میلیارد تومان اعلام کرد.

فرآورده درباره جریان تولید این فیلم سینمایی، گفته بود: «در مورد هزینه صرف شده برای این فیلم تفاوتی نمی​کند که ما چه رقمی را اعلام کنیم در هر صورت دوستان می​خواهند آمار و ارقام خود را بنویسند اما واقعیت این است که 5 میلیارد تومان برای ساخت این فیلم صرف شده است. برخی با هدف کسب بودجه بیشتر از دولت برای سینما می​خواهند آمار را به گونه​ای نشان دهند که هزینه تولید این فیلم بیشتر بوده است.»

اما در این میان منتقدان نظرات متفاوتی دارند:

/فراستي: ملك سليمان مسخره بازي است/

مسعود فراستي نيز از منتقدان اصلي فيلم ملك سليمان بوده است. براساس گزارش برنا، او سال گذشته در نشستي در دانشكده اقتصاد دانشگاه علامه گفته بود: شخصیت اصلی این فیلم که باید پیامبر خدا و فردی فعال باشد به شدت شخصیتی منفعل دارد و فقط ژست های مختلف را از خود نشان می دهد. ملک سلیمان فیلمی است که قصه ندارد و وقتی ما قصه نداشته باشیم متعاقبا آدم هم برای اجرای این قصه نخواهیم داشت. سلیمانی که آمده و ما می پذیریم این پیغمبر خداست، در کجای فیلم توانسته یک قصه کوتاه را بیان کند؟ این فیلم در کل یک مسخره بازی است که شخصیت اصلی آن هیچ جای فیلم معلوم نیست.

وی ادامه داده بود: دوستان شش میلیارد خرج کرده اند، که بسیار بیخود هم کرده اند که حاصل آن فیلمی باشد که نه قصه ملی دارد، و نه شخصیت ملی و کار فنی آن هم فرنگی است. و فقط پول آن ملی است که با پول مردم ساخته شده و در نهایت هم جایزه ملی می گیرد و حاصل آن هم خندیدن بچه هشت ساله من است که به تماشای این فیلم نشسته است.


 /چرا ميليارد ها تومان خرج مي كنيم/

 منوچهر اكبر لو نيز دريادداشتي در سايت سوره سينما نوشته : اگر نام سليمان را از او برداريم و فيلم را يك فيلم سرگرم كننده تخيلي افسانه اي در نظر آوريم چه اتفاقي مي افتد؟ هيچ! چرا كه فيلمنامه نويس شيفته بودجه كلاني است كه به او اجازه مي دهد بهترين جلوه هاي ويژه روز جهان را به كار ببندد. سينماي ما نيازمند فيلم هاي عظيم و جلوه هاي ويژه صوتي و تصويري است. اما فيلمنامه هم مي خواهد!

و سخن آخر يك پرسش است: چرا ميلياردها تومان صرف ساخت فيلم و سريال براي نمايش تاريخ قوم بني اسرائيل مي كنيم، اما يك حماسه ملي نمي سازيم؟ مرور كنيد: سليمان نبي، يوزارسيف، حضرت مريم و... چند نفر ديگر هم در راهند. اما خبري از آرش و كاوه و باقرخان و چمران و همت نيست. واقعاً چرا؟

 /فراتر از حد انتظار/

 شاهين شجري كهن درروزنامه جام جم درباره ملك سليمان نوشته: پرهزينه‌ترين فيلم تاريخ سينماي ايران از لحاظ تكنيكي و مولفه‌هاي ساختاري در سطحي فراتر از حد انتظار قرار دارد ولي همچنان بايد گفت فيلم خوبي نيست. همه اجزاي ملك سليمان جز داستان و شيوه روايت اندازه‌هايي بالاتر از استانداردهاي معمول سينماي ايران دارند، اما عجيب است كه مجموعه اين برتري‌هاي فني، نمي‌تواند فيلم را نجات دهد، چون سينما بيش از هر چيز به قصه متكي است و ملك سليمان در زمينه قصه و روايت نقص‌هاي جدي دارد.

برخي سكانس‌هاي فيلم مانند سكانس شيوع جن‌زدگي و اتفاقات ماليخوليا واري كه براي اهالي شهر مي‌افتد واقعاً نفسگير طراحي شده‌اند و از نظر اجراي جلوه‌هاي ويژه رايانه‌اي بي‌نقص و حرفه‌اي هستند.

 /اين بود ارباب حلقه هاي ايران ؟/

محسن آزرم از منتقدان سينما نيز درباره اين ساخته بحراني نوشته: این بود «اربابِ حلقه‌ها»ی ایران؟ آدم وقتی «مُلکِ سلیمان» را می‌بیند، مطمئن می‌شود که فیلم‌های عظیم فقط به ‌مددِ بودجه‌ی کلان و جلوه‌های ویژه فیلم‌های خوبی از آب درنمی‌آیند. اوّل از همه باید فیلم‌نامه‌ی خوب و درست و منسجمی داشت، بعد باید این فیلم‌نامه را سپرد به کسی که کارگردانی را بلد باشد، بعد باید بازیگرانی را انتخاب کرد که واقعاً به درد آن نقش‌ها بخورند و... امّا «مُلکِ سلیمان» که بودجه‌ی کلانی داشته (به‌هرحال می‌گویند «فخرِ سینمای ایران» است) و جلوه‌های ویژه‌اش هم حسابی وقت بُرده، کُپیِ دست ‌چندمی‌ست از «اربابِ حلقه‌ها» و فیلم‌های حماسی/ تاریخیِ «ریدلی اسکات» (بخصوص ملکوتِ آسمان‌هایش) که از هر فیلم و سریالی چیزی را برداشته و کنار هم نشانده. این‌ جوری‌ست که آن دودِ سیاهِ مرموز سریالِ «لاست» را می‌بینیم که قرار است نشانه‌ی جن‌های بداندیش و خدانشناس باشد و همچه که به آدمی حمله می‌کنند و در عمق وجودش لانه می‌کنند، آدم بخت‌برگشته می‌شود یک «زامبیِ» کامل و یک صداهایی از خودش درمی‌آورد که دلِ تماشاگر ریش می‌شود. و یک کشتیِ پرنده هم هست که شباهتِ غریبی دارد به کشتی پرنده‌ی آن موجوداتِ کارتونیِ سال‌های کودکی ما...

/آن فيلم دهه شصتي را ترجيح مي دهم /

یزدان سلحشور از نويسندگان سينمايي درباره ملک سلیمان درماهنامه فیلم نگار می نویسد: این فیلم فیلمنامه ندارد. چند خطی شرح صحنه دارد وانبوهی هم تک گویی که ممکن است بداهه باشد !

متن فیلمنامه یاد آور سلیمان (ع)مورد نظر قرآن کریم نیست و بیشتر یاد آور اسراییلیاتی است که در تفسیر طبری به شکل انبوه وارد فرهنگ اسلامی شده .در یک کلام من فیلمنامه آن فیلم عروسکی اوائل دهه ۶۰را که سر آغاز چنین آثاری بود بر متنی که منجر به چنین فیلمی شده ترجیح می دهم منظور ابراهیم در گلستان است.

منبع: پارس توریسم

+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 مهر1389ساعت 1 قبل از ظهر  توسط یدک کش هنر   | 

نگاهی به سریال Lost: برزخی که آرزویش را داریم!

سریال گمگشته Lost  بهانه‌ای به دستم داد تا در مورد سوالی که قرن‌هاست(شاید از از آغاز تمدن بشریت تا به امروز) ذهن انسان را مشغول کرده است، مطلبی بنویسم، هزاران فیلسوف و میلیون‌ها آدم معمولی در طول زندگی خویش در مورد آن اندیشیده‌اند ولی هنوز پاسخی قطعی به این پرسش نداده‎اند.

 

سریال لاست 

 

در این نوشته نمی‌خواهم سریال لاست را به نقد بکشم و آن را از لحاظ فیلمسازی و یا مقوله سریال سازی بررسی کنم، بلکه صرفا می‎خواهم نکاتی از فیلم را برشمارم تا مرا رهنمون سازد به تفکر سازندگان این اثر و اینکه آ‌نها پاسخی به این پرسش داده‎اند یا صرفا این سوال را به شکلی دیگر مطرح کرده‎اند. و اما سوالی که بایستی بررسی کرد...

 

در ابتدا در مورد برخی نکات اساسی  در مورد این سریال صحبت و در نهایت تلاش خواهیم کرد طرح سوال مورد نظر را در این سریال بررسی کنیم.

اولین نکته‎ای که در مورد لاست می‌توان گفت قدرت جادوی آن است. این سریال از این توان برخوردار است که در عین حال که در ژانر تخیلی (هرچند که بیشترین وجه سینما تخیل است) و نیز ژانر وحشت قرار می‌گیرد و داستانی را برای مخاطب تعریف می‌کند که از لحاظ علمی در دنیای مادی هرگز رخ نمی‌دهد ولی با این حال مخاطبش را جادو می‎کند و او را به چنان باوری می‌رساند که این استرس را در او به وجود می‌آورد که چنین جزیره‌ای شاید وجود داشته باشد. یکی از دلایلی که باورپذیری داستان تا این حد از قدرت بالایی برخوردار است این است داستان خلق شده‎ای می‎باشد که دارای شخصیت‌های مختلفی است و همه‌ی این شخصیت‌ها به درستی پرداخت شده‌اند و نقطه‎ی مبهمی در مورد آن‌ها وجود ندارد مگر نکته‎ای که سازندگان اثر آگاهانه از مخاطب مخفی کرده باشند. یکی از تکنیک‌هایی که فیلمنامه‌نویس بتواند شخصیت‌های باورپذیر و ماندگاری خلق کند این است که بهتر و بیشتر از هر کسی شخصیت‌هایش را بشناسد. فیلمانه‌نویس بایستی در مورد هر یک از شخصیت‌ها زندگی نامه‎ای نوشته باشد و فیلمنامه‌نویسان لاست این کار را به درستی انجام داده‎اند. در فصل‌های ابتدایی در هر قسمت گذشته‌ی یکی از شخصیت‌ها را برای مخاطب نشان داده می‌شد (فلاش بک) و درفصل‌های انتهایی، آینده‌ی شخصیت‌ها نشان داده می‌شود(فلاش فوروارد).

در چنین فیلمنامه‌ای که شخصیت‌های متفاوت و بسیاری دارد باعث می‌شود که قشرهای مختلفی با آن همذات پنداری کنند و داستان را با زاویه دیدهای مختلفی بررسی کنند یکی از نگاه‎های دیگری که باعث باورپذیری این سریال می‎شود این است که می‎توان این سریال را بر اساس نام شخصیت‎ها و نوع دیدگاه و تفکر آن‌ها، از دید مذهبی بررسی کرد که در اینجا نیازی نمی‎بینم بحث را به این مسیر بکشانم. برای مثال شخصیت «سعید» که یک عراقی در نقش یک شکنجه‎گر است و اینکه رابطه او با دیگر شخصیت‌ها چگونه می‎باشد و یا نظریات و طرز تفکر جان لاک و یا اسم جیکوب، اسم آرون پسر کلیر و ...

نکته دیگری که در فیلمنامه لاست به چشم می‌خورد، یکی از آرزوهای دیرینه انسان است. آرزوی خالق بودن و برتری داشتن... آرزوی نامیرا بودن و این یکی دیگر از نقاط بسیار ماندگار و قدرتمند این سریال است هر چند که بسیاری از فیلم‌های ژانر یا زیر ژانر علمی- تخیلی برای برآورده شدن این آرزو ساخته می‎شوند . جیکوب نمونه‎ای است از خدایانی که در اساطیر به دست انسان ساخته شده‌اند خدایانی که از همه چیز خبر دارند و علت همه چیز در دستان آن‌ها‌ست و در تمدن‌های بعدی این خدایان به یک خدا بدل می‌شوند همین است که «ویدمور» از جزیره اخراج می‎شود و «بن» و «ریچارد» در عین حال که با «جیکوب» در ارتباط بوده‎اند ولی به چیزی دسترسی ندارند و حتی «بن» او را اصلا ندیده است.

 

 

«جیکوب» به دنبال کاندید دیگری است تا از جزیره حفاظت کند زیرا برای او جزیره همیشه از همه کسی مهمتر بوده است. لاک همیشه به وجود علتی مهم ایمان داشته است علتی که او را به اینجا کشانده است ولی جک مخاف این قضیه است و نگاهی کاملا مادی دارد. «جان لاک» می‌میرد ولی شخصیتی به وجود می‌آید که فقط در ظاهر شبیه لاک است، این شخص همه چیز را بیهوده و پوچ می‌داند از همین رو در قسمت‌های پایانی سریال «جیمز فورد» را با خود به غاری می‌برد و همه این اتفاقات داخل جزیره را یک بازی می نامد، از همین روست که به وسیله بن جیکوب را می‎کشد، خدایی را که خودمان خلق کرده‎ایم به دست خود نابود می کنیم.

 

جزیره به واسطه تصادف کشتی به نام بلک راک (حاوی فلزاتی حساس به جریانهای مغناطیسی) کشف  می‎شود. «بن» و «ریچارد» زمان را در سال 1996 ثابت نگه می‎دارند و از همین روست که زنان حامله می‎میرند و یا «بن» از مردن نمی‎ترسد زیرا می‎داند تا 2007 زنده است از همین روست زمان سقوط همواپیما «جان لاک» فلج نیست یا رز سرطان ندارد.

 

 سریال Lost

مبحث زمان جواب اکثر سوال‌ها را می‎دهد و می‌بینیم که با دریافتن مقوله زمان، فهم لاست بسیار هم سخت نیست. این فیلم می‎خواهد انسان را در برابر نیرویی برتر از خود انسان قرار دهد، انسان‌هایی که هر کدام گذشته ای داشته‎اند و آینده‌ای خواهند داشت. سوال اساسی این است که چرا اساسا بایستی همچین جزیره‎ای وجود داشته باشد؟ و چرا باید انتخابی وجود داشته باشد اگر که در نهایت جبری وجود دارد؟ آیا سرنوشت پر زورتراست؟ آدم‎هایی که در جزیره با هم هستند در گذشته برای یک بار هم که شده همدیگر را دیده‌اند و شاید با همدیگر صحبتی هم داشته‌اند ولی اکنون از یاد برده‎اند. همه به شکلی درگیر گذشته‌ای هستند که از آن راضی نیستند و همه به گونه‌ای فراری هستند و جالب این است که مدام می‎گویند؛ از جزیره برویم و وقتی از جزیره فرار کردند دوباره باز می‎گردند. به یاد سکانس پایانی فیلم کشتی گیر The Wrestler اثر دارن آرنوفسکی می‎افتم که میکی رورک به رینگ باز می‎گردد ... تمام دنیای او همین جاست، جز این دنیا، جایی ندارد.

 

لاست مدام بر این مقوله پافشاری می‎کند که بخش‎هایی از زندگی بشری به وسیله نیروی برتری نوشته شده است. نیرویی که همیشه ما را تحت نظر داشته است. زمانی که جک در فانوس دریایی آینه‎ها را می‎شکند می‎گوید: که او همیشه مرا در نظر داشته است و همیشه مراقبم بوده است. جک متوجه می شود که انتخاب شده است.  ناخودآگاه یاد جمله‎ای می افتم که خداوند به حضرت موسی(ع) می‎فرماید: "ما تو را برای خود ساخته ایم".

 

«جک» باور پیدا می‎کند و حتی «ریچارد» را از مرگ نجات می‎دهد و کاری می‎کند که ریچارد هم «جیکوب» را باور کند. «جان لاک» در اوج زمانی که به معجزه باور داشت و در اوج یقین به پوچی رسید و شیطانی شد که دود سیاهی است که کارش فقط وسوسه کردن است برعکس جک در اوج شک و گمان به جیکوب واینکه انتخاب شده است باور پیداکرد.

 

مبحث سرنوشت انسانی و جبر و اختیار در زندگی بشر به این سادگی‎ها بررسی و تحلیل نمی‌شود و زیبایی اش به همین است که وسوسه آن تمامی ندارد.

جزیره گذشته تمام انسان‌ها را به یادشان می‌آورد و راهی دیگر را پیش رویشان می‌گذارد و بعضی وقت‌ها تصمیم‌گیری را به عهده آن‌ها می‎گذارد. وقتی شخصیت‌ها در زمان حرکت می‌کنند گاهی وقت‎ها گذشته خود را می‌بینند و این احساس پیدا می‎کنند که اگر بازگردیم فلان کار را انجام می‌دهیم یا فلان رفتار را نخواهیم کرد در حالی که هر آنچه بایستی روی دهد حتما روی می‌دهد و اگر دوباره بازگردند باز هم همان حوادث رخ خواهد داد. گویا نویسندگان لاست با این نظریه بیشتر موافقند ولی هرگز اختیار انسان را هم انکار نمی‎کنند. «جیکوب» زمانی که با «هوگو» در کنار فانوس دریایی صحبت می‎کند می‎گوید: «بعضی وقتها بایستی راه را نشان داد ولی بعضی وقتنها بایستی خودت راهت را پیدا کنی.»

دنیای هرکسی زاده پندارهای اوست. این مقوله مرا را به یاد شعری از خیام می‌اندازد:

قومی متفکرند اندر ره دین

قومی به گمان فتاده در راه یقین

میترسم از آنکه بانگ آید روزی

کای بیخبران راه نه آن است نه این

لاست از دنیایی سخن می‎گوید که باور آدم‌ها آن را می‎سازد، و باور فقط یک واژه  نیست، راهی است که تا انتها بایستی طی شود و «جزیره» برزخی است که حق  انتخاب دیگری به آدم‌ها می‌دهد تا هرگز بدون باور زندگی نکنند.

 منبع : آکادمی هنر

www.academyhonar.com

+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 مهر1389ساعت 0 قبل از ظهر  توسط یدک کش هنر   | 

مجوز ادامه فیلم اصغر فرهادی صادر شد

مجوز ادامه فیلم اصغر فرهادی صادر شد
«حميدرضا ديبايي» مدير روابط عمومي معاونت امور سينمايي و سمعي بصري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي امشب در برنامه تلويزيوني هفت اعلام كرد كه مجوز ادامه فيلمبرداري اين فيلم به تهيه كنندگي و كارگرداني «اصغر فرهادي» صادر شده و او از صبح شنبه فيلمبرداري فيلم را ادامه خواهد داد.
مجوز ادامه توليد فيلم «اصغر فرهادي» با نام «جدايي نادر از سيمين» از سوي معاونت امور سينمايي وزارت ارشاد صادر شد.

به گزارش فارس، «حميدرضا ديبايي» مدير روابط عمومي معاونت امور سينمايي و سمعي بصري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي امشب در برنامه تلويزيوني هفت اعلام كرد كه مجوز ادامه فيلمبرداري اين فيلم به تهيه كنندگي و كارگرداني «اصغر فرهادي» صادر شده و او از صبح شنبه فيلمبرداري فيلم را ادامه خواهد داد.

بنا به گفته وي، اين تصميم توسط «جواد شمقدري» معاون امور سينمايي و «عليرضا سجادپور» مدير اداره ارزشيابي و نظارت در پي سخنان پنجشنبه وزير ارشاد و نيز گفت‌وگوي روز جمعه اصغر فرهادي و عذرخواهي وي از اظهارات گفته شده در جشن سينما اتخاذ شده است.

به گزارش فارس، هفته گذشته پروانه ساخت اين فيلم به تهيه كنندگي و كارگرداني «اصغر فرهادي» با دستور اداره نظارت و ارزشيابي لغو شده بود.
+ نوشته شده در  دوشنبه 19 مهر1389ساعت 11 بعد از ظهر  توسط یدک کش هنر   | 

گلایه اکبر عبدی از شایعات آزار دهنده

http://funshad.com/Pics/FunShad.Com-20091201-0584ce565c824b7b7f50282d9a19945b.jpg

اکبر عبدی، هنرپیشه سینما و تلویزیون به علت بیماری از روز گذشته در کلینیک سعادت آباد بستری شده است. مهندس ذبیح اله پناهی با اعلام این خبر در گفتگو با خبرنگار مهر اظهارداشت: اکبر عبدی بعدازظهر دوشنبه به علت بیماری در این مرکز جراحی بستری است.

وی با عنوان این مطلب که حال عمومی عبدی خوب است، افزود: از روز گذشته تا کنون پزشکان در چند نوبت از وی آزمایشات گوناگون گرفته اند و هم اکنون تحت درمان است.

پناهی بدون اشاره به زمان ترخیص عبدی از این مرکز درمانی، گفت: در حال حاضر  معاینات کامل از وی به عمل آمده و فعلا می بایست بستری باشد.

گلایه اکبر عبدی از شایعات آزار دهنده

اکبر عبدی بازیگر با سابقه سینما، تئاتر و تلویزیون که چندی پیش به دلیل بیماری در بیمارستان بستری بود از انتشار و رواج برخی شایعات پیرامون وضعیت جسمی خود گلایه کرد و یادآور شد: حق طبیعی من است که یک زندگی طبیعی داشته باشم.

به گزارش خبرنگار مهر، چهره‌های شناخته شده هنری بخصوص در عرصه بازیگری همواره در تمام نقاط دنیا مورد توجه اقشار مختلف جامعه قرار دارند و افراد بسیاری علاقه‌مند به داشتن یک امضاء یا عکس یادگاری با این چهره‌ها هستند. بارها در تمام کشورهای مختلف این دوست داشتن و محبت باعث آزار و اذیت بسیاری از بازیگران مطرح سینما، تئاتر و تلویزیون شده است.

این واقعیت را نباید نادیده گرفت که هر کدام از این افراد دارای یک زندگی شخصی هستند و مایلند که در حیطه شخصی زندگی خود با آرامش زندگی کنند. گاهی مردم و علاقه‌مندان به چهره‌های بازیگری باعث می‌شوند مشکلات بسیاری در زندگی این قشر از هنرمندان ایجاد شود.

اکبر عبدی بازیگر توانا و شناخته شده سینما، تئاتر و تلویزیون ایران که چندی پیش در بیمارستان بستری بود، از جمله بازیگران مورد علاقه اقشار مختلف جامعه و چهره‌ای دوست داشتنی است. متأسفانه دوست داشتن بیش از حد برخی از علاقه‌مندان به اکبر عبدی بخصوص طی چند روز اخیر باعث بروز مشکلاتی در زندگی این هنرمند با سابقه شده است.

طی ۲۴ گذشته شایعاتی مبنی بر مرگ مغزی اکبر عبدی منتشر شد که این امر باعث شد این بازیگر با مشکلات متعددی مواجه شود. عبدی با اشاره به انتشار این شایعه به خبرنگار مهر گفت: طی ۲۴ ساعت گذشته آرامش از زندگی من و خانواده‌ام گرفته شده است. بسیاری از اقوام و آشنایان با شنیدن این شایعه نگران شده و جویای احوال من بودند.

این بازیگر با سابقه سینما، تئاتر و تلویزیون با اشاره به دوست داشتن و محبت مردم به چهره‌های شناخته شده بازیگری یادآور شد: متأسفانه برخی مواقع این دوست داشتن و محبت باعث آزار و اذیت می‌شود. من هم دوست دارم مثل همه مردم به حرم امام رضا (ع) و حرم حضرت معصومه (س) بروم ولی این امر برایم میسر نیست. آرزو داشتم که دختر خود را در دوران کودکی به شهربازی ببرم و شاهد شادی او در حین بازی باشم ولی هیچگاه نتوانستم این کار را انجام دهم.

وی با اشاره به بروز چنین مشکلاتی در زندگی بازیگران و هنرمندان شناخته شده تأکید کرد: من مردم را دوست دارم و با آن‌ها صمیمی و راحت هستم. مردم من را مانند اعضای خانواده خود می‌دانند ولی گاهی این دوست داشتن باعث می‌شود،در زندگی شخصی خود آرامش نداشته باشم. این امر باعث می‌شود که نتوانم به راحتی با خانواده خود سفر کنم یا به راحتی در سطح شهر تردد کنم. این حق طبیعی ما هنرمندان و بازیگران است که یک زندگی طبیعی داشته باشیم.

امید است که مردم و علاقه‌مندان به هنر و چهره‌های هنری شرایطی را فراهم کنند که این هنرمندان نیز بتوانند به راحتی و بدون حواشی و بروز مشکلاتی از جانب طرفداران خود زندگی کنند و همه مردم از خلق آثار و نقش آفرینی‌های  آنها لذت ببرند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 19 مهر1389ساعت 6 بعد از ظهر  توسط یدک کش هنر   | 

وضعیت فیلم پر حاشیه «کین و لینچ» در هاله‎ای از ابهام

کین و لینچ Kane & Lynch یک بازی پر طرفدار کامپیوتری است که تا به حال دو ورژن از آن بیرون آمده است. کمپانی Lionsgate چند ماه پیش تصمیم گرفت فیلمی از این بازی پرطرفدار تهیه کند. ابتدا قرار بر این شد آدرین آسکاری تهیه کننده فیلم اکشن هیتمن این فیلم را تهیه کند. پس از چندی سیمون کرین به عنوان کارگردان فیلم معرفی و زمان فیلمبرداری مارس سال جاری اعلام شد. کین و لینچ می‎توانست اولین فیلم کرین باشد. کرین دستیار کارگردان کارهایی چون تروی، هانکوک و آخرین جیمزباند بوده است.

 

کین و لینچ

 

در مرحله انتخاب بازیگر هم بروس ویلیس برای نقش کین قرارداد امضا کرد و بسیار از فیلمنامه نوشته شده توسط کیل وارد تعریف کرد. چیزی نگذشت که اختلافات در استودیو Millennium سبب شد که LA Times تیتر بزند پاتریک الساندری تهیه کننده و کارگردان فیلم کین و لینچ خواهد بود. جیمی فاکس هم در دفتر استودیو حاضر شد و قرارداد خود را برای بازی در نقش لینچ به ثبت رساند. قبل از آن گمانه‎زنی‎ها بر بازی میکی رورک به خاطر شباهت ظاهری به کاراکتر لینچ در این نقش بود. چیزی نگذشت که الساندری تهیه کنندگی و کارگردانی این اکشن را تکذیب کرد و اعلام داشت همچنان آسکاری تهیه کننده این فیلم محسوب می‎شود. رسانه‎های مختلف سه کارگردان به نام‎های Wayne Kramer, F. Gary Gray و Antoine Fuqua را نامزد کارگردانی کین و لینچ دانستند.

 

طبق برخی گزارشات به خصوص درج نام اف گری گری به عنوان کارگردان فیلم در صفحه معرفی کین و لینچ در سایت IMDB همه منتظر شروع فیلمبرداری این اکشن پر سر وصدا بودند. گری گری سازنده فیلم‎هایی چون حرفه ایتالیایی The Italian Job و شهروند مطیع قانون Law Abiding Citizen کارگردان اکشن کین و لینچ شناخته می‎شد که خبر رسیده است پروژه همچنان کارگردان مشخصی ندارد! تنها چیزی که از ادامه روند این پروژه پر حاشیه می‎توان گفت این است که یکی از سه کارگردان مذکور احتمالا تا هفته بعد معرفی خواهند شد.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 19 مهر1389ساعت 2 بعد از ظهر  توسط یدک کش هنر   | 

رسم عاشق کشی در برف می‎پیچد

نام باد در علفزار میپیچد بیش از هرچیز یادآور یکی از واپسین ساخته‎های کن لوچ کارگردان چپ‎گرای بریتانیایی است که با باد در مرغزارها میپیچد نخل طلای کن را به دست آورد. و اما آخرین قسمت از سه گانه خسرو معصومی، سه گانه ای که ادای دینی است به موطن آدمی، به طبیعت، به جنگل و به خود آدمیت.

باد در علفزار می پیچد 

 

 

باد در علفزار میپیچد ادامه مسیری است که معصومی با رسم عاشق کشی آغاز کرد، فیلم متفاوت و قابل تاملی که نام این کارگردان را دوباره زنده کرد و خاطره بد پرپرواز را از یادها برد. با فیلم جایی دیگر به پله دوم خود در این راه رسید و حال با این فیلم تریلوزی خسرو معصومی در ایستگاه آخر می‎ایستد.

 

فیلم با حادثه‎ای تلخ در سپیدی جنگل آغاز می‎شود. مردی تهی‎دست روستایی در حادثه‎ای زمین‎گیر می‎شود، مشکلات اقتصادی و بدهی به مرد متمول روستایی، دلدادگی و عاشقیت پسر عقب مانده مرد طلبکار به دختر مرد در بستر...

 

فیلم بدون پیش درآمدهای کسل کننده در همان دقایق ابتدایی وارد خط اصلی داستان می‎شود، بی‎هیچ اضافه‎گویی و حواشی فرعی مرسوم این روزهای سینمای ایران. و ببینده دراین بین با فیلمی داستان‎گو روبروست. شروع نسبتاً کلیشه‎ای در مقابل سعی فیلمساز در نگاهی متفاوت و مستقل و پرداختی نو به یک داستان تکراری کار را برایش سخت کرده است.

 

 

صداقتی غریب در تک تک نماهای این فیلم موج می‎زند و این نشان از عشق و علاقه کارگردان به فیلم است. مخاطب با فیلمی قصه‎گو روبرو است. فیلمی بی‎هیچ ژست روشنفکرانه‎ی خاصی به سراغ روایت می‎رود و در بیان داستان تمام تلاش خود را کرده است ولی در برخی از دقایق در داستانگویی با لکنت مواجه است و این روند دستخوش تغییر می‎شود.

 

 

لحن چندپاره فیلم وعدم یکدستی ضربه اساسی به اثر وارد کرده که در این بین کات‎های بعضاً نادرست به ازدست رفتن یکپارچگی دامن زده است. عاشقیت شتاب‎زده شوکا با بازی الناز شاکردوست و واکنش‎هایش در زیر برف، رفتار پیش بینی شده جلیل با بازی حسن عابدینی، تغییر لحن در سکانس محضر، زندانی کردن شوکا در دل درختی در سرمای جنگل و بارش برف. نکته دیگردر این میان بحث بازی‎ها است.

 

رضا ناجی بازیگر دوست داشتنی که با فیلم‎های مجیدی به اوج سینما رسید حضوری گرم و دلپذیر دارد. فیلم با ورود ناجی نفسی دوباره می‎گیرد. ناجی در یکی از کامل‎ترین بازی‎های خود، تکراری متفاوت از نقشی دارد که پیش از این هم بازی کرده بود. حسین عابدینی با بازی در نقش شکور، برای بار چندم پسرساده دلی است که بازیش کپی از بازی‎های پیشین خود است. و اما الناز شاکردوست دریکی از متفاوت‎ترین و بهترین بازی‎های دوران بازیگریش و در میان خیل عظیم فیلم‎های اکران شده‎اش که به عدد بی‎سابقه پنج فیلم رسید، با شکستن قالب همیشگی خود و شخصیت پردازی درست و بجای خسرو معصومی، در برخی از دقایق بازی  کاملی را از خود ارائه داده  که البته در ادای لهجه بسیار ناموفق بوده است و در میانه‎های فیلم بالکل با گویش تهرانی دبالوگ می‎گوید.

 

در نوسان بودن کاراکترها بین تیپ و شخصیت مشکل دیگری است که عدم همراهی بیننده را در پی دارد. به جز بازی ناجی و شاکردوست، اکثر بازی‎ها اجازه همذات‎پنداری را به مخاطب نمی‎دهد. و آخر اینکه باد در علفزار میپیچد با پایانی قابل توجه به نمای آخر می‎رسد. فارغ از تمامی ضعف‎ها و نقدهای وارد براین فیلم، در این بین باید خسته نباشید گرمی به خسرو معصومی گفت که در انبوه فیلم‎های بی ارزش و سخیف  ساخت اثری ارزشمند را با دغدغه‎ی فرهنگی در نظر داشته است. اثری که کامل کننده سه گانه اوست. سه گانه‎ای در رسم عاشق کشی.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 19 مهر1389ساعت 2 بعد از ظهر  توسط یدک کش هنر   | 

20 بازیگر برتر زن از نگاه مخاطبین

ایگاه اینترنتی IMDB که بزرگترین پایگاه آرشیو فیلم‎ها، سریال‎های سراسر جهان و عوامل آن‎ها به شما می‎رود هر هفته از بین مخاطبین خاص خود –مخاطبینی که حق عضویت پرداخت می‎کنند- امتیاز هر بازیگر، فیلم و موارد دیگر را جمع‎آوری می‎کند و نتایج ان را سالانه اعلام می‎نماید اما این بار این نتایج را در طی دو دهه جمع زده و یک جا اعلام کرده است. قابل اشاره می‎باشد که نتایج اعلام شده به هیچ وجه کارشناسی نمی‎باشد و حتی زندگی شخصی هنرمندان در فیلم‎ها و امتیاز خودشان در هر هفته این آمارگیری اهمیت خاصی دارد. با این احوال نتایج بهترین بازیگران زن قابل تأمل‎تر است.

 

انجلینا جولی 

 

1-     آنجلینا جولی

2-     آن هاثاوی

3-     کامرون دیاز

4-     کیت بلانشت

5-     چارلیز ترون

6-     داکوتا فانینگ

7-     دمی مور

8-     جینا دیویس

9-     جنیفر گارنر

10- جنیفر لاو هویت

11- جودی فاستر

12- =جودی دنچ

13- کایرا نایتلی

14- لیو تیلور

15- مادلین استو

16- مریل استریپ

17- ناتالی پورتمن

18- ساندرا بولاک

19- سیگورنی ویور

20- وینونا رایدر

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 19 مهر1389ساعت 2 بعد از ظهر  توسط یدک کش هنر   | 

فرهادی در مورد توقیف فیلمش سکوتش را شکست

اصغر فرهادی که چندی پیش به دلیل بعضی سخنانش در پشت تریبون جشن خانه سینما کارش به توقیف فیلمش کشیده شد در این چند روز سکوت اختیار کرد. جلسه ای مبنی بر رفع توقیف با علیرضا سجادپور رئیس شورای ارزشیابی نمایش و خانه سینما برگزار شد که باز هم نتیجه بخش نبود روز گذشته بالاخره فرهادی سکوتش را شکست و با ایسنا مصاحبه ای کرد که در زیر آمده است.

 

فرهادي در گفت‌وگويي با خبرنگار ایسنا، در پاسخ به اينكه‌ پيش‌بيني مي‌كرديد،بازتاب صحبت‌هاي شما در جشن خانه سينما اينگونه باشد، گفت: به هيچ‌عنوان. چون هيچ قراري با خودم نداشتم که صحبت خاصي بکنم،چيزي هم براي گفتن آماده نکرده بودم، مثل هميشه تشکري از گروه و تمام. 

تا اينکه نوبت به جايزه کارگرداني رسيد،دوست عزيزم آقاي سيروس الوند که مي‌خواستند جايزه را بدهند نقل قولي از مرحوم حاتمي کردند و گفتند اگر روزي فيلمي را ديديد که آن فيلم در تو شوق فيلم ساختن ايجاد کرد آن فيلم ،فيلم خوبي است و گفت اين جايزه را به فيلمي مي‌دهم که وقتي آن را ديدم احساس کردم که دلم مي‌خواهد فيلم بسازم.

فرهادي يادآور شد:در حين حرف‌هاي آقاي الوند با خودم اين گفته‌ي مرحوم حاتمي را مرور مي‌کردم و اينکه در طول زندگي‌ام کدام فيلم‌ها در من اين احساس را ايجاد کرده‌اند. ياد فيلم «دونده» امير نادري افتادم،ياد «مسافران» و «باشو غريبه کوچک» و همين‌طور «نون و گلدون» و فيلمهايي ديگر. بعد فکر کردم که چه عجيب سه نفر از سازندگان اين فيلم‌ها در اين لحظه بيرون از مملکت هستند، با اسامي اين فيلم‌ها در ذهنم رفتم که جايزه را بگيرم در حين رفتن به روي صحنه صحبت از خانم فراهاني شد با آنکه تصميمم همان تشکر از گروهم بود، فکر کردم به عنوان کارگردان فيلم حالا که از بازيگر اين فيلم صحبتي شده به لحاظ حرفه‌اي و اخلاقي درست نيست از او که معتقدم بازيگر توانايي است ياد نکنم. گرچه لااقل اهالي سينما از مشکلاتي که دو سال گذشته به خاطر حضور او در فيلمم با آن مواجه شدم با خبرند.

اين كارگردان در عين حال گفت: اما خود را موظف ديدم که از او ياد کنم، صحبتم را با آرزوي بازگشت خانم فراهاني شروع کردم و خواستم شرايط به گونه‌اي شود که ايشان بتواند بازگردد.اسامي فيلم‌هاي کارگردان‌هايي که روزگاري آثارشان در من شوق فيلم ساختن ايجاد کرده بود دوباره به ذهنم آمد و با ياد بهرام بيضايي شروع کردم که همان روز شنيده بودم از ايران رفته است.

فرهادي همچنان با اشاره به شب جشن خانه سينما ادامه داد: آرزو کردم اميرنادري برگردد، کسي که وقتي در سفري او را ملاقات کردم هنوز شوق ساختن بهترين فيلم‌هاي تاريخ سينما را در لحن و حرکت دست‌هايش موقع گپ زدن با او مي‌ديدم. آرزو کردم جعفرپناهي هم فيلم بسازد به خاطر فيلم شريف «طلاي سرخ»ش،آرزو کردم شرايطي بشود که کارگرداني که روزگاري در اين مملکت،آثار قابل اعتنايي همچون «گبه» و «نون و گلدون» و «باي سيکل‌ران» را ساخته همچنان مي‌توانست فيلم‌هاي اينچنيني بسازد، همين. يعني سر تا ته قضيه از نظر من کاملا سينما بود و بحث فيلم.

فرهادي در پاسخ به اينكه منظورتان ازفراهم شدن شرايط کار اين افراد در کشور چيست؟ اذعان داشت: طبيعي است منظور من از اينکه شرايطي بشود که اين سينماگران برگردند تغيير شرايط مطابق با نگرش سياسي فلان فرد خاص نبود، من آرزو کردم آنهايي که روزگاري نشان داده‌اند اهل ذوق و فرهنگ هستند، بازگردند و همانگونه فيلمها را بسازند.

وي درباره اينكه اما با اين وجود از صحبت‌هايتان بد تعبير شده، هم پاسخ داد: هم بد نقل قول شده، هم بد تعبير شده. از صحبت‌ها متوجه شدم تصميم اتخاذ شده ناشي از يک سوتعبير است. تمام تلاشم هم از همان روز اين بود که به اين ماجرا دامن زده نشود و فيلم قرباني حاشيه‌ها نشود، فکر مي‌کنم در اين چند سال با کارهايي که ساخته‌ام خودم را از حاشيه‌سازي بي‌نياز کرده‌ام.

فرهادي در پاسخ به اينكه از بازتاب آوردن اسامي اين سينماگران نگران نبوده است به ايسنا گفت: معلوم است که نبودم، احساس مي‌کردم در يک محيط صنفي،درباره وجه کاري و سينمايي، اين سينماگران صحبت مي‌کنم احساسم اين نبود که نام بردن ازيک فيلم‌سازخارج از ايران معني‌اش تاييد ديدگاه سياسي و اعتقادي اوست.

جنس فيلم‌هايي که تاکنون ساخته‌ام نشانگر روحيه‌ام است و هميشه تلاش کرده‌ام قضاوتم را حتي در مورد مسايل اجتماعي به فيلمم و در نتيجه به تماشاگرم تحميل نکنم.

وي ادامه داد: اگر قصدم اين بود چرا در جشن خانه سينما اين را بيان کنم. آنهمه فستيوال خارجي آنهمه مصاحبه مطبوعاتي در کشورهاي مختلف، وقتي آنجا که اينگونه ابراز نظرهاي سياسي خريدار بيشتري دارد چنين نمي‌کنم چرا بايد در اينجا در جشن خانه سينما بيايم و تبليغ نظرات کسي را بکنم که شناختم از او به واسطه آثارش در ايران است و نه کنش سياسي‌اش.

فرهادي گفت: بي‌انصافي است واقعا. چرا اين حرف‌ها اينگونه تعبير شده است. من براي بعضي آثار اين فيلم‌ساز به لحاظ تکنيک سينما احترام قائل هستم، اما هيچ‌گاه به ديدگاه سياسي‌اش چه در گذشته و سالهاي ابتداي انقلاب و چه در حال حاضر نزديک نبوده‌ام.

اين كارگردان در پاسخ به اينكه در مرحله پروانه‌ ساخت «جدايي نادر از سيمين» با مشکلي مواجه نبوده است،پاسخ داد: نه‌ مثل همه فيلم‌ها، فيلم‌نامه داده شده و خيلي سريع هم پروانه ساخت دريافت کرديم.

فرهادي همچنين درباره‌ي خلاصه داستان «جدايي نادر از سيمين» و حال و هواي آن هم گفت: فضا و داستان «جدايي نادر از سيمين» را خود اسم فيلم به اندازه کافي مي‌دهد،فيلم درباره جدايي نادر از سيمين است که خود اين اطلاعات کمي نيست.

اين كارگردان سينما همچنين درباره‌ي اينكه تا پيش از توقف فيلمبرداري چند درصد از کار فيلمبرداري شده هم پاسخ داد:حدودا 35 درصد.

فرهادي در بخش ديگري از اين مصاحبه با ايسنا درباره‌ي اينكه رسما درباره‌ي لغو مجوز «جدايي نادر از سيمين» چيزي داده شده است،گفت: نه معمولا در اين جور موارد به تهيه‌کننده اعلام مي‌شود که وضعيت چگونه است.

اين كارگردان همچنين درباره‌ي اينكه چرا با وجود رسمي نبودن لغو پروانه ساخت، فيلمبرداري را ادامه نداده است، مطرح كرد: به نظرم اين کار باعث مي‌شد که گره‌اي که باز شدني به نظر مي‌آمد، کور شود. من اين روزها فقط به نجات فيلم فکر مي‌کنم، نمي‌خواستم اين تعبير پيش بيايد که در حال پررنگ کردن حاشيه‌ها هستم.

فرهادي همچنين در پاسخ به اينكه مكالمه‌اي با مسئولان در اين چند روزه داشته است،هم گفت:بله چندين‌بار.

اين كارگردان همچنين درباره‌ي اينكه نتيجه بخش بوده است هم فقط مطرح كرد: بله.

اصغر فرهادي در بخش پاياني مصاحبه درباره‌ي اينكه راه‌حلش به عنوان فيلم‌ساز براي برطرف شدن کامل اين مشکل چيست؟ هم مطرح كرد: فقط يک چيز. تعبيرهايي که من بدان معتقد نيستم از صحبت‌هايم استخراج نشود.من آرزو کردم شرايطي شود که سينماگر در کشور خودش فيلم بسازد چون شاهديم وقتي از مملکت مي‌روند،مسير حرفه ايشان چقدر تغيير مي‌کند.

اين كارگردان در پايان به ايسنا گفت: در حال حاضر براي من فيلم مهم‌تر از هر چيزي است، اين فيلم من تنها نيست، فيلم همه‌ي کساني است که اين مدت با عشق در ساخته شدن آن شريک بودند.


+ نوشته شده در  جمعه 16 مهر1389ساعت 4 بعد از ظهر  توسط یدک کش هنر   | 

مطمئنم نون و ریحون پنیرش کم بود !

نون و ریحون

برخلاف سال‌های قبل که در ماه رمضان چند مجموعه طنز پخش می‌شدند، نون و ریحون تنها مجموعه طنز رمضان امسال است. این مجموعه که در دقیقه نود نود کلید خورد هم مثل ملکوت مشکل عدم برنامه‌ریزی مناسب را دارد و شتاب‌زدگی در ساخت‌ آن در سراسر این مجموعه واضح است. علاوه بر این، به علت گره‌خوردگی نام‌های بزرگ در ساخت مجموعه‌های طنز مناسبتی – همچون عطاران و مدیری - نون و ریحون خواه ‌ناخواه با آن‌ها مقایسه می‌شود که به علت ضعف‌هایش به آن ضربه بیشتری هم می‌زند.

مجموعه نون و ریحون داستان پنج جوان را تعریف می‌کند – یا شاید بهتر است گفته شود که پنج داستان مستقل مربوط به چند جوان را در کنار هم تعریف می‌کند.

در واقع از آنجا که داستان شخصیت‌های سریال به خوبی با هم گره نخورده‌اند، نون و ریحون بیشتر از آنکه داستان مشترک جوان‌های اصلی سریال را بیان کند، داستان‌های مستقل آن‌ها را در کنار هم – و نه با هم – تعریف می‌کند.

از آنجا که این سریال می‌خواهد که به همه داستان‌ها بپردازد، گاهی پرداختن به داستان یکی از شخصیت‌ها به قیمت فراموش شدن دیگر شخصیت‌ها تمام می‌شود. این مشکل، احتمالا به علت کبود وقت به وجود آمده و شاید اگر کارگردان وقت بیشتری داشت می‌توانست که داستان‌های مستقل این مجموعه را در قالب بهتری با هم تعریف کند.

از دیگر انتقادهایی که به نون و ریحون وارد شد، داستان تکراری آن است. داستانی که نوآوری قابل توجهی ندارد و حرف خاصی هم برای گفتن ندارد. در واقع بیشتر از آنکه طنز مجموعه از داستان و موقعیت‌هایی که در داستان شکل می‌گیرند سرچشمه گیرد، از شوخی‌های شخصیت‌ها شکل می‌گیرد. شوخی‌هایی که گاه ربط چندانی به داستان ندارند. و به علاوه، این گرایش شوخی‌محور مجموعه نون ریحون که بیشتر بار طنز را بر روی دوش شوخی‌های لفذی بازیگرها قرار می‌دهد، باعث می‌شود که داستان جذابیت چندانی نداشته باشد و گاه‌گاه نیز خسته کننده شود.

با وجود این، نون و ریحون با استفاده از مهارت‌های بازیگران‌ در خلق لحظات کمیک – به خصوص امیر حسین رستمی که پس از مجموعه شمس العماره به محبوبیت زیادی دست یافته است و خود را به عنوان یکی استعدادهای جدید طنز در ایران معرفی کرده است – لحظاتی را خلق می‌کنند که لبخند را بر روی لب‌های مخاطبان می‌نشانند. طعنه‌های سیاسی این مجموعه – از جمله به زندان‌های سیاسی و نحوه برخورد و بررسی وزارت ارشاد با نویستندگان و کتاب‌ها – از دیگر نکاتی بود که توجه بسیاری از مخاطبان را برانگیخت.

علاوه بر این، اینکه نون و ریحون سعی نکرده است برخلاف بسیاری از آثار طنزی که این روزها شاهدشان هستیم با شکلک درآوردن و غیره به زور بیننده را بخنداند قابل ستایش است. اما، با این حال، انتظار اینکه بازیگرهای سریال که ضعف‌های داستان دست‌شان را بسته است، تمام وزن طنز را به دوش بکشند و ضعف‌های داستان را هم جبران کنند انتظار بزرگی است.

مشکل دیگری که در فیلم به طور فاحش دیده می شود نبودن پایانی درست و پر از منطق است ! داستان ها

هر کدام جایی رها می شوند و آخر داستان ها همگی باز است و به پایان نرسیده است .

فیلم قسمت های کلیشه ای بسیاری دارد که گاهی اوقات بودن این قسمت ها توهین به مخاطب است چون

مخاطب ایرانی نیاز به اتفاقات نوع دارد نه کلیشه های دهه ی 60 و 70 .

من از آقای موتمن خواهش می کنم که آقای موتمن این به بعد اگر وقت کمی برای ساخت سریال دارند لطفا

نسازند و کنار بکشند !


+ نوشته شده در  پنجشنبه 1 مهر1389ساعت 9 بعد از ظهر  توسط یدک کش هنر   | 

زندگی فیلمساز محبوب هیتلر به روی پرده می آید!

نمایی از فیلم تبلیغاتی پیروزی اراده ساخته لنی ریفنشتال. ۲۵ هزار نفر در در نورنبرگ، ۱۹۳۴، پیش از سخنرانی هیتلر

طی توافقی میان چند شرکت سینمایی اروپایی زندگی لنی ریفنشتال، معروف‌ترین کارگردان آلمان نازی، به روی پرده سینما خواهد آمد.

جنی الورس البرتزهاگن نقش لنی ریفنشتال را در این فیلم سینمایی ایفا خواهد کرد.

آژانس خانم الورس به خبرنگاران گفته است که تهیه‌کنندگان مایل بودند حتما هنرپیشه‌ای آلمانی نقش لنی ریفنشتال را ایفا کند و برای این کار با جنی الورس (۳۸ ساله) قرارداد بستند که امروزه از برجسته‌ترین بازیگران سینما و تئاتر آلمان به شمار می‌رود.

فیلم زندگی لنی ریفنشتال یک محصول مشترک به نام متهم خواهد بود؛ اما نه از شرکت‌های تولیدکننده و نه از کارگردان خبری منتشر نشده است. تنها گفته می‌شود که یک فیلمساز هلندی کارگردانی فیلم را به عهده دارد.

فیلم متهم از آغاز سال ۲۰۱۱ در برلین و نیویورک و آفریقا فیلمبرداری خواهد شد و قرار است در سال ۲۰۱۲ به روی پرده بیاید.

جنجالی‌ترین مستندساز قرن بیستم

به اعتقاد برخی، خانم ریفنشتال به عقاید نازی گرایش نداشت و صرفا از روی فرصت‌طلبی به ساختن فیلم‌های تبلیغاتی دست می زد.

لنی ریفنشتال با ساختن فیلم‌هایی مانند پیروزی اراده و المپیا به عنوان برجسته‌ترین چهره سینمای تبلیغاتی آلمان نازی شناخته شد.

گفته می شود که یوزف گوبلز، وزیر تبلیغات رژیم ناسیونال سوسیالیستی، ریفنشتال را بااستعدادترین سینماگر کشور می‌دانست و شخص آدولف هیتلر به او علاقه مخصوص داشت.

لنی ریفنشتال در زمان حیات خود با تمام پیشنهادها مبنی بر ساختن فیلمی درباره زندگی او مخالفت کرد.

لنی ریفنشتال یکی از جدل‌خیزترین زنان قرن بیستم بود. عده ای او را در خطرناک‌ترین تبلیغات برای حزب نازی و رهبر آن آدولف هیتلر مقصر می‌دانند. بسیارند کسانی که عقیده دارند او از معدود زنانی بود که "پیشوا" آنان را ستایش می‌کرد و حتی گفته شده که زمانی معشوقه او بود.

از سوی دیگر بیشتر فیلم‌شناسان لنی ریفنشتال را یکی از بهترین مستندسازان طول تاریخ سینما می‌دانند که هنر او با بیان تصویری قوی و زیباشناسی عاطفی مشخص می‌شود.

هنگامی که پس از شکست فاشیسم، لنی ریفنشتال به دست نیروهای متفقین دستگیر شد، عده‌ای از نامدارترین هنرمندان آن روز، مانند ژان کوکتو خواهان آزادی "نابغه هنر سینما" شدند.

بسیاری عقیده داشتند که خانم ریفنشتال شخصا به عقاید نازی گرایش نداشته و صرفا از روی فرصت‌طلبی به ساختن فیلم‌های تبلیغاتی دست زده است.

از سال ۱۹۸۷ عده‌ای از هنرمندان سینما برای ساختن فیلمی درباره زندگی پرفراز و نشیب لنی ریفنشتال تلاش کردند، از جمله جودی فاستر، کوین کاستنر و مادونا در این باره با خانم فیلمساز تماس گرفتند، اما نتوانستند موافقت او را جلب کنند.

ریفنشتال در واکنش به پیشنهاد جودی فاستر به مطبوعات گفته بود: "من در آمریکا مصونیت ندارم و آنها هرچه دلشان بخواهد درباره من خواهند گفت. مزخرفاتی از این قبیل که من معشوقه هیتلر یا فاحشه نازی‌ها بودم. از این چرندیات درباره من کم گفته نشده است."

لنی ریفنشتال در سال ۲۰۰۳ در ۱۰۱ سالگی درگذشت.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1 مهر1389ساعت 9 بعد از ظهر  توسط یدک کش هنر   | 

نتایج شصت وهفتمین جشنواره ونیز

ساعاتی پیش در سالن اصلی ونیز مراسم اختتامیه قدیمیترین جشنواره جهانی جهان از ساعت 17 تا 19، یازدهم سپتامبر به وقت محلی برگزار شد. «آکادمی هنر» از چند روز قبل از آغاز این جشنواره بخش مخصوصی را برای شناسایی هر چه بهتر این رویداد برای علاقه مندان به هنر اختصاص داد. حال این رویداد با انتخاب جایی دیگر Somewhere ساخته سوفیا کاپولا محصول آمریکا به کار خود خاتمه داد.

 

sophia coppola سوفیا کاپولا برنده شیر طلایی ونیز

 

 

فیلم جایی دیگر در مورد داستان رابطه پردردسر یک بازیگر با دختر 11 سالهاش را روایت میکند. این بازیگر زندگیش را سراسر در هتلهای پنج ستاره بی روح با خوشگذرانیهای بیهدف سپری میکند. این شخصیت در روند فیلم سیر تکاملی را طی میکند.

 

سوفیا کاپولا در مورد این فیلم گفته بود: «با پدرم در زمان فیلمبرداری آثارش مدت زمان زیادی را در سفر و در هتل‌های گوناگون می‌گذراندیم. به همین دلیل است که هتل‌ها را دنیایی در دل این دنیا و برای فیلمبرداری فضایی مناسب می‌دانم. بسیاری از شخصیت‌هایی که آنها را دوست دارم در حال آمد و شد به هتل‌ها هستند.»

 

فیلم جایی دیگر در روز دوم جشنواره اکران و با استقبال خوبی روبرو شد. در کنار این فیلم از فیلم راهی به ناکجا Road to Nowhere ساخته مونتی هلمن و نوای ترومپت غمگین (آخرین سیرک) ساخته الکس دلا ایگلسیا به عنوان بختهای اصلی جوایز نام میبردند که هر کدام جایزهای را از آن خود کردند.

 

کوئنتین تارانتینو در حال سخنرانی در اختتامیه ونیز 

 

کوئنتین تارانتینو ریاست هیئت داوران شصت و هفتمین دوره جشنواره بین المللی فیلم ونیز گفت: از تماشای فیلمها لذت بردیم و بیشتر از همه خوشنودم که با اطمینان خاصی برندگان را انتخاب کردیم. قلبم را به دو قسمت تبدیل کردم. یکی اینکه بخشی باید علاقه باشد و در سمت دیگه انتخاب های دست جمعیمان»

کارگردان پالپ فیکشن در ادامه افزود: «در بحث و تبادل نظراتمان یک روشنگری خوبی دیده میشد که این به توافق جمعیمان برای انتخاب برنده شیر طلایی خیلی کمک کرد.»

 

سوفیا کاپولا در هنگام دریافت شیرطلایی از دستان تارانتینو گفت: «مچکرم. برایم باورپذیر نیست. من به دریافت شیرطلایی ونیز افتخار میکنم و از عوامل فیلم و شما که ما رو لایق دانستید تشکر میکنم.»

 

سایر برندگان این رقابت به ترتیب زیر هستند:

 

 

شیرطلایی ونیز برای بهترین فیلم:

جایی دیگر (سوفیا کاپولا/آمریکا)

 

 

شبرنقرهای برای بهترین کارگردانی:

الکس دلا ایگلسیا (نوای ترومپت غمگین (آخرین سیرک)/ اسپانیا)

 

الکس دلا ایگلسیا برنده شیر نقره ای برای نوای ترومپت غمگین (آخرین سیرک)


 

جایزه ویژه هیئت داوران:

لازمه قتل (یرزی اسکولیموفسکی/مجارستان، نروژ، و ایرلند)

 یرزی اسکولیموفسکی برنده جایزه ویژه هیئت داوران ونیز برای لازمه قتل

 

بهترین فیلمنامه:

الکس دلا ایگلسیا

 


 

بهترین بازیگر مرد:

وینسنت گالو (لازمه قتل)

 آریان لاید برنده بهترین بازیگر زن از جشنواره ونیز


 

بهترین بازیگر زن:

آریان لابد (آتنبرگ/یونان)

 



 

بهترین استعداد جوان در بازیگری:

میلا کونیس (قوی سیاه/آمریکا)


 

بهترین فیلمبرداری:

میخائیل کریشمن (ارواح خاموش/روسیه)

 مونتی هلمن برنده شیر ویژه ونیز



 

شیر ویژه  جشنواره:

مونتی هلمن (آمریکا)

 

 


 

بچه شیرطلایی (جایزه ای که به بهترین فیلم اول یا دوم یک کارگردان تعلق میگیرد)

نسخه بارنی (ریچارد جی لوئیس/آمریکا)

 

در انتهای مراسم فیلم برنده شیرطلایی یعنی جایی دیگر در سالن اصلی برای بار دیگر اکران شد.

 


+ نوشته شده در  یکشنبه 21 شهریور1389ساعت 6 بعد از ظهر  توسط یدک کش هنر   | 

پس از مرگ نماینده نسل آلنده

س از مرگ Post Mortem ساخته پابلو لاراین محصول مشترک شیلی، مکزیک و آلمان در آخرین سانس شب گذشته در شصت و هفتمین جشنواره فیلم ونیز اکران شد.

پس از مرگ post mortem

این فیلم به ماجرایی در زمان قیام سالوادور آلنده رئیس جمهور شیلی می‎پردازد که با کودتای ژنرال پینوشه روبرو شد. پس از مرگ post mortem در داستان این فیلم ماریو زنی 55 ساله یک کارگرسردخانه نگهداری اجساد است. در همسایگی او یک کلوپ رقص بارلسک قرار دارد که فعالیت‎های زیرزمینی را در حمایت آلنده در سال 1973 پوشش می‎دهد. پس از مدتی مأمورین زن، برادر و پدرش را دستگیر می‎کنند. ماریون برای پیدا کردن دوست قدیمیش نانسی که در این ماجرا دستگیر شده است مشکلات مختلفی را پیش رو دارد. در این فیلم همچون فیلم‎های قبلی لاراین نقش اصلی بر عهده آلفردو کاسترو می‎باشد که نویسنده اثر قبلی لاراین هم بوده است. در دیگر نقش‎ها مارسلو آلونسو، آمپارو نوگوئرو و آنتونیا زگرس ایفای نقش کرده‎اند. فیلم به مدت 98 دقیقه و به زبان اسپانیایی می‎باشد.

+ نوشته شده در  جمعه 19 شهریور1389ساعت 1 قبل از ظهر  توسط یدک کش هنر   | 

میرال ساخته جولین اشنابل در ونیز اکران شد

جولین اشنابل پر از استعداد است. از نقاشی‎ها و کولاژها گرفته تا فیلم‎های او هنر امری ذاتی در وجودش می‎باشد. او با فیلم  وسیله غواصی و شنای پروانه The Diving Bell and the Butterfly دو سال پیش توانست نامزد اسکار بهترین کارگردانی و برنده جوایز متعدد دیگر شود.

اشنابل دو بار کاندید شیرطلایی ونیز برای فیلم‎های باسکیت (1996) و قبل از شب سقوط (2000)  شده است و بار دیگر به جشنواره ونیز آمده است تا با میرال Miral شانس خود را برای تصاحب شیرطلایی امتحان کند.

 

میرال Miral

 

 

داستان میرال در اورشلیم سال 1948 می‎گذرد. حیند حسینی در مسیر کارش 55 کودک یتیم شده را در معبر می‎بیند و آن‎ها را به خانه می‎برد. حسینی به کودکان غذا و سرپناه می‎دهد. پس از گذر 6ماه تعداد این کودکان از 55 به 2000 می‎رسد و او انجمن حمایتی از کودکان بنا می‎نهد. داستان فیلم به سمت زندگی یکی از این کودکان به نام میرال کشیده می‎شود. او در 7 سالگی از جانب پدرش پس از مرگ مادرش و جنگ به اردوگاه فرستاده می‎شود. در 17 سالگی در اردوگاه جنگ زدگان به تدریس مشغول شده و در آنجا علاقه به هانی یکی از فعالان سیاسی پیدا می‎کند. در میان جنگ زدگان به یکباره ماما حیندی را می‎یابند که روزگاری به آن‎ها محبت کرده است.

 

یکی از نکات جالب در مورد این فیلم این است که در روز قدس در جشنواره ونیز فیلمی در مورد انسانیت در فلسطین اشغالی به نمایش درمی‎آید. در فیلم اشنابل ویلیام دافو، فریدا پینتو (میرال)، ونسا ردگریو و هیام عباس ایفای نقاش کرده‎اند.

 

+ نوشته شده در  شنبه 13 شهریور1389ساعت 11 بعد از ظهر  توسط یدک کش هنر   | 

چوب نروژی درامی عاشقانه دیگر از آن هونگ ترن


آن هونگ ترن کارگردان خوش ذوق ویتنامی با تجربه خاصی پای به قدیمی‎ترین رویداد سینمایی جهان یعنی فستیوال ونیز گذاشته است. او در کارنامه خود شیر طلایی را برای ساخت سیکلو Cyclo در سال 1995 دارد. کارگردان فیلم خوش ساخت بوی پاپایای سبز The Scent of Green Papaya این بار با درامی عاشقانه اقتباس از رمان چوب نروژی Norwegian Wood نوشته هاروکی موروکامی شانس خود را برای ربودن دومین شیرطلایی خود امتحان می‎کند.

 


چوب نروژی Norwegian Wood

 

خلاصه داستان: نوای غمگین و احساس آهنگ کلاسیکی از بیتل‎ها شاید همان چیزی است که تورو واتانابه برای ادامه رابطه زندگیش نیاز دارد. او به زندگی با اطمینان کافی نمی‎نگرد. در دل یک دانشکده آرام در توکیو واتانابه در 1969 عاشق دختری زیبا و درون‎نگرا به نام نائوکو می‎شود. اما رابطه شورانگیز متقابلشان با مرگ تراژیک بهترین دوستشان به تأخیر می‎افتد. واتانابه با احساس مرگ در همه جا زندگی را می‎گذراند هنگامی که نائوکو حس می‎کند قسمتی جدایی ناپذیر از خودش را گم کرده است. در شب تولد بیست سالگی نائوکو آن‎ها بالاخره ساز عشق را با یکدیگر کوک می‎کنند. هرچند نائوکو به زودی تصمیم می‎گیرد دانشکده را ترک کند و گوشه‎گیر می‎شود. سر راه واتانابه، دختری سرحال و شاداب به نام میدوری قرار می‎گرد دقیقا خصوصیاتی که زندگی تورو کم دارد. حال او باید بین گذشته و آینده انتخاب کند.

 

فیلم به مدت 133 دقیقه محصول کشور ژاپن می‎باشد و بازیگرانی چون رینکو کیکوچی، کنیشی ماتسویاما و کیکو میزوهورا در آن ایفای نقش کرده‎اند.


+ نوشته شده در  شنبه 13 شهریور1389ساعت 11 بعد از ظهر  توسط یدک کش هنر   | 

گوسفند سیاه اولین ساخته سلستینی در ونیز

آسانیو سلستینی یکی از معدود کارگردانانی است که برای اولین بار در شصت و هفتمین دوره فستیوال ونیز پای به این رقابت گذاشته است. نکته جالب در مورد او این است که گوسفند سیاه The Black Sheep اولین فیلم داستانی او پس از یک مستند خوش ساخت میباشد. فیلمنامه توسط خود سلستینی، اوگو چیتی و ویلیام لبیت به نگارش درآمده است. در بین این سه نویسنده تنها اوگو چیتی سابقه شرکت در این فستیوال را دارد. چیتی با فیلم Albergo Roma در سال 1996 جایزه کداک را از به خود اختصاص داده است.


وسفند سیاه The Black Sheep

گوسفند سیاه یکی از سه فیلم ایتالیایی حاضر در بخش مسابقه می‎باشد که داستانش در یک تیمارستان می‎گذرد. محوریت فیلم بر روی شخصیت نیکولا با بازی خود سلستینی است که به ناحق به تیمارستان فرستاده شده و سعی بر داشتن صبر می‎کند. این اثر مشکلات زیادی را برای او از نظر کارگردانی در فضای یک تیمارستان داشته است.

 

منتقدی از مجله اسکرین این فیلم را یک فیلم سبک برای این جشنواره قلمداد کرد ولی در انتهای نظرش گفت ولی من به حضور چنین فیلم‎هایی خوش بین هستم.

 

سلستینی از کارگردانان و بازیگران تئاتر است که با مونولوگ‎های خود در تئاتر به شیوه خاصی دست یافته است. در فیلم گوسفند سیاه به جز سلستینی، جیورجیو تیراباسیو و مایا سایا ایفای نقش کرده‎اند.

+ نوشته شده در  شنبه 13 شهریور1389ساعت 11 بعد از ظهر  توسط یدک کش هنر   | 

باران فرش قرمز فستیوال ونیز را چند ساعتی مختل کرد


روز سوم جشنواره فیلم ونیز در سانس دو و سه گورباچف به کارگردانی استفانو اینسرتی و معدود نفرات خوشحال به کارگردانی آنتونی کوردیر اکران شد. در این روز باد و باران شدیدی که در عکس‎ها مشخص است محل جشنواره را با مشکلات فراوانی مواجه کرد. باد و باران شیرهای ونیز را که به عنوان نماد در سردر هر محل قرارداشتند واژگون و دکور ورودی را به هم ریخت.

 

 

هر کدام از کارگردانان کشورهای مختلف به شوق حضور در یک فستیوال معتبر پای به آن رقابت می‎گذارند. این جشنواره که در یکی از زیباترین شهرهای جهان برگزار می‎شود. ستاره‎های فیلم‎ها برای قدم گذاشتن بر قایق‎های مجلل و فرش قرمز این جشنواره لحظه شماری می‎کنند. اما طوفان دیروز عوامل فیلم‎های گورباچف و معدود نفرات خوشحال که به ترتیب در سانس دوم (14:30 به وقت محلی) و سوم (16:45 به وقت محلی) اکران شدند را از قدم زدن بر روی فرش قرمز ناکام گذاشت.

 


 

دو نکته در مورد باران دیروز را می‎توان ذکر کرد:

1-     چرا مسئولین ونیز این شرایط آب و هوایی را پیش بینی نکرده بودند تا چنین اوضاعی پیش نیاید.

2-     پس از پایان یافتن این طوفان دو ساعته ظرف مدت کوتاهی همه چیز برقرار شد که انگار نه انگار چنین باران شدید همه چیز را دستخوش تغییر کرده بود. پس از پایان طوفان فرش قرمز برای عوامل فیلم جایی دیگر به کارگردانی سوفیا کاپولا پهن شد. جان وو برای فیلم فرمانروایی آدمکشان و چند تن دیگر از هنرمندان روز گذشته بر روی فرش قرمز حاضر شدند.

 

+ نوشته شده در  شنبه 13 شهریور1389ساعت 11 بعد از ظهر  توسط یدک کش هنر   | 

جان وو در جشنواره ونیز جایزه گرفت

فیلمساز برجسته هنگ کنگی جان وو شب گذشته جایزه یک عمر تلاشش را از دستان کوئنتین تارانتینو کارگردانی که همیشه او را ستایش کرده است دریافت کرد. به همین مناسبت فیلم فرمانروایی آدمکشان را که جان وو با همکاری سو چائو پین کارگردانی کرده است، ساعت 21:30 به وقت محلی اکران شد.


جان وو برنده شیرطلایی افتخاری ونیز

 

مارکو مولر مدیر هنری جشنواره ونیز، سبک تاثیرگذار وو را از فیلم‌های کمدی دوران اول کاری‌اش همین طور فیلم‌های رزمی او در هنگ کنگ دهه 1970 تا بلاک باسترهای دهه اخیر مانند تغییر چهره و مأموریت غیرممکن را مورد تحسین قرار داد.

 

مولر گفت: «بعضی از فضاسازی‌ها و سکانس‌های اکشن فیلم‌های او تا ابد در خاطر می‌مانند.»

 

جان وو برنده شیرطلایی افتخاری ونیز


میشل یو بازیگر صاحب‎نام متولد مالزی و جانگ وو-سانگ بازیگر کره‌ای در فیلم رزمی فرمانروایی آدمکشان نقش‌آفرینی کرده‌اند که داستان آن در چین باستان رخ داده و درباره یک آدمکش حرفه‌ای است.

 

در روز دوم سپتامبر یعنی یک روز قبل از این مراسم در یکی از سالن‎ها دو فیلم دیگر جان وو به عنوان ادای احترام به این کارگردان 64 ساله اکران شدند. آدمکش یکی از شاهکارهای وو که نسخه ترمیم‌شده آن به نمایش درمی‌آید و فیلم کره‌ای Mujeokja که بازسازی فیلم فردایی بهتر او است.
+ نوشته شده در  شنبه 13 شهریور1389ساعت 11 بعد از ظهر  توسط یدک کش هنر   | 

تصاویر روز دوم جشنواره ونیز

تصاویر روز دوم جشنواره ونیز


+ نوشته شده در  جمعه 12 شهریور1389ساعت 5 بعد از ظهر  توسط یدک کش هنر   | 

فیلم‎های راه یافته به بخش ‎مسابقه فیلم‎های 3بعدی

فیلم‎های راه یافته به بخش ‎مسابقه فیلم‎های 3بعدی

 

آخرین The Last Airbender (ام نایت شیامالان/2010)

آلیس در سرزمین عجایب Alice in Wonderland (تیم برتون/2010)

آوای وحش Call of the Wild (ریچارد گابی/2010)

ابری با احتمال بارش توپهای گوشتی Cloudy with a Chance of Meatballs (فیل لرد و کریس میلر/2009)

اواتار Avatar (جیمز کامرون/2010)

جی فورس G-Force (هویت یتمن/2009)

چطور اژدهایتان را رام کنید How To Train Your Dragon (کریس سندرز و دین دبلیوس/2010)

داستان اسباب بازی Toy Story – 3D (جان لاستر/2010)

داستان اسباب بازی 2 Toy Story 2 - 3D (جان لاستر، لی آنکریک و اَش برانون)

داستان اسباب بازی 3 Toy Story 3 (لی آنکریک)

سرود کریسمس A Christmas Carol (رابرت زمه کیس/2009)

سیاره 51 Planet 51 (جورج بلانکو، خاویر آباد و مارکوس مارتینز/2009)

شرک 4 Shrek Forever After (مایک میتچل/2010)

گربهها و سگها: انتقام از کیتی گالور Cats & Dogs: The Revenge of Kitty Galore (برد پیتون)

مقصد نهایی The Final Destination 3D (دیوید آر الیز)

نبرد تایتانها Clash of the Titans (لوئیس لتریر/2010)

U2 3D (کاترین اونز و مارک پلینگتون)

 


هیئت داوران فیلم‎های 3بعدی:

تاکشی شیمیزو (ژاپن/ریاست هیئت داوران) – جیم هوبرمن (آمریکا) – دیوید زیمانی (ایتالیا)

 

+ نوشته شده در  جمعه 12 شهریور1389ساعت 3 بعد از ظهر  توسط یدک کش هنر   | 

مطالب جدیدتر
مطالب قدیمی‌تر